قذافی تصور میکرد که دیگر تهدیدی از سوی غرب وجود نخواهد داشت و بهویژه پس از همکاری با آمریکا، زمینه برای بازگشت لیبی به جامعه بینالملل و حتی توسعه اقتصادی فراهم میشود.

در میان انبوهی از گزارشها و تیترهای خبری، در یک بسته کامل با نام «ویژههای مشرق» شما را در جریان مسائل مهم و اثرگذار از نگاه روزنامههای کشور قرار میدهیم.
در این ویژهنامه، نگاهی به آخرین مواضع جناحهای سیاسی و تحولات مهم داخلی، خارجی، اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور انداخته میشود که مخاطبان بامطالعه آن به رهیافتهای مهم، نکات و تأملات از سیر وقایع اثرگذار دست خواهند یافت، در این بخش با ما همراه باشید.
*********
با پررنگتر شدن احتمال ازسرگیری مذاکرات ایران و آمریکا رسانههای جناح چپ به طرز قابل توجهی برای تشدید شرایط دو قطبی فعال شدهاند.
روزنامه اعتماد نزدیک به تیم اطلاع رسانی دولت خواهان چیده شدن همه تخممرغها در سبد مذاکره با ترامپ شده و نوشته است:
هر زمان ایران به دیپلماسی نه گفت و از آن فاصله گرفت، شکافی ایجاد شد که آشوبگرانی مانند نتانیاهو آن را پر کردند. امروز هم درست در زمانی که نتانیاهو عازم واشنگتن شده در داخل کشور این خبر منتشر شد که ایران پاسخ نامه ترامپ را با دید مثبت و با پذیرش امکان مذاکره داده است. در نامه دوم، ترامپ احتمالا زمینههای این اعتمادسازی را فراهم میکند. اینکه چگونه این زمینهها را فراهم میکند مشخص نیست اما اگر قرار باشد مذاکرهای صورت بگیرد، زمینههای آن باید در نامه دوم ترامپ گنجانده شود. سفر نتانیاهو به واشنگتن هرچند به اسم مذاکرات تعرفهای انجام شده اما در واقع در راستای تقویت جریان جنگطلب در امریکا صورت گرفته است.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است:
تضعیف ایران هیچ سودی را متوجه امریکاییها و منطقه نمیکند، چرا که ایران یک ظرفیت بالقوه و بالفعل بزرگ هم از نظر نیروی انسانی، دانش، فرهنگ، تمدن، ظرفیتهای سرمایهگذاری و...است. نباید فراموش کرد، مردم ایران و کشور ایران در منطقه از محبوبیتهای بسیاری برخوردارند. اما اسراییل هرگز دارای محبوبیت قابل توجه در منطقه و حتی جهان نیست. در بسیاری از کشورهای اروپایی علیه این رژیم شعارهای اعتراضی سر داده میشود.
روزنامه آرمان امروز هم روی ایجاد فضای دوقطبی و به هم زدن تعادل اجتماعی تاکید دارد و با تقسیم بندی جامعه از سبد مذاکره در حال بازیافت یک اتفاق عجیب است، این روزنامه مینویسد:
بر اساس شواهد موجود، اکنون دیگر اصل مذاکره بین دو کشور مورد تردید نیست و آنچه در دستور کار قرار دارد، نحوه و شکل مذاکرات است. بهگفته ناظران، ایران مذاکره مستقیم را بهطور کلی رد نکرده، بلکه آن را به تحقق برخی شروط مشروط کرده است؛ از جمله آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده یا اعمال تخفیف در بخشی از تحریمها.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، ضمن تأیید اصل مذاکره، بر موضع مشروط جمهوری اسلامی تأکید کرد. همزمان، منابع دیپلماتیک از آغاز قریبالوقوع مذاکرات طی ۱۵ روز آینده خبر میدهند، این تحولات، واکنشهای شدیدی از سوی جریانهای تندرو داخلی و خارجی بهدنبال داشته است. سفر فوری بنیامین نتانیاهو به اروپا و دیدارهای او با مقامات غربی، همراه با تیترهای هشدارآمیز روزنامههای تندرو در ایران – از جمله روزنامه کیهان – نشانهای از افزایش فشار این جریانها برای جلوگیری از دستیابی به توافق تلقی میشود!
در خصوص مذاکره مستقیم باید گفت چند نکته مهم را گفت:
۱- مسئولین ارشد ایران، این موضوع را رد کردهاند. عباس عراقچی، وزیر خارجه کشورمان تاکید کرد که مذاکرات در عمان و غیرمستقیم است. به نظر میرسد طرح ادعای مذاکره مستقیم، باهدف افزایش فشار روانی اجتماعی و بینالمللی برای رسیدن به این موضوع و امتیازگیری بیشتر است. اما موضوع مهم این است که مدل مذاکراتی مطلوب آمریکا و رژیم اسرائیل، مدل لیبی است.
۲- ترامپ در روزهای آغازین ریاست جمهوری خود، سند فشار حداکثری علیه ایران را صادر کرد. در متن این سند آمده است: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهعنوان یک سازمان تروریستی خارجی شناخته میشود. برنامه هستهای ایران، ازجمله قابلیتهای غنیسازی، بازفرآوری و موشکها با قابلیت حمل کلاهک هستهای، خطری جدی برای آمریکا به شمار میرود. ایران مانع دسترسی آژانس به سایتهای نظامی شده است. بنابراین، اعمال فشار حداکثری برای پایان دادن به تهدید هستهای، محدود کردن برنامه موشکهای بالستیک و توقف حمایت از گروههای تروریستی، در راستای منافع ملی ماست.»
۳- افزون بر برجام، با نگاهی تاریخی به سوابق تعهدات و پیمانهای آمریکا با دیگر کشورهای جهان میتوان به بیفایده و حتی آسیبزا بودن این گفتوگوها پی برد که توافق آمریکا و لیبی یک نمونه از آن است.
۴- قذافی تصور میکرد که دیگر تهدیدی از سوی غرب وجود نخواهد داشت و بهویژه پس از همکاری با سایت رسمی بت فوروارد آمریکا، زمینه برای بازگشت لیبی به جامعه بینالملل و حتی توسعه اقتصادی فراهم میشود.
۵- اما در طول زمان، آمریکا به دلیل تغییرات ژئوپولیتیکی و درک نادرست از پایداری قدرت قذافی، به تدریج از این تعهدات خود شانه خالی کرد. با وقوع بحرانها و تغییرات در سیاستهای داخلی آمریکا، عهدشکنی ایالات متحده و کشورهای غربی شروع شد، این سناریو مو به مو در حال اجراست!
جمهوری اسلامی ایران، در چارچوب راهبرد مقاومت فعال و دیپلماسی عزتمند، ضمن بازنگه داشتن مسیر تعامل، تأکید دارد که هیچ توافقی بدون تحقق کامل حقوق ملت ایران و رفع واقعی تحریمها امکانپذیر نیست.

در حالی که تحولات منطقهای و بینالمللی با شتابی بیسابقه در حال پیشروی است، بار دیگر پرونده هستهای ایران و گفتگوهای مرتبط با آن به صدر اخبار بازگشته است. مذاکراتی که بهصورت غیرمستقیم میان ایران و ایالات متحده، با میانجیگری کشور ثالث از جمله عمان، قرار است برگزار شود. از منظر راهبردی، بازتابی از ثبات در مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران و تلاش طرف مقابل برای بازگشت به واقعگرایی دیپلماتیک تلقی میشود.
عراقچی که در سفر الجزایر به سر میبرد، سه شنبه با انتشار پستی در شبکه ایکس، نوشت: «ایران و ایالات متحده روز شنبه در عمان برای گفتگوهای غیرمستقیم در سطح مقامات عالی ملاقات خواهند کرد. این یک فرصت و نیز یک آزمون است. توپ در زمین آمریکاست.»
این دور از رایزنیها حامل پیام روشنی برای غرب است: ایران همچنان اهل تعامل است، اما هرگونه توافق، تنها بر پایهی منطق مقاومت، رفع تحریمهای مؤثر و تضمینهای عملی ممکن خواهد بود.
در کوران تحولات پیچیده و حساس پیرامون پرونده هستهای ایران، مواضع مدبرانه و اصولگرایانه عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، بار دیگر مورد توجه ناظران و تحلیلگران قرار گرفته است.
عراقچی که سابقهای بلند در مسیر دیپلماسی جمهوری اسلامی دارد، همواره بر یک اصل مهم در سیاست خارجی ایران تأکید کرده است: «مذاکره، آری – امتیازدهی زیر فشار، هرگز.» در همین چارچوب، وی بر سه مؤلفه کلیدی تأکید دارد:
۱. صیانت از استقلال تصمیمگیری ملی
عراقچی بارها اعلام کرده که جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه تن به گفتگوی مستقیم با ایالات متحده نخواهد داد، مگر آنکه تغییر رفتاری محسوس از سوی واشنگتن مشاهده شود. این موضع، همسو با رویکرد کلی نظام، مبتنی بر عزت، حکمت و مصلحت بود و نشان داد که ایران اهل گفتگو است، اما نه به هر قیمت.
۲. تقدم رفع تحریمها بر هر گونه توافق تازه
یکی دیگر از محورهای موضعگیری عراقچی، اولویت کامل لغو تحریمهای ظالمانه بود. وی تأکید میکند که ایران تنها در صورتی گامهای جبرانی در حوزه هستهای را بازمیگرداند که راستیآزمایی کامل رفع تحریمها انجام شود.
این خط قرمز، مانع از بازیهای تبلیغاتی غرب در مذاکرات و توازن واقعی میشود.
۳. مرزبندی روشن با مطالبات فرا برجامی
عراقچی از همان ابتدا هشدار داد که تلاش برای گنجاندن موضوعات موشکی، منطقهای یا حقوق بشری در گفتگوها، غیراصولی و غیرقابل پذیرش است. او با صراحت تأکید کرد که «مذاکرات، صرفاً در چارچوب هستهای تعریف شده و هرگونه زیادهخواهی فراتر از آن، مذاکرات را به بنبست خواهد کشاند.»
بنابراین؛ مواضع شفاف، مقتدرانه و در عین حال دیپلماتیک عباس عراقچی، الگویی از دیپلماسی عزتمند و متعهد به اصول انقلاب اسلامی است. مواضع او نه تنها از منافع ملی صیانت کرد، بلکه نشان داد که دیپلماسی ایران میتواند در عین انعطاف، غیرقابل تحمیل و مستقل باقی بماند.
از میدان مقاومت تا معماری دیپلماسی غیر مستقیم
در بحبوحه تشدید حملات هوایی و زمینی رژیم صهیونیستی به لبنان، عراقچی در ۱۳ مهر ماه سال گذشته سفری را به لبنان انجام داد که به زعم بسیاری از تحلیلگران حامل پیام روشنی از حضور بی وقفه او در معادلات راهبردی منطقه بود.
عراقچی که سالها در خط مقدم مذاکرات هستهای و سیاست خارجی جمهوری اسلامی حضور داشته، بارها نشان داده که تنها به گفتوگوی رسمی اکتفا نمیکند. در یکی از جلسات حساس دیپلماتیک، هنگام عبور طرف مقابل از خطوط قرمز ایران، با پرتاپ خودکار خود، بهصراحت واکنش نشان داده و موضع ایران را بدون تعارف منتقل کرده است؛ حرکتی که بیشتر از هر واژهای، حامل پیام اقتدار بود.
در شرایطی که مذاکرات غیرمستقیم با میانجیگری طرف ثالث در جریان است، حضور چهرهای همچون عراقچی، نشانگر آن است که دیپلماسی جمهوری اسلامی همچنان با ترکیب عقلانیت، تجربه و رویکرد میدانی، در پی تأمین منافع ملی و تثبیت معادلات منطقهای است.
مذاکرات غیر مستقیم؛ آزمونی برای اراده واقعی آمریکا
جمهوری اسلامی ایران، در چارچوب راهبرد مقاومت فعال و دیپلماسی عزتمند، ضمن بازنگه داشتن بت فوروارد مسیر تعامل، تأکید دارد که هیچ توافقی بدون تحقق کامل حقوق ملت ایران و رفع واقعی تحریمها امکانپذیر نیست. مذاکرات غیرمستقیم، آزمونی برای صداقت و اراده واقعی آمریکا در تغییر مسیر گذشته خود تلقی میشود.
وضعیت نظام آموزشی کشور در شاخصهای مربوط به مهارتهای فارغالتحصیلان، رتبه ۱۳۶ را در میان ۱۴۰ کشور دارد. این به این معناست که دانشآموزان مهارت کافی برای ورود به بازار کار را کسب نمیکنند.

سرویس سیاست مشرق - «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابهلای اخبار و اتفاقات کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیلها و پیشینههایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم میگذاریم. هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.
به روایت آمارها:
دانشآموز ایرانی درس میخواند ولی مهارت کسب نمیکند
روح... محمدی، معاون وزیر کار و رییس سازمان فنی و حرفهای طی سخنانی در جمع خبرنگاران گفته است: طبق گزارشهای معتبر بینالمللی پیشبینی میشود که تا سال ۲۰۳۰، بیش از ۱۷۰ میلیون شغل جدید ایجاد و ۹۲ میلیون شغل حذف خواهد شد. بخش عمدهای از این تغییرات به دلیل مسائل مهارتی است؛ به طوری که اگر از هر ۱۰ کارگر، ۶ نفر ارتقای مهارت پیدا نکنند، در همین بازه زمانی حذف خواهند شد. همچنین، ۴۰ درصد از مهارتهای فعلی کارگران تا سال ۲۰۳۰ منسوخ خواهد شد و باید جایگزین شود.
او همچنین می افزاید: گزارشها نشان میدهند که بیش از ۴۰ تا ۴۵ درصد نیروی کار باید مهارتهای خود را ارتقا دهند تا بتوانند به کار فعلی خود ادامه دهند. بنابراین، با یک دینامیک جدی در بازار کار مواجه هستیم که افراد باید مهارتهای چندگانه کسب کنند تا بتوانند نقش خود را در بازار کار حفظ نمایند.
محمدی در بخش دیگری از سخنان خود نیز گفته است:
بر اساس دادهها، وضعیت نظام آموزشی کشور در شاخصهای مربوط به مهارتهای فارغالتحصیلان، رتبه ۱۳۶ را در میان ۱۴۰ کشور دارد. این به این معناست که دانشآموزان ما سالها تحصیل میکنند اما مهارت کافی برای ورود به بازار کار را کسب نمیکنند. این معضل تنها محدود به نظام آموزشی رسمی نیست؛ بلکه در زیرساختهای آموزشی سازمانها نیز وجود دارد. رتبه ما در سرمایهگذاری سازمانها در آموزش نیروی کار ۱۳۴ و در کیفیت آموزش ۱۱۵ است که نشاندهنده توجه کم به آموزش و سرمایهگذاری پایین در این زمینه است.[1]
*نبود نیروی کار ماهر و کمبود نیروی کاری که حاضر به پذیرش مشاغل غیر پشت میزی باشد تبدیل به یک بحران جدی در اقتصاد کار ایران شده است. این بحران هم اکنون اقتصاد ما را به راهکار "واردات نیروی کار" رسانده است و اگر بخواهیم مشاغل کارگری کشور بر زمین نماند و چرخ اقتصاد همچنان بچرخد؛ ناگزیر از واردات نیروی کار هستیم.
بماند که با مشکل "بیکاری شیک" و انبوه کارجویانی که حاضر به پذیرش هر شغلی نیستند و فقط کار پشت میزی می خواهند نیز مواجهیم.
سخنان رئیس سازمان فنی و حرفه ای و آمار ارائه شده از سوی او را باید به گوش جان شنید و برای نیروی کار ماهری که نیست فکری کرد.
در این زمینه همه خانواده ها، مسئولان و دستگاه های فرهنگی و رسانه ای و اجرایی وظیفه دارند که برای ترویج فرهنگ کار، قناعت به حقوق های معقول و نهادینه سازی این واقعیت که کار پشت میزی کم است؛ فعالیت کنند.
"مردم" دندانههای کلید براندازی نیستند!
محمدرضا تاجیک، از تئوریسین های اصلاح طلب به تازگی طی یادداشتی که سایت جماران آنرا منتشر کرد مدعی آواز مجروح و دردمند و سیاهپوش مردم ایران علیه حاکمان ایران شده است.
او در بخش پایانی یادداشت خود نیز می نویسد:
مشکل قدرت اینزمان آن است که اگرچه از اقتدار لازم برای امر به سکوت برخوردار نیست، اما در هراس از آواز مردم که از هر فراز و فرودش اشباح رنجور و سیه، افتان و خیزان، بیشتر با پشتهای خم، فرسوده زیر پشتوارۀ سرنوشتی شوم و بیحاصل، چون قوم مبعوثی برای رنج و درد، بیرون میآیند، تلاش میکند صدای آنان را به پارازیت تبدیل کند. قدرت، حتی در وضعیت بیقدرتی، نمیخواهد اقتدار «سخنگفتن» (برای همگان و بهجای همگان) خویش را از دست بدهد، لذا نظمی را شکل میدهد که نظمِ امور مشاهدهپذیر و امور بهکلامآمده است، نظمی که اجازه میدهد فلان فعالیت قابل مشاهده شود و دیگری خیر، فلان سخن در قالب گفتار درآید و دیگری در قالب پارازیت، فلان خط خوانده شود یا خط کشیده شود. اما اینبار مردم اراده کردهاند لحظهای از آواز نایستند، و با فریاد آوازشان، همچون فریاد شفیعی کدکنی، به اصحاب قدرت بگویند: دیگر این داس خموشیتان زنگار گرفت، به عبث هر چه درو کردید آواز مرا. باز هم سبزتر از پیش می بالد آوازم، هر چه در جعبۀ جادو دارید، بهدر آرید که من، باطل السحر شما را همگی میدانم. سخنم، باطل السحر شماست.[2]
*امثال تاجیک سالهاست که غیر از سیاهی و تباهی و نفرت چیزی ندیده اند و نسروده اند. اینان نکات مثبت، امیدها و عقلانیت عمومی در ایران را نمی بینند و در نتیجه کلام و قلم و توصیه هایشان صرفا در حوالی خشونت، اغتشاش و خیابان می گذرد.
مردمان یکی از شهرهای ایران ضرب المثل جالبی دارند که می گوید: "چاه کن اگر به باغ گل برود بیهوش می شود"!
حکایت تاجیک و امثال او نیز همینست. آنها آرامش مردم ایران، جنب و جوش نوروزی مردم، کنسرت های شلوغ، مسافرت های زیاد ایرانیان، افزایش کمک های مردم به مراکز خیریه عمومی، همراهی مردم با پویش رئیس جمهور پزشکیان برای 2 درجه کمتر و... را نمی بینند و در نفرتی برساخته؛ اینهمه روشنی را تاریکی می انگارند.
در پس این تاریک دیدن البته یک غرض ورزی هم وجود دارد که همه باید متوجه آن باشند.
تاجیک و امثال تاجیک قصد دارند برای مقاصد سیاسی خود از مردم پله بسازند. یعنی جماعتی از مردم که مشغول زندگی روزمره و تلخی و شیرینی های آن هستند را همانند خود به تصور تاریکی مطلق بکشانند و سپس آنها را به میدان تقابل با حاکمیتی بکشانند که تلاش کرده عقلانیت و اسلام را برای این سرزمین به ارمغان بیاورد. مردم نباید فراموش کنند که امثال تاجیک برای این هدف حتی اغتشاش و خشونت را امری مقدس می خوانند[3] و به اغتشاشگران امید می دهند که این نظام مظلوم روزی شکار خواهد شد![4]
آیا اکنون واضح نیست که تاجیک و امثال تاجیک از این قبیل سرایش های ادبی، تاریک انگاری ها و خرج از مردم به دنبال چه هستند؟
آیا کسی که دلسوز واقعی مردم و سرزمینش باشد؛ خود به میدان خواهد آمد و در صف جلو قرار خواهد گرفت یا اینکه به انواع لطایف الحیل و با زبانی غامض اما واضح مردم را به خطوط مقدم اغتشاش و انقلاب می کشاند و خودش اینگونه ایفاگر نقش های پشت جبهه می شود؟
تفاوتهای مذاکره مستقیم و غیر مستقیم
حربههای نخنمای روحانی برای دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا
شیخ حسن روحانی، رئیس جمهور سابق ایران در دیدار نوروزی که با حضور برخی وزرای سابق و فعالان سیاسی برگزار شد با اشاره به مذاکراتی که منجر به انعقاد برجام شد، گفته است: آن زمان آن تلفن توانست فضا را تلطیف کند از آن طرف هم مذاکرات مستقیم وزرای خارجه توانست راه را باز کند و با وجود زحماتی که آقای دکتر ظریف و تیم همراهش کشیدند اگر بنا بود مذاکرات برجام غیر مستقیم باشد، نه در دو سال، که در ۲۰ سال هم به توافق نمیرسیدیم. حالا شرایط متفاوت است و در شرایط متفاوت، باید کار را پیش ببریم.
به گزارش شفقنا، او همچنین اظهار امیدواری کرده است که بواسطه مذاکرات سایه جنگ از کشور دور شود![5]
*اینطور که پیداست رئیس جمهور سابق ما همچنان در حال و هوای گلابی های برجام، مودب نامیدن اوباما بواسطه یک تماس تلفنی و تصور شرایط جنگی برای کشور است.
در واقع او هنوز هم معتقد است که برجام یک توافق پر دستاورد برای ایران بود!
اصلا انگار روحانی فراموش کرده که خودش بود که گفت مذاکره با آمریکا دیوانگی است. و باز هم فراموش کرده که دستاورد برجام برای ایران و ایرانی "تقریبا هیچ" بعلاوه تحریم هایی بود که از صبح فردای امضای برجام شامل ایران شد. (از نمایش هایی مثل دعوت مقامات کشوری مثل یونان که خودش درگیر بحران اقتصادی بود به ایران هم بگذریم)
جالب آنجاست که تجربه تلخ برجام روحانی برای ملت ایران از وادی سخنان اثباتی و آمار و ارقام مستدل هم گذشته و مردم عزیز ایران به رأی العین و در تجربه ای ملموس دیدند که برجام هیچ تغییری در معیشت و زندگی و زمانه آنها ایجاد نکرد.
لکن در عین حال می بینیم که لجاجت کاری با انسان می کند که حتی بدیهی ترین مقولات را هم کتمان کند.
فلذا اکنون مشخص نیست که روحانی از کدام دستاورد و کدام توافق اینچنین به تعریف و تمجید برخاسته است؟
در باب کنایه های روحانی به "مذاکرات غیر مستقیم" که مورد تأکید رهبری معظم نظام قرار دارد و مذاکرات دوران برجام همچنین باید تصریح کرد که آن مذاکرات هم غیر مستقیم بود و به صرف یک تماس تلفنی با اوباما، احوالپرسی های دو وزیر خارجه از هم و یا تمنای ذهنی شخص روحانی نمی شود اسم یک مذاکره را مستقیم گذاشت. زیرا مذاکره مستقیم آدابی بت فوروارد دارد که ساده ترین آن اذعان هر دو طرف مذاکره به ارتباط مستقیم است. چیزی که نه در دوران مذاکرات دولت روحانی از سوی حاکمیت کلان کشور پذیرفته شد و نه در دوران امروز که ترامپ چندین مرتبه درخواست مذاکره کرده است.
از طرف دیگر مذاکره مستقیم در شرایطی است که هر دو طرف یکدیگر را در قامت مذاکره و تعهد به توافقات حین مذاکره قبول داشته باشند. تصوری که البته ما از آمریکا نداشته ایم و نداریم و حاکمیت این کشور را یک مانیفست بدعهد و دشمن مآب می شناسیم که تا اینجا به توافقتش با ایران در مذاکرات غیر مستقیم گذشته عمل نکرده است.
در ماجرای مسئله شرایط جنگی هم گویا آقای روحانی نمی داند که آمریکا اگر امکانی برای جنگ با ایران داشت؛ هر لحظه به آن دست میازید لکن قدرت ایران و شرایط آمریکا به گونه ای است که آمریکا در فرض عزم شیطنت نظامی هم هرگز امکان انجام عملیات های بزرگ و خونین را نخواهد داشت.
در واقع باید به آقای روحانی تذکر داد که حربه هایی مثل شرایط جنگی، چرخیدن چرخ سانتریفیوژها و معیشت مردم، گلابی های برجام و... دیگر کارایی ندارد و ایضا جریانی هم که اهل "توافق به هر قیمتی" بود نیز دیگر در سپهر سیاست کلان ایران جایی ندارد.
رئیس جمهور با حضور در سازمان انرژی اتمی ایران از نمایشگاه دستاوردهای صنعت هستهای بازدید کرد و در جریان آخرین پیشرفتهای این صنعت قرار گرفت.

مسعود پزشکیان و جمعی از مسوولان عالیرتبه کشوری، همزمان با ۲۰ فروردین از نمایشگاه جدیدترین دستاوردهای صنعت هستهای در سازمان انرژی اتمی بازدید کرد.
رییسجمهور کشورمان با حضور در این نمایشگاه در جریان آخرین دستاوردهای این صنعت در حوزههای چرخه سوخت هستهای، انرژی و برق، توانمندیهای ایران در زمینه تولید آب سنگین و مشتقات آن، رادیوداروها، فناوری پلاسما، کاربرد پرتوها، گداخت هستهای، لیزر، کوانتوم و فناوریهای کوانتومی، کشاورزی هستهای و شتابدهندههای صنعتی، نظام ایمنی هستهای و دیگر بخشهای بت فوروارد فناوریهای نوین این عرصه قرار گرفت.
همزمان با حضور پزشکیان در سازمان انرژی اتمی ایران از جدیدترین دستاوردهای صنعت هستهای در حوزههای چرخه سوخت هستهای، رادیوداروها، صنعت و بهداشت و درمان رونمایی خواهد شد.
تجمع مردم تهران در محکومیت جنایات وحشیانه اخیر رژیم صهیونیستی و در حمایت مردم مظلوم غزه در میدان فلسطین با شعار «بیا فلسطین»، برگزار شد.

تجمع مردم تهران در محکومیت جنایات وحشیانه اخیر رژیم صهیونیستی و در حمایت مردم مظلوم غزه در میدان فلسطین با شعار «بیا فلسطین»، برگزار شد.
در این تجمع اقشار مختلف مردم، از گروههای سنی گوناگون از دانشجویان و دانش آموزان و بسیجیان گرفته تا کسبه و مردم عادی، در حمایت از مردم غزه و فلسطین و محکومیت جنایات رژیم اشغالگر صهیونیستی در این تجمع حاضر شدند.
قابل توجه است بعد از نقض آتش بس توسط رژیم صهیونیستی، حملات وحشیانه این رژیم علیه مردم غزه و به خصوص زنان، کودکان و حتی خبرنگاران تشدید شده است.
در این اجتماع مردمی، شرکت کنندگان با در دست داشتن پرچمهای کشورمان، همچنین پرچم فلسطین و مقاومت ضمن سر دادن شعارهای مرگ بر اسرائیل حمایت قاطع خود را از مردم مظلوم غزه ابراز داشتند. در عین حال تصاویر شهدای مقاومت از جمله بت فوروارد حاج قاسم سلیمانی، اسماعیل هنیه، سید حسن نصرالله و عماد مغنیه دور تا دور میدان فلسطین به نمایش درآمده است.