حرمهای امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) در کربلا به مناسبت سالروز تخریب بقیع سیاهپوش و آماده برپایی مراسم عزا شدند.

به گزارش مشرق، کربلای معلی در آستانه هشتم شوال سالروز تخریب بقیع توسط وهابیون رنگ عزا گرفت.
هر ساله در این روز کربلا غرق غم و اندوه میشود و زائران با اندوهی بیپایان و با یادی از ائمه مدفون در بهشت بقیع به کربلا رفته و عقده دل باز میکنند.
امروز نیز خادمان حرمهای امام حسین و حضرت عباس علیهماالسلام کتیبههای مشکی متناسب با ایام تخریب بقیع و مزین به نام ۴ امام شیعه مدفون در این قطعه از بهشت را با صلوات بر محمد و آل محمد نصب کرده و برای برپایی مراسم عزاداری آماده بت فوروارد شدند.
پایتخت یکتنه به اندازه کل نمایش خانگی مخاطب گرفته و بار دیگر ثابت کرد تلویزیون چه قدرت بلامنازعی در میان رسانههای کشور دارد.

محمدحسین سلطانی، خبرنگار روزنامه فرهیختگان در گزارشی به میزان محبوبیت سریال پایتخت ۷ در ایام نوروز ۱۴۰۴ در میان سایر تولیدات رسانهای پخش شده در این ایام پرداخت و نوشت:
تقریباً تمام اخبار یک ماه اخیر سینما، تلویزیون و نمایش خانگی داخلی تحتتأثیر پخش فصل هفتم «پایتخت» قرار گرفت. بیراه نگفتهایم اگر بگوییم پایتخت روی اکران نوروز هم بیتأثیر نبوده و اخبار و تبلیغات سینماییهای نوروزی را به حاشیه کشانده و حتی روی خالی شدن صندلیهای سانس ساعت ۲۲ کشور اثر گذاشته است. پایتخت موجی را ایجاد کرد که اتفاقات آثار نمایش خانگی هم به کلی در حاشیه قرار گرفت. بر اساس آمار میتوان چنین استدلال کرد که پایتخت یکتنه به اندازه کل نمایش خانگی مخاطب گرفته و این موضوع بار دیگر به همه یادآوری کرد که تلویزیون چه قدرت بلامنازعی در رسانههای کشور دارد!
اتفاقات اخیری که برای پایتخت رخ داد نشان داد مخاطب ایرانی نه تنها از مدیوم تلویزیون بریده نشده بلکه دقیقاً در لحظه انتظار است تا به دلیل عملکرد ضعیف باقی مدیومها –بهخصوص در کمدی– به اوقات فراغتش به تلویزیون پناه ببرد و انتظار اثری قابل دیدن را بکشد که بتواند برای آمدن قسمت تازه آن لحظهشماری کند. برای آنکه آنچه تشریح کردیم برایتان عینیتر شود کافی است به تلوبیون بروید و نگاهی به میزان دنبالکنندههای پایتخت بیندازید؛ رقم ۲۷ میلیون بازدید برای سریالی که تازه به نیمه رسیده، آن هم در وضعیتی که نمایش خانگی خود را با زور تبلیغات سرپا نگه داشته و سینما در بازه زمانی نوروز تنها یک مخاطب جدی داشته، چیزی شبیه به معجزه است. معجزهای که تنها از قدرت تلویزیون برمیآید.
آیا تمام صحبتهایی که درباره موج ایجاد شده توسط پایتخت هفت کردیم این سریال را از نقد کردن مبرا میکند و ضعفهایش را میپوشاند؟ پاسخ به این سؤال یک «نه» قاطع است. اما نکتهای که پایتخت را از یک اثر وایرال شده به یک اثر مهم بدل میکند، در یک عبارت خلاصه میشود؛ «توازن در پیام و سرگرمی». آنچه پایتخت در ۷ فصل اخیر انجام داده، تلاش حداکثری بوده برای کشاندن و بیان پیامهای راهبردی و حتی نقد اجتماعی در بستر قصه و ساختار روایی اثر. اجازه بدهید این استدلال را با یک صحنه از سریال شرح دهیم.
در قسمت دهم و یازدهم پایتخت، کاراکتر بهتاش به قصه بازمیگردد، به چه شکل؟ با بازگشت به خانواده. کاراکتری که در فصل ششم این سریال محل بحثهای پیرامون حضورش در سریال و بدآموزی شخصیت او شد و این بحثها حتی به سطح مقامات هم کشیده شد. ماجرای بازگشت بهتاش تنها گوشهای است از نگاه راهبردیای که سازندگان پایتخت دارند و بدون بیان گلدرشت و نصیحت مستقیم مخاطب، درباره چنین موضوعات مهمی موضعگیری میکنند.
مخاطب از این مدل انتقال پیام استقبال میکند و قصه را دنبال میکند. آمار یک و نیم میلیون نفره تماشای این دو قسمت نشان میدهد مخاطب با این شکل از انتقال پیام همراه شده و به جای بیرون زدن این اتفاق در سریال، آن را در بستر روایی اثر میپذیرد. فصل هفتم پایتخت مملو از این ظرایفی است که در سناریوی آن نوشته و در مقابل دوربین سیروس مقدم به تصویر کشیده شده است. تصاویری که چه در متن و چه در فرامتن، پایتخت را به اثری مهم بدل میکند.
پایتخت روی امواج زندگی است
در شرایطی که تقریباً هر روز سیگنالهای ارزی و دیپلماتیک، روان عمومی جامعه را مختل میکند، پایتخت اتفاقی است که بیش از یک اثر سرگرمی بدل به نمادی از جامعه ایرانی میشود. وقتی در میان اخبار روز چند هفته اخیر کشور، اظهارات ترامپ با صحنههایی از پایتخت بدل به ترند یک ایران میشود، نشان میدهد جامعه ایران تا چه اندازه غرق در زندگی است. جامعهای که توسط صغیر و کبیر در حال فروپاشی نشان داده میشود، اما اقبال چند میلیونیاش به یک اثر کمدی، پیام دیگری را متبادر میکند که اتفاقاً از آن میشود برداشتهای دیپلماتیک داشت.
هفت، عدد ثبات است
هفتفصله شدن پایتخت و ماندگار ماندن تعداد مخاطبان پای این اثر، نشان از مفهوم گمشده این روزهای جامعه ما دارد و آن هم ثبات است. با یک نگاه کلی نسبت به قسمتهای منتشر شده از این فصل و فصلهای قبل پایتخت میتوان به جرئت گفت تغییرات کاراکترها با آنکه در روایت ایجاد جذابیت روایی میکند، اما در تداوم قصه آنها را پراکنده و خارج از وجه انسانی خود نمیکند. همین امر بین مخاطب و تمامی کاراکترها ایجاد نزدیکی کرده و ثبات را برای این اثر رقم میزند.
پایتخت به وضوح حداقلها را زیر پا نمیگذارد و همین برایش ثبات در میزان اقبال مخاطب در این هفت فصل را پدید آورده است. هفت فصلی که در میان آثار رسانه ملی و حتی نمایش خانگی یک رکورد به حساب میآید.
خانواده، پایتخت را نگه میدارد
پایتخت از قسمت اول خود یک اثر متکی بر تکشخصیت نبود. چه آدمهای جمعشده در قاب کامیون ارسطو در فصل اول و دوم و چه خانواده مستقرشده در خانههای اجارهای فصل سوم تا هفتم، همه به مفهومی متصل و جذب شدهاند تحت عنوان خانواده. شاید این جملات کلیشهای به نظر برسد، اما میشود با مثالی از فصل چهارم پایتخت این مسئله را شرح داد. در این فصل مخاطب به حد اضطراب میرسد برای نگه داشتن خانواده معمولی.
در قسمت آخر این فصل ما با همایی مواجه میشویم که نقی او را در دوگانه اخلاق یا خانواده میاندازد، اما در پایان قصه این نقی است که صورتمسئله را پاک میکند و به جای آنکه هما را در دالان اخلاق یا خانواده بیندازد، از اساس دوگانه را از بین میبرد و از خانوادهاش در برابر این دوراهی از اساس خطرناک -که اتفاقاً بدل به وجه مشترک برخی آثار اجتماعی چند سال اخیر سینمای ایران هم شده است- حراست میکند.
حراست اعضای خانواده از گروه اجتماعی خود به اینجا ختم نمیشود. کار حتی به فصل پنجم و مواجهه خانواده معمولی با داعش کشیده میشود. دوباره خانواده در برابر یک عنصر ضد اخلاق و خطرناک قرار میگیرد. در فصل هفتم هم باز مسئله خانواده و البته تشکیل و بازتولید خانواده مطرح است. مفهومی که برای جامعه ایرانی اصولاً به عنوان یک عنصر سمپاتیک تلقی میشود و همین مسئله اقبال مخاطب را به سریال چند برابر میکند.
پایتخت نقد کردن را بلد است
شاید اینطور به نظر برسد که برخی از نقدهای اجتماعی مطرح شده در پایتخت از روایت اصلی داستان بیرون میزند و بعضاً پایتخت را تا مرز اپیزودیک شدن پیش میبرد. حتی اگر این گزاره را بپذیریم، باز هم پایتخت در اجرا و به تصویر کشیدن نقدهای اجتماعی هم خلاق عمل کرده و هم هوشمند. این شکل از انتقادها چه در دیالوگ و چه در موقعیت، از بدترین حالت از استانداردهای حداقلی برخوردارند.
از نقد جریان بلاگری گرفته که با مطرح شدن این داستان از زبان بهتاش و در قالب دیالوگ به دل مخاطبان نشست، تا نقد نگهداری از حیوانات خانگی که در جریان کنونی سینما و تلویزیون ایران کمتر کسی جرئت میکند حتی به آن نزدیک شود، و یا نقد عدم توجه به جامعه ورزشی و بهخصوص کشتی که در قالب یک موقعیت کمیک-تراژیک مطرح شد. همه اینها نشان میدهد پایتخت زبان نقد خودش را پیدا کرده و میداند چگونه بدون آنکه نقد اجتماعی از کاراکترهای داستان فراتر رود و به بیانیهخوانی بیفتد، حرفش را بزند و یا به بیان بهتر کاراکترها از دردهایشان بگویند.
پایتخت روی مرز تمدن و تدیّن
شاید یکی از جذابترین لوکیشنهایی که پایتخت به آن خواهد رفت، تاجیکستان باشد؛ کشوری که در چند سال اخیر به دلیل اشتراکات زبانی و فرهنگی مورد توجه سران دو کشور قرار گرفته و از این نظر پایتخت را میتواند گسترشدهنده یک ارتباط فرهنگی میان ایران و تاجیکستان دانست. وصلت دو خانواده ایرانی و تاجیکی در قصه سوای آنکه میتواند تصویری از مردم تاجیکستان در ذهن مخاطبان بسازد، میتواند سبب ارتباط فرهنگی گستردهتر میان مردم ما و تاجیکستان بشود.
موضوع تاجیکستان از یک سو حائز اهمیت است و از طرف دیگر مدل پرداخت پایتخت به این مسئله اهمیتی دوچندان دارد. پایتخت در سالهای گذشته نشان داده که وقتی به سمت مذهب یا سکانسهای مذهبی میرود بلد است چگونه از کلیشه خارج شود و آن را در زبان کاراکترها بیاورد، شاهد مثال این اتفاق هم سکانسی بود که در فصلهای گذشته سریال نقی به پدرش در نماز خواندن کمک میکرد و کلمه به کلمه اذکار نماز را برایش میگفت، سکانسی که بدل به یکی از صحنههای ماندگار سریال شد و یا حتی در فصل فعلی سریال ماجرای اوس موسی و رفتنش بعد از نماز صبح.
تأکید روی این مفهوم نماز نشان میدهد که نویسندگان پایتخت برای شخصیتهایشان حداقلهایی از تدین را قائل هستند، تدینی که، چون در بستر قصه قرار میگیرد برای مخاطب دور نیست و ایجاد فاصله نمیکند.
پایتخت فرم بلد است
در پایتخت امسال قطعا برخی موضوعات مانند لهجه بازیگران و یا حتی شکافهای روایی مطرح است، شکافهایی که در سالهای قبل هم وجود داشت و مورد انتقاد مخاطبان و منتقدان قرار گرفت. با این حال پایتخت باز هم از حداقلهای فرمی پایین نمیآید و یک سر و گردن هم از کمدیهای نمایش خانگی و هم تلویزیون سرتر است.
بازیهای کماکان خوب محسن تنابنده، ریما رامینفر، نسرین نصرتی (که بحق در این فصل یکتنه درخشیده) بت فوروارد احمد مهرانفر و بازی به اندازه هومن حاجیعبداللهی و دیگر شخصیتهای داستان به سریال کمک کرده و آن را بدل به اثری قابل دیدن میکند؛ اثری که حتی در نحوه فیلمبرداری و خلق موقعیتهای کمیک و تراژیک و همچنین دیالوگنویسی، دکور و حتی تغییر شغلهای کاراکترها منسجم عمل میکند و همین موضوعات باعث میشود پس از خوابیدن صدای حواشی، مخاطبی را ببینیم که هر شب ساعت ۱۰ به همراه خانواده تلویزیون را روشن میکند.
یکی از کاربران توئیتری نوشت:
جنگ تجاری آمریکا و چین داره کمکم اثراتش رو نشون میده.
بانک جیپی مورگان هشدار داده که تعرفههای جدید ترامپ ممکنه آمریکا رو در سال ۲۰۲۵ وارد رکود کنه؛ حتی احتمال کاهش ۰.۳٪ از رشد اقتصادی هم وجود داره! از اون طرف، چین هم دست به کار شده و نهتنها تعرفههای متقابل وضع کرده، بیت فورد بلکه با فروش تیکتاک به آمریکا مخالفت کرده.
در این بین، بازارها هم چشم دوختن به فدرال رزرو.
جروم پاول، رئیس فدرال رزرو، گفته فعلاً نرخ بهره رو پایین نمیآرن چون میخوان ببینن این تعرفهها دقیقاً چه بلایی سر اقتصاد میاره!

شهردار برکنار شده و زندانی استانبول در آغاز کنگره حزب جمهوریخواه خلق، به مردم کشورش پیام داد و گفت که قویتر از استبداد باشند.

به نقل از دویچه وله، اکرم امام اوغلو، شهردار برکنار شده و زندانی استانبول، در آغاز کنگره امروز حزب جمهوریخواه خلق (CHP)، دولت ترکیه به ریاست رجب طیب اردوغان را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
شهردار برکنار شده و زندانی استانبول، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: تنها هدف آنها این است که نظام تک نفرهای را زنده نگه دارند که کشور را در تمام زمینهها، از اقتصاد تا بهداشت، از آموزش تا دستگاه قضایی، به سوی فاجعه میکشاند.
حزب جمهوریخواه خلق امروز یکشنبه ۶ آوریل (۱۷ فروردین) در آنکارا گرد هم آمده تا یک کنگره فوقالعاده برگزار کند. همزمان، حزب در حال بسیج مردم برای تجمعی است که در اعتراض به اقدامات صورتگرفته علیه اماماوغلو برگزار شود.
در این کنگره فوق العاده قرار است ریاست جدید حزب انتخاب شود و انتظار میرود که ازگور اوزل، رئیس فعلی حزب دوباره انتخاب شود.
اکرم امام اوغلو در پیام خود برای او و دیگر همحزبیها آرزوی موفقیت کرد.
وی از زندان خطاب به همحزبیها و تمام ملت ترکیه گفت که قویتر از استبداد باشند.
اکرم امام اوغلو شهردار تحت بازداشت استانبول یکشنبه 3 فروردین ماه پس از صدوربیت فورد حکم زندان از سوی دادگاه برای وی، با انتشار پیامی خطاب به حامیان خود اعلام کرد: هموطنان عزیزم، امروز ترکیه با خیانت بزرگی مواجه شده است. روند قضائی که در جریان است، یک اقدام قانونی نیست. این یک حکم بدون محاکمه است. من مردم کشورم را به مبارزه برای حقوق خود دعوت میکنم. این مبارزه برای حقوق، مسئله آینده ملت و فرزندانمان است.
تهران- ایرنا- «عبدالباری عطوان» تحلیلگر جهان عرب با اشاره به سفر نخست وزیر رژیم صهیونیستی به واشنگتن، از آن به عنوان احضار او از سوی رئیس جمهوری آمربکا یاد کرد و موضوع اصلی این دیدار را ایران دانست.

عطوان در رای الیوم درباره تحرکات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نوشت: "از زمان فروپاشی توافق هسته ای میان تهران و ۶ کشور به رهبری آمریکا، شاهد سیلی از تهدیدات آمریکایی- اسرائیلی علیه ایران هستیم که با به قدرت رسیدن دوباره دونالد ترامپ این تهدیدات به اوج خود رسیده است."
وی افزود: جدیدترین تحول در این زمینه سفر ناگهانی بنیامین نتانیاهو به واشنگتن و دیدارش با ترامپ در کاخ سفید با موضوع اصلی ایران است و موضوعاتی مانند نسل کشی در غزه و تعرفه های گمرکی اعمال شده از سوی ترامپ ثانوی و پوششی است.
سردبیر رای الیوم ادامه داد: این سفر نیست بلکه احضار از سوی ترامپ پس از مخالفت تهران با شروط رئیس جمهور آمریکا و مخالفت رهبر معظم ایران با مذاکرات مستقیم با آمریکاست. بیشتر این دیدارها میان آمریکا و اسرائیل نمایشی و در راستای مجبور کردن به پذیرش شروط آمریکاست.
وی اضافه کرد: احدی به دنبال جنگ نیست اما اگر آمریکا و اشغالگران صهیونیستی آن را بخواهند، گریزی از رویارویی در راستای حق دفاع مشروع ایران از خود نیست، زیرا تردید تحت عنوان خویشتنداری تبعات وخیمی به دنبال دارد. ترامپی که دنیا به علت تعرفه های گمرکی علیه او شده، بزدل تر از آن است که به عنوان یک تاجر وارد جنگ با ایران شود، بر خلاف اسلافش او در هر جنگی علیه ایران فقط رژیم اشغالگر را در کنار خود دارد که پس از آمریکا منفورترین در دنیاست.
عطوان نوشت: اگر انصارالله یمن، آمریکا را شکست داده و ترامپ را ذلیل کرده و امنیت رژیم اشغالگر را با موشکها و رشادت ارتشش و مخالفت با کرنش در برابر تهدیدات و حملات آمریکا گرفته پس اوضاع با «معلم بزرگ» یعنی ایران چه خواهد شد؟ ما به دنبال مبالغه نیستیم، بلکه طبق اوضاع میدانی در یمن یا در رژیم اشغالگر و شکست نظامی و روحی که این رژیم با آن دست به گریبان است، سخن می گوییم.
این تحلیلگر عرب اظهار داشت: آمریکا با وجود توان نظامی قوی خود؛ اما شکست ناپذیر نیست و نباید شکست آن در ویتنام، افغانستان و عراق را فراموش کنیم. ترامپ دلال شاید از املاک و تجارت بداند، اما از سیاست و امور نظامی و بیت فورد راهبردی چیزی نمی داند، بعید نمی دانیم که دوستان صهیونیست او را به سمت فروپاشی سریع آمریکا سوق دهند؛ موضوعی که یادآور «میخائیل گورباچف»(آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی) است او که پرچمدار فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود و پایان آن را تسریع کرد و آن هنگامی بود که به وعده های آمریکا دلخوش و پیمان ورشو را منحل کرد.
وی در پایان با طرح این سوال که آیا به شکل شتابزده به پایان آمریکا و اسرائیل نزدیک می شویم، اضافه کرد: هر احتمالی وارد است و تاریخ آکنده از فروپاشی امپراتوری های بزرگ است و امپراتوری شرور آمریکا نیز مستثنی نخواهد بود.
به گزارش الجزیره، دفتر نخست وزیر رژیم صهیونیستی در بیانیه ای اعلام کرد که نتانیاهو یکشنبه (امروز) برای دیدار با رئیس جمهوری آمریکا به واشنگتن سفر می کند.
براساس این بیانیه، ایران، روابط رژیم صهیونیستی و ترکیه، دیوان بین المللی کیفری، اسیران صهیونیست در نزد مقاومت و تعرفه های تجاری وضع شده توسط رئیس جمهوری آمریکا، از موضوعاتی است که نتانیاهو قرار است درباره آن ها با ترامپ رایزنی کند.