سازمان هواشناسی با صدور هشدار سطح نارنجی تشدید فعالیت سامانه بارشی در ۱۲ استان از بارش برف، باران، رعدوبرق و وزش باد شدید در ۲۹ استان کشور خبر داد.

بر اساس تحلیل نقشههای همدیدی و آیندهنگری سازمان هواشناسی امروز در اکثر مناطق کشور به جز استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان بارش باران، رعدوبرق، وزش باد شدید بارش برف در مناطق کوهستانی پیشبینی شده است.
فردا یکشنبه از شدت بارشها در نیمه غربی و مرکز ایران کاسته شده و در شمال شرق و شرق کشور رگبار پراکنده ادامه خواهد داشت.
روزهای دوشنبه و سهشنبه بارشها در استانهای واقع در دامنههای جنوبی البرز، برخی مناطق غرب، شرق، شمال شرق، مرکز و جنوب، چهارشنبه در دامنه، ارتفاعات البرز مرکزی، مناطق مرکزی ایران، شرق و جنوب شرق بارشها ادامه خواهد داشت.
امروز در برخی مناطق از مرکزی و جنوب، یکشنبه در مرکز، شرق، جنوب شرق، دوشنبه در جنوب و جنوب شرق و چهارشنبه در بخشهایی از مرکز و شرق کشور وزش باد شدید با احتمال خیزش گردوخاک پیشبینی میشود. امروز خلیجفارس، دوشنبه شرق خلیجفارس و تنگه هرمز مواج است.
سازمان هواشناسی همچنین طی هشداری در سطح نارنجی از تشدید فعالیت سامانه بارشی طی امروز در ۱۲ استان از جمله تهران خبر داد.
نوع مخاطره این فعالیت بارش باران، در مناطق سردسیر و کوهستانی بارش برف، وزش باد شدید موقت، پدیده مه، در نواحی جنوبی با رعدوبرق و تگرگ، بالا آمدن ناگهانی سطح آب رودخانهها به سبب شدت بارش و ذوب برف است.
بر این اساس در نیمه شمالی خوزستان، چهارمحال بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، شمال فارس، کرمانشاه، ایلام، لرستان، جنوب همدان، جنوب مرکزی، نیمه غربی اصفهان، دامنه و ارتفاعات استانهای البرز و تهران مخاطره بالا آمدن ناگهانی بیت فورد آب رودخانهها و سیلابی شدن مسیلها و آبگرفتگی معابر، اختلال در ناوگان حمل و نقل زمینی، هوایی و ریلی کشور، لغزندگی جادهها، احتمال انسداد گردنههای برف گیر، وزش باد شدید موقتی، مه گرفتگی، کاهش دید افقی، در ارتفاعات احتمال ریزش بهمن، خسارت به سازههای موقت و محصولات کشاورزی و اختلال در انتقال حاملهای انرژی وجود دارد.
پرهیز از سفرهای غیر ضروری، پرهیز از اتراق در حریم و بستر رودخانهها و مسیلها، خودداری از فعالیتهای کوهنوردی و جابجایی عشایر، خودداری از فعالیتهای تفریحی نظیر طبیعتگردی، آمادگی دستگاههای اجرایی و امدادی، پاکسازی دهانه پلها، لایروبی کانالها و آبروها و آمادگی راهداری جهت برفروبی در مناطق سردسیر، عدم تردد دامداران در ارتفاعات از توصیههای سازمان هواشناسی برای مدیریت این وضعیت است.
ترامپ با طرح دوگانه احمقانه مذاکره یا هجمه سعی در ترساندن مسئولان و مقامات عالیرتبه کشوری برای تسلیم اجباری در برابر خواستههای نامشروع آمریکا در موضوع هستهای، توان موشکی و مسائل منطقهای دارد.

ترامپ مدعی ارسال نامهای به مقامات عالی کشورمان در باب مذاکره شد، تکرار چنین حرکتی از سوی ترامپ در شرایطی که رهبر معظم انقلاب پیشتر هم در زمان دیدار با نخستوزیر وقت ژاپن و مجددا در ماه بهمن امسال هرگونه مذاکره با آمریکا را رد کرده بودند، این ظن را به ذهن متبادر میکند که چنین پیشنهادی بیش از هر چیز عملیات فریب برای حرکات بعدی دولت آمریکا است.
دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا روز جمعه در مصاحبهای با فاکس بیزینس اظهار داشت که نامهای به مقامات ایران در روز پنجشنبه ارسال کرده و به آنها درخواست مذاکره داده است.
دیگر رسانههای بینالمللی از جمله رویترز نیز گزارش دادند که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا میخواهد بر سر توافق هستهای با ایران مذاکره کند و روز پنجشنبه نامهای به رهبری این کشور ارسال کرده است و در عین حال ابراز امیدواری کرده است که طرف ایرانی با مذاکره موافقت کند.
رویترز به نقل از این مصاحبه فاکس بیزینس نوشت: «من گفتم امیدوارم که شما مذاکره کنید، زیرا برای ایران بسیار بهتر خواهد بود.
ترامپ همچنین مدعی شد: «من فکر میکنم آنها میخواهند این نامه را دریافت کنند. جایگزین دیگر این است که ما باید کاری انجام دهیم، زیرا شما نمیتوانید اجازه دهید سلاح هستهای دیگری بهوجود بیاید.»
در همین راستا، نمایندگی جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد در پاسخ به سؤال رسانههای آمریکایی مبنی بر نامه ادعایی رئیسجمهور رژیم آمریکا، تصریح کرد: تاکنون چنین نامهای دریافت نکردهایم.
سیاستی مبتنی بر محاسبه غلط
نگاهی به اقدامات و رویکردهای دونالد ترامپ در ماههای سپری شده از دور دوم ریاست جمهوری وی بر ایالات متحده، بهخوبی این واقعیت را اثبات کرد که وی کمتر تفاوتی را با دور اول سکونت خود در کاخ سفید داشته و دارد ولی در این میان شاید بتوان مهمترین ویژگی و وجه افتراق او نسبت به دوره پیشین ریاست جمهوریاش را در سرمایهگذاری ویژه برای تاثیرگذاری در افکار عمومی کشور هدف سیاست خارجی بهخصوص افکار عمومی ایران دانست.
ترامپ ۲۰۲۵ و دولتمردان وی، سیاستهای خود علیه کشور و ملت ایران را بر ایجاد نارضایتی در داخل و اجبار مسئولان کشورمان به عقبنشینی در برابر زیادهخواهیهای آمریکا به واسطه فشار افکار عمومی تعیین کردهاند.
بر همین اساس ترامپ با وجود آگاهی به اینکه مسئولین عالیرتبه کشورمان هرگونه مذاکره غیرعادلانه، غیرشرافتمندانه و قلدرمآبانه با ایالات متحده و غرب را از پیش رد کردهاند، با ارائه چنین پیشنهادی که مبتنی بر مفروضات و محاسبات غلط از ملت ایران است، سعی در موجه نشان دادن خود و مقصر نشان دادن مسئولان نظام دارند. در همین راستا، «اسکات بسنت» وزیر خزانهداری آمریکا روز پنجشنبه، در گفتوگویی با باشگاه اقتصادی نیویورک مدعی شد: «فقیر کردن دوباره ایران، آغاز سیاست تحریمی به روز شده ما خواهد بود. اگر من یک ایرانی بودم، هم اکنون تمام پولم را از شکل ریال خارج میکردم».
وی افزود: «فروش نفت ایران را تعطیل خواهیم کرد و فقیر کردن مجدد ایران، آغاز سیاست تحریمی به روز شده ما خواهد بود. هدف ترامپ این است که صادرات نفت ایران به میزان ۱.۵ میلیون بشکه را به یک قطره برساند. دولت همچنین قصد دارد دسترسی تهران به سیستم مالی بینالمللی را قطع کند.»
این قبیل لافها و اظهارات بیش از هر چیز ناشی از درک و محاسبه غلط آنان از اعتماد ملت ایران به نظام و همچنین غفلت آنان از تواناییهای کشورمان در مقابله با فشارهای ظالمانه غربیهاست.
کافی است مقامات آمریکایی نگاهی به تاریخچه فشارهای خود بر ملت ایران و در مقابل آن اعتماد ملی به نظام و شکست خوردن سیاست فشار حداکثری، حداقل در ۱۵ سال اخیر بیندازند تا متوجه این محاسبه غلط بشوند.
سیاست فشار حداکثری ترامپ در دولت اول وی که ایضا با سوءمدیریتهای دولت روحانی همراه شده، نهتنها منجر به تسلیم ملت ایران در برابر خواستههای آنان نشد که کشور را در کنار گذاشتن دیپلماسی التماسی دولت برجام مصمم کرد و با قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریمها از سوی مجلس شورای اسلامی، شکست این سیاست آشکار گشت.
جدای از این تحلیل غلط ترامپ و اطرافیان وی از ظرفیتهای کشور برای مقابله با تحریم نیز، با افزایش فروش نفت ایران در دولت شهید رئیسی به رقمی بالاتر از یکمیلیون و هفتصد هزار بشکه در روز به وضوح نمایان شد. همچنین در اوج تحریمهای آمریکا در زمان دولت دموکرات اوباما که کشور برای اولین بار با موج سهمگین تحریم روبهرو بود، فروش نفت ایران در پایان دولت دهم هیچگاه به رقمی پایینتر از یک میلیون بشکه در روز نرسید و در ماههای پایانی منتهی به مرداد ۱۳۹۲ کشور به وضعیت باثباتی در برابر فشار اقتصادی رسیده بود.
فرید زکریا مردادماه امسال در یادداشتی در واشینگتن پست اظهار میدارد: شکست رویکرد فعلی واشنگتن را در نظر بگیرید. از زمان خروج دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا از توافق هستهای ایران در ماه می ۲۰۱۸، سیاست ایالات متحده در قبال ایران «فشار حداکثری» بوده است. تعداد تحریمها علیه ایران از ۳۷۰ مورد در دوران باراک اوباما به بیش از ۱۵۰۰ مورد در دوران دولت ترامپ افزایش یافت و ایران را به رکورددار تحریم در جهان تبدیل کرد.
وی افزود: این در حالی است که دیگر طرفین در مذاکرات هستهای (قدرتهای اروپایی، روسیه و چین) با این امر مخالفت کردند ولی ایالات متحده از تحریمهای ثانویه استفاده کرد تا عملا مانع از تجارت بیشتر آنها با تهران شود. دولت بایدن عمدتا سیاست ترامپ را با چند تغییر و تخفیف کوچک ادامه داده است. زکریا با طرح این پرسش که نتیجه سیاست فشار حداکثری ترامپ و بایدن چه بوده است، اظهار میدارد: ایران که (با خروج آمریکا از برجام) از محدودیتهای توافق هستهای رها شده، برنامه هستهای خود را به طور گستردهای پیش برده است. به گفته آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اکنون اورانیوم غنی شده این کشور ۳۰ برابر بیشتر از حد مجاز توافق شده است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل خاطرنشان میکند: توافق (برجام) یک «زمانگریز» یکساله ایجاد کرد، این زمان به معنی مهلتی مورد نیاز برای تولید سوخت هستهای مورد نیاز برای یک سلاح است. ماه گذشته، آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، گفت که تهران یک تا دو هفته با نقطه گریز فاصله دارد.
مبدأ محاسبه آمریکا کجاست؟
یکی از ابعادی که میبایست در تحلیل رفتار دولت دوم ترامپ در مقابله با کشورمان در نظر گرفت، بررسی دلایل محاسبه اشتباه آنان درباره افکار عمومی در ایران هست.
این محاسبه غلط رابطه مستقیمی با سکانداری طیف غربگرای داخلی و طیف مدعی اصلاحات بر مسند و ساختار اداری کشور است.
نگاهی به پالسها و سیگنالهای مثبتی که از نخستین روزهای آغاز به کار دولت چهاردهم از سوی برخی از افراد در داخل دولت و در طیف غربگرای مدعی اصلاحات به غرب ارسال شد، دلیل این سرمایهگذاری آمریکاییها را نشان میدهد.
این افراد که از سابقه تاریخی خود در دولت حسن روحانی نیز درس نگرفتهاند، مجددا با تکرار روش اشتباه و خطرناک خالی نشان دادن دست کشور در آستانه هر روندی در سطح بینالملل، خواسته یا ناخواسته بزرگترین ضربه را در هر مذاکره یا مواجههای با غرب به کشور وارد میسازند.
افرادی که متاسفانه سعی در همراه کردن رئیسجمهور با ادبیات خود و بیان منش خود از زبان وی داشته و در برخی از مواقع از جمله نحوه انتشار مصاحبه رئیسجمهور با رسانههای آمریکایی در نیویورک یا در مصاحبه وی با NBC موفق به این کار نیز شدهاند. این سیگنالها حتی برای یک بار نیز با پاسخ مثبتی از سوی مقامات آمریکایی در هر دولت بایدن و ترامپ همراه نشد و بالعکس منجر به گستاخی بیشتر آنان شد.
نمونهای واضح از روند اشتباهی که از سوی برخی از افراد در داخل کشور بهکار گرفته شد، سفیدشویی ترامپ در مصاحبه ظریف با فرید زکریا بود که در کمترین زمان منجر به صدور یادداشت امنیت ملی ریاست جمهوری از سوی رئیسجمهور آمریکا و تشدید فشار حداکثری بر کشورمان بود.
این نمونههای واضح بهخوبی نشان میدهد که غربگرایان در داخل که پیشتر در دولت حسن روحانی کشور را با خسارت محض برجام روبهرو کرده بودند و اکنون نیز سعی در پوشاندن قبای حسن روحانی بر تن پزشکیان دارند، ضلع دیگری از سیاستی هستند که ترامپ علیه ایران در نظر گرفته است و قوت قلبی را برای وی در تحقق فشارهای خود بر داخل ایران ایجاد کرده است. این دسته افراد و رسانههای مجیزگوی زنجیرهای، حتی به عمد سعی در چشمپوشی از اذعانهای پیشین خود به بیفایدگی مذاکره با ترامپ در زمان دولت دوم حسن روحانی نیز دارند.
عملیات فریب
روش همیشگی ترامپ در مسائل بینالمللی، لاف و هجمه کلامی سنگین نسبت به دشمنان، رقبا و حتی شرکای سنتی آمریکا برای امتیازگیری بیشتر در هر توافقی با سایر کشورها است. وی این روش را در تجدید پیمان نفتا با کانادا و مکزیک، مذاکرات با شرکای اروپایی آمریکا، مواجهه با چین و اکنون نیز حتی در بازی با اوکراین در پیش گرفته است. به همین ترتیب وی با طرح دوگانه احمقانه مذاکره یا هجمه سعی در ترساندن مسئولان و مقامات عالیرتبه کشوری برای تسلیم اجباری در برابربیت فورد خواستههای نامشروع آمریکا در موضوع هستهای، توان موشکی و مسائل منطقهای دارد. این پیشنهاد و در عین حال تهدید از سوی ترامپ، وی را در افکار عمومی بینالمللی و همچنین در میان ملت ایران تبرئه نخواهد کرد و چنین بازی مضحکی دیگر کارایی نخواهد داشت.
او بهخوبی به این نکته احاطه دارد که مسئولان کشورمان، تجربه تاریخی لیبی و عراق را بهخوبی به خاطر دارند و از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران به اذعان مقامات و نهادهای آمریکایی توان بسیار زیادی برای نابودسازی منافع، توان نظامی و حضور پرشمار نیروهای آمریکایی در منطقه و دیگر نقاط جهان دارد. ترامپ و مشاوران وی به این واقعیت نیز آگاهی دارند که هر عمل احمقانهای از سوی رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه تاسیسات هستهای ایران نهتنها قادر به نابودی این تاسیسات نخواهد بود که بالعکس ممکن است منجر به تغییر در دکترین هستهای ایران نیز بشود. اگر آمریکاییها پاسخی را از ایران میخواهند رهبر انقلاب پیشتر صراحتا این پاسخ را دادهاند: «نه جنگ میشود، نه مذاکره میکنیم» ایشان در ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ و در آغازین ماههای شروع فشار حداکثری دولت اول ترامپ تاکید کردند: جنگی رخ نخواهد داد چرا که ما مثل گذشته هیچوقت شروعکننده جنگ نخواهیم بود و آمریکاییها هم حمله را آغاز نمیکنند چون میدانند که صددرصد به ضررشان تمام خواهد شد زیرا جمهوری اسلامی و ملت ایران ثابت کردهاند به هر متعرضی، ضربه بزرگتری وارد خواهند کرد.
با ابلاغ بخشنامۀ جدید سازمان امور مالیاتی تمامی معافیتهای مالیاتی کارمندان لغو شد.

با ابلاغ بخشنامۀ جدید سازمان امور مالیاتی، کلیه مزایا و فوقالعادههای دریافتی کارکنان دولتی و غیردولتی، از بیت فورد جمله کمکهزینۀ عائلهمندی، مسکن و پاداش تولید، تحت عنوان درآمد مشمول مالیات شناسایی و مسئولیت محاسبۀ آن به سازمان امور مالیاتی منتقل شد.
تردید نداشته باشید که لایحه «الحاق جمهوری اسلامی ایران به معاهده ممنوعیت یا محدودیت کاربرد برخی سلاحهای متعارف»! خواسته دشمنان است و هدف نهائی آن خلع سلاح ایران در مقابل حملات وحشیانه دشمن خواهد بود.

حسین شریعتمداری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:
۱- آقای شهرام دبیری، معاون پارلمانی رئیسجمهور محترم از لایحهای خبر داده است که اخیراً از سوی دولت برای تصویب به مجلس شورای اسلامی ارسال شده است. لایحهای با قید «دو فوریت»!...
نیم نگاهی به نام لایحه حتی بدون مراجعه به متن و محتوای آن، این احتمال را قوت میبخشد که پای فریب در میان باشد و ناخواسته در میدانی قدم بگذاریم که مختصات آن را دشمنان بیرونی نظام ترسیم کرده باشند.
برادر عزیزمان سردار طلائی نیک، معاون محترم برنامهریزی و امور مجلس و سخنگوی وزارت دفاع، در این خصوص ابراز داشتهاند:«این لایحه با موافقت و نظارت ستاد کل نیروهای مسلح تنظیم شده است و انتظار میرود درخصوص این لایحه بدون مطالعه و بررسی دقیق محتوای آن، بهطور شتابزده قضاوت و اظهارنظر نشود». و ضمن اشاره به این نکته که فقط دو پروتکل از این کنوانسیون را با «حق شرط» پذیرفتهایم، گفتهاند «این دو پروتکل پیشنهادی در لایحه عبارتند از: ۱. محدودیت بهکارگیری مهمات دارای ترکشهای غیرقابل تشخیص با اشعه ایکس دربدن انسان ۲. لزوم شناسایی و جمعآوری مواد منفجره از مناطق جنگی پس از جنگ».
۲- ابتدا باید گفت که «حق شرط» و «حق تحفظ» در کنوانسیونها و معاهدات بینالمللی مشروط به آن است که این حق شرطها و تحفظها با روح کنوانسیون مغایرت نداشته باشد و تشخیص همسوئی و یا مغایرت با روح کنوانسیون هم برعهده مرکزیت کنوانسیون است و نه کشورهای عضو. به عنوان مثال، در «گروه ویژه اقدام مالی» (FATF) نیز تعریف از تروریسم را در اختیار خود میدانستند و از این روی برخلاف نظر جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حزبالله لبنان و... را گروه تروریستی! مینامند! و درباره دو پروتکل مورد اشاره نیز گفتنیهائی هست که به آن میپردازیم.
۳- عنوان این لایحه، «لایحه الحاق جمهوری اسلامی ایران به معاهده (کنوانسیون) ممنوعیت یا محدودیت کاربرد برخی سلاحهای متعارف» است! سلاحهای متعارف Conventional weapons شامل تسلیحاتی نظیر توپ، تانک، تفنگ، نارنجک، خمپاره، هواپیماهای جنگنده و امثال آنهاست. یعنی تسلیحات و جنگ افزارهائی که در دایره سلاحهای کشتار جمعی نظیر سلاحهای هستهای، بیولوژیک، رادیولوژیک و شیمیائی قرار ندارند و همه کشورها مجاز به استفاده از آن هستند.
جمهوری اسلامی ایران بارها نشان داده است که هرگز از سلاحهای کشتارجمعی استفاده نمیکند. پرهیز از تولید سلاح اتمی (با وجود توانائی تولید آن) از جمله این موارد است. معاهده یاد شده نیز درباره سلاحهای کشتار جمعی نیست، بلکه ایجاد محدودیت در تولید و یا تهیه تسلیحات متعارف کشورمان را نشانه رفته است.
۴- اولین پرسش این است که دولت محترم با کدام انگیزه و بر اساس کدام ضرورت، لایحه «الحاق جمهوری اسلامی ایران به معاهده (کنوانسیون) ممنوعیت یا محدودیت کاربرد برخی سلاحهای متعارف» را تهیه و برای تصویب به مجلس شورای اسلامی ارائه کرده است؟! درباره علت نگرانی ناشی از این لایحه و آنچه احتمال فریب را قوت میبخشد، اشاره به چند نکته ضروری به نظر میرسد. بخوانید!
اول: بیش از دو دهه از چالش هستهای کشورمان با دشمنان بیرونی میگذرد و علیرغم تأکید چندباره آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر صلحآمیز بودن فعالیت هستهای ایران و اعلام حرام بودن استفاده از سلاح هستهای توسط رهبر معظم انقلاب (که حریف میداند فصلالخطاب است) هنوز پرونده هستهای کشورمان در پیچوخمهای ساختگی و مصنوعی دشمنان قرار دارد. چرا؟!
«جورج فریدمن» مدیرکل «آژانس اطلاعات و مراقبت راهبردی آمریکا» است او مشاور ارتش و دولت آمریکا در حوزه دفاع و امنیت ملی بود و مدت بیست سال نیز در کالج «دیکینسون» آمریکا علوم سیاسی تدریس میکرد. فریدمن در پاسخ به خبرنگار روزنامه آمریکایی «یو.اس.ای. تودی» که از وی درباره تنش هستهای میان ایران و آمریکا سؤال کرده بود، میگوید؛ مشکل آمریکا با ایران مسئله هستهای این کشور نیست، مسئله آن است که ایران نشان داده است، نه فقط بدون رابطه با آمریکا، بلکه در حال تخاصم و دشمنی با آمریکا میتوان بزرگترین قدرت نظامی و تکنولوژیک منطقه بود. (کتاب «دههی آینده» سال ۲۰۱۲).
به قول برادر عزیزمان جناب آقای ظهرهوند عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در واکنش به لایحه یاد شده: «ما در حالی که وارد تکنولوژی صلحآمیز هستهای شدهایم میبینیم چه بلایی سرمان میآوردند؛ در این شرایط تکلیف سلاح متعارف مشخص است. طبق مفاد آن، حتی تولید و استفاده از تسلیحات متعارف مانند فشنگ و نارنجک نیز ممکن است محدود شود».
دوم: نگاهی به جنایات وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی بیندازید! فقط به عنوان یک نمونه، دهها هزار تُن بمب بر سر مردم مظلوم غزه ریختهاند -دهها هزار تُن!- حالا، قرار است همین جرثومههای فساد و جنایت و نسلکشی درباره سلاحهای متعارف ما تصمیم بگیرند! نگرانکننده نیست؟! باور بفرمائید که هست!
سوم: رژیم صهیونیستی و آمریکا در جنگ غزه از انواع تسلیحات غیر متعارف Unconventional weapons نظیر بمبهای فسفری، جنگ افزارهای شیمیائی و بیولوژیک بمبهای هستهای با اورانیوم رقیق و...استفاده کردهاند و دهها هزار زن و مرد و کودک را به شهادت رساندهاند و... اکنون سؤال این است که آیا مقابله با استفاده از جنگ افزارهای غیر متعارف و بیت فورد سلاحهای کشتارجمعی باید در اولویت باشد و یا «ممنوعیت یا محدودیت کاربرد برخی سلاحهای متعارف»؟!... آنهم با قید «دوفوریت»! به کجا چنین شتابان؟!
چهارم: این جرثومههای پلیدی بارها به صراحت اعلام کرده و در عمل نیز به وضوح و در اوج قساوت نشان دادهاند که ایران اسلامی را اصلیترین دشمن خود میدانند.
کاش تهیه کنندگان لایحه یاد شده فقط به یک نمونه از معاهدات بینالمللی اشاره میکردند که دشمنان تابلودار نظام با تحریف واقعیات، از آن علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده نکردهاند!
۵- آیا هنوز هم میتوان کمترین تردیدی داشت که لایحه «الحاق جمهوری اسلامی ایران به معاهده (کنوانسیون) ممنوعیت یا محدودیت کاربرد برخی سلاحهای متعارف»! خواسته دشمنان است و هدف نهائی آن از الحاق ایران به این کنوانسیون، خلع سلاح ایران اسلامی در مقابل حملات وحشیانه دشمن خواهد بود؟!
همانطور که طی روزهای پس از صدور بیانیه شاهد بودیم ابتکار اوجالان ـ اردوغان به جایی نمیرسد و حتی ممکن است تشدید درگیریهای نظامی بین ارتش و پ.ک.ک را در پی داشته باشد.

سعدالله زارعی طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: «عبدالله اوجالان» رهبر سازمان کارگران کرد ترکیه (P.K.K) طی بیانیه مفصلی اعلام کرد این حزب را منحل میکند و سلاح را زمین میگذارد. در اینجا چند سؤال اساسی وجود دارد؛ علت اقدام اوجالان چیست؟ آیا با این بیانیه واقعاً پ.ک.ک منحل شده و نیروهای آن خلع سلاح گردیدهاند؟ آیا کردهای ترکیه از این بیانیه پیروی خواهند کرد؟ آیا با اعلامیه اوجالان درگیری میان ارتش ترکیه و این سازمان نظامی ـ سیاسی پایان مییابد؟ در پاسخ به این سؤالات میتوان گفت:
۱- عبدالله اوجالان ۲۷ سال پیش و دو سال قبل از به قدرت رسیدن «رجب طیب اردغان» رئیسجمهور ترکیه و حزب عدالت و توسعه ترکیه بازداشت و در جزیره امیرلی در خارج از ترکیه محبوس گردیده و تاکنون بهطور پیوسته در بازداشت و حصر خانگی قرار داشته است. اوجالان بعد از صدور بیانیه توقع داشت حصر و محدودیتهای رفت و آمد او به پایان برسد اما ظاهراً مقامات امنیتی ترکیه به او گفتهاند نمیتوانند امنیت او را در خارج از جزیره محل تبعید و زندانی شدن وی تأمین نمایند اما او در داخل جزیره میتواند در منزل بزرگتری به زندگی خود ادامه دهد.
در واقع وی تهدید شده که در صورت خارج شدن از محل تبعید خود در معرض قتل (ترور) قرار میگیرد. خود این نحوه مواجهه دولت اردوغان با رهبر ۷۵ ساله پ.ک.ک نشان میدهد آنکارا به اینکه بیانیه اوجالان واقعاً منجر به انحلال حزب و خلع سلاح آن شود، اعتماد ندارد و ادامه حبس او را تضمینی برای اجرائی شدن بیانیه قرار داده است.
۲- عبدالله اوجالان در بیانیه خود به شرایط تحولیافته عرصه بینالملل و عرصه منطقه و مسایل داخلی ترکیه اشاره و در واقع اعلام کرده ناگزیر به صدور این بیانیه شده است. او اشتباه نکرده چرا که بعد از صدور این بیانیه طرفهای اروپایی که همواره از این حزب در برابر دولت ترکیه حمایت کردهاند و طرف آمریکایی از انحلال PKK و خلع سلاح آن حمایت کردهاند.
اوجالان در سطر پایانی بیانیه خود بهصورت رمزآلودی نوشته است شرایط فعلی اقتضای ادامه فعالیت حزب نداشته و این میتواند به معنای آن باشد که او و حزب کارگران کرد ترکیه دنبال شرایط بهتری برای ادامه فعالیت هستند بنابراین بیانیه او میتواند نوعی دفعالوقت با هدف بازسازی این حزب و از سرگیری فعالیتهای آن باشد.
۳- تعدادی از فرماندهان میدانی پ.ک.ک که در داخل ترکیه فعالیت میکنند، ضمن ادای احترام به اوجالان در اظهارات خود به جای خلع سلاح که در بیانیه وی آمده بود، از عبارت «آتشبس یکجانبه» صحبت کرده و گفتهاند چنانچه از سوی ارتش مورد حمله قرار گیرند، با سلاحهای خود مقابله خواهند کرد. آنان درخصوص انحلال پ.ک.ک هم اعلام کردهاند این موضوع باید در «کنگره حزب» مطرح و در مورد آن تصمیمگیری شود.
این مواضع اولاً به آن معناست که در داخل این گروه شبهنظامی درباره تبعیت از بیانیه اوجالان شکاف وجود دارد و ثانیاً به معنای آن است که از تصمیم اوجالان ناراضی بوده و تبعیت نخواهند کرد. البته پذیرش بیانیه اوجالان در احزاب کردی موازی پ.ک.ک مثبتتر بوده و آنان از کنار گذاشتن درگیری نظامی با ارتش ترکیه استقبال کردهاند.
یادآوری میشود هر چند پ.ک.ک قدرتمندترین تشکل کردی ترکیه به حساب میآید اما کردها دو حزب سیاسی دیگر هم دارند که یکی از آنها غیرقانونی خوانده شده و دیگری در داخل ساختار سیاسی ترکیه فعالیت مینمایند. بعضی با اشاره به سابقه و مواضع متفاوت کردها مدعی شدهاند که نوعی تقسیم کار میان بخش نظامی و بخش سیاسی کردهای ترکیه صورت گرفته و بخش سیاسی مأموریت پیدا کرده است تا راهی برای حل مسایل میان کردها و دولت ترکیه پیدا کند تا قدرت کردها تضعیف نشود.
۴- شاخه سوری پ.ک.ک (PYD) و حزب دموکراتیک کردی سوریه (قسد) اعلام کردهاند بیانیه اوجالان یک بیانیه داخلی ترکیه است و شامل کردهای سوریه نمیشود. این دو حزب سوری اعلام کردهاند سلاح را زمین نمیگذارند و در مقابل تهاجمات ارتش ترکیه خواهند ایستاد.
قسد ضمناً در مقابل درخواست جولانی فرمانده تحریرالشام و حاکم فعلی سوریه مبنی بر ادغام در ارتش جدید سوریه (تحت فرماندهی وزارت دفاع) اعلام کرده است تنها در صورتی که بهصورت کامل و یکجا و در قالب یک یگان مسلح با فرماندهی کردی پذیرفته شوند حاضرند در ارتش جدید سوریه فعالیت نمایند که این درخواست از سوی حکومت سوریه پذیرفته نشده است. بنابراین به نظر نمیآید بیانیه اوجالان تأثیری در وضعیت کردهای سوریه ایجاد کند.
۵- حکومت اقلیم کردستان عراق به رهبری بارزانی از بیانیه اوجالان استقبال کرده است. استقبال اقلیم به این دلیل است که اربیل تلاش میکند رهبری کردها را به دست بگیرد و این در حالی است که پ.ک.ک خود را محور کردها به حساب آورده و رابطه چندانی با اقلیم کردی عراق و خانواده بارزانی ندارد.
اقلیم کردستان عراق سالهاست که با حکومت فعلی ترکیه روابط سیاسی و اقتصادی و حتی امنیتی ـ نظامی دارد و ترکیه شریک اول اقتصادی آن میباشد. بنابراین از چشم پ.ک.ک، حکومت اقلیم کردستان عراق بیش از آنکه متحد کردهای ترکیه باشد، متحد حکومت اردوغان است. از سوی دیگر اقلیم کردستان عراق از حیث تاریخی و جمعیتی در وضعیتی قرار ندارد که بتواند رهبری کردهای ترکیه را هم نمایندگی کند. با این وصف در محیط منطقهای هم بیانیه اوجالان کاربرد چندانی نخواهد داشت.
۶- مواضع دولت ترکیه درخصوص بیانیه اوجالان هم از عدم اعتماد آن به اجرائی شدن بیانیه رهبر ۷۵ ساله پ.ک.ک خبر میدهد، اردوغان و متحد او «دولت باغچلی» رئیس حزب حرکت ملی، که حسب ظاهر، اوجالان را وادار به نوشتن بیانیه انحلال و خلع سلاح پ.ک.ک نموده و حتی بعضی گفتهاند اساساً بیانیه را دولت ترکیه نوشته و اوجالان وادار به قرائت و امضای بیت فورد آن شده است، در اولین اظهارات خود اعلام کرد اقدامات نظامی علیه پ.ک.ک را متوقف نمیکند تا آنچه در بیانیه آمده واقعاً اجرائی شود. دو روز پس از صدور بیانیه اوجالان، نیروی هوائی ارتش ترکیه چهار نوبت مواضع پ.ک.ک در عراق را مورد حمله قرار داد و خود این ضمن اینکه از عدم اطمینان اردوغان از پذیرش بیانیه توسط کردها حکایت مینماید، بیانیه را ناکافی میداند و به نابودسازی نیروهای این حزب از طریق حملات هوائی ادامه میدهد.
پیش از این اردوغان با «صلاحالدین دمیرتاش» رهبر حزب دموکراتیک خلق (کردی) توافقنامهای امضا کرد اما به زودی آن را کنار گذاشت و این حزب را منحل اعلام کرد. این پس از آن بود که این حزب موفق به کسب ۱۱ درصد از کرسیهای پارلمان ترکیه شد. اردوغان گمان میکرد با شدت عمل علیه کردها بهتر به نتیجه میرسد تا از طریق توافق و بیانیه سیاسی. بنابراین میتوان متأسفانه پیشبینی کرد که درگیری نظامی میان ارتش ترکیه و نیروهای پ.ک.ک استمرار پیدا میکند.
۷- همانطور که طی روزهای پس از صدور بیانیه شاهد بودیم ابتکار اوجالان ـ اردوغان به جایی نمیرسد و حتی ممکن است تشدید درگیریهای نظامی بین ارتش و پ.ک.ک را در پی داشته باشد. اوجالان در طول ۲۷ سال تبعید چندبار از جمله در سال ۱۳۹۱ / ۲۰۱۲ از اعتقاد خود به ضرورت زندگی مسالمتآمیز با دولت ترکیه صحبت کرده اما به نتیجه نرسیده است. مواضع ناهمخوان فرماندهان میدانی پ.ک.ک هم نشان داد، اوجالان دیگر جایگاه سابق را میان کردهای ترکیه ندارد و آنچه تعیینکننده کیفیت روابط بین دولت و کردها است را نیروهای میدانی تعیین مینمایند.
از آن طرف اردوغان و حزب عدالت و توسعه و روزنامههای وابسته به این حزب که از این بیانیه به عنوان «یک دستاورد مهم سیاسی» یاد کردهاند، چندان دستاوردی نداشتهاند. مسئله کردهای ترکیه و سوریه حل نشدهاند و بیانیه نمیتواند ۴۱ سال درگیری را به راحتی به فضای «زندگی مسالمتآمیز میان کردها و ترکها» در ترکیه تبدیل نماید. طی ۲۰ سال گذشته، بارها ارتش با هواپیمای جنگی به مواضع و نیروهای پ.ک.ک در شهرهای مختلف کردی در داخل و خارج ـ از جمله وان ـ حمله کرده که این نوع مواجهه با شهروندان یک کشور عجیب و استثنایی است.
البته تا آنجا که به ایران مربوط میشود، جمهوری اسلامی خواستار حل و فصل واقعی ـ نه مانوری ـ مسائل میان کردها و دولت این کشور میباشد.