خبرهای روز

داغ ترین اخبار ایران و جهان

خبرهای روز

داغ ترین اخبار ایران و جهان

وقتی سلبریتی‌ها بلای جان می‌شوند

فعالیت سلبریتی‌ها و ترغیب و وسوسه مردم برای به دست آوردن گنج، امروزه در فضای مجازی بسیار صورت می‌گیرد که باعث می‌شود جوانان جان خود را به خطر بیندازند و همچنین به آثار تاریخی کشور را آسیب وارد کنند و این آثار را در کشورهای دیگه به فروش برسانند.


 کشور ما با چالش‌های جدی در حفظ و نگهداری آثار تاریخی به دلیل نادانی برخی سلبریتی‌ها برای گرفتن بازدید زیاد در فضای مجازی و حتی فروش آثار تاریخی مواجه شده است، این افراد با سوءاستفاده از اطلاعات عمومی و یا نادانی، به تخریب و حفاری‌های غیرمجاز برای یافتن گنج می‌پردازند واین عمل شدت یافته است.

حفاری‌های غیرمجاز برای یافتن گنج، آتش‌سوزی‌های عمدی در اماکن تاریخی و تبلیغات نادرست از سوی برخی افراد در شبکه‌های اجتماعی، آسیب‌های بسیاری به میراث فرهنگی ایران وارد کرده است.

آثار تاریخی کشور مورد هجوم حفاران

یکی از پدیده‌های نگران‌کننده‌ای که در سال‌های اخیر به شدت افزایش یافته، حفاری‌های غیرمجاز برای یافتن گنج است، یکی از مهم‌ترین موردی که در روزهای گذشته شاهد آن بودیم و تلفات جانی به همراه داشت، حادثه‌ای بود که در یکی از استان‌های کشور رخ داد، در این حادثه عده‌ای با استفاده از ابزارهای غیرمجاز اقدام به حفاری در مناطق تاریخی و باستانی کردند، این کار باعث آسیب جدی به بافت تاریخی منطقه و همچنین از دست رفتن جان حفار شد.

برخی از حفاران با هدف یافتن گنج‌های پنهان شده در زیر زمین به حفاری‌های گسترده‌تری پرداخته‌اند که نه تنها تخریب آثار تاریخی بلکه منجر به ایجاد شرایط زیست‌محیطی نامناسب نیز شده است، این نوع فعالیت‌ها به شدت به میراث فرهنگی ایران آسیب وارد می‌کنند و حفظ این آثار را در برابر خطرات مختلف تهدید می‌کند.

فعالیت سلبریتی‌ها و ترغیب و وسوسه مردم برای به دست آوردن گنج، امروزه در فضای مجازی بسیار صورت میگیرد که باعث می‌شود جوانان جان خود را به خطر بیندازند و همچنین به آثار تاریخی کشور را آسیب وارد کنند و این آثار را در کشورهای دیگر به فروش برسانند.

آتش زدن قلعه تاریخی، برای گرفتن بازدید

اخیراً در یکی از مناطق تاریخی ایران، یک سلبریتی اقدام به آتش‌زدن قلعه‌ای تاریخی کرد، این حادثه زمانی رخ داد که سلبریتی مذکور به اشتباه این قلعه را یک کوره پزی قدیمی معرفی کرده و در نتیجه به‌طور عمدی آتش‌سوزی به راه انداخت.

آتش‌سوزی دو میلیارد تومان خسارت به قلعه وارد کرد و بسیاری از بخش‌های آن دچار آسیب شد. این گونه اقدامات نه تنها نشان‌دهنده بی‌اطلاعی افراد از ارزش میراث فرهنگی است بلکه می‌تواند به نوعی بی‌احترامی به تاریخ و فرهنگ ملت‌ها نیز محسوب شود.

متأسفانه بسیاری از افرادی که در جامعه شهرت دارند، به دلیل نبود آگاهی صحیح از میراث فرهنگی، گاه اقدامات نادرستی انجام می‌دهند که پیامدهای آن به‌طور مستقیم بر آثار تاریخی تاثیر می‌گذارد.

فروش آثار تاریخی توسط سلبریتی‌ها

شبکه‌های اجتماعی به یکی از ابزارهای تأثیرگذار در شکل‌دهی به افکار عمومی و تبلیغات تبدیل شده‌اند، متأسفانه در برخی مواقع، برخی افراد با ترویج اطلاعات نادرست و حتی تبلیغ حفاری‌های غیرمجاز، موجب گمراهی دیگران و آسیب به آثار تاریخی می‌شود، یکی از افراد پرطرفدار در این زمینه، آقای کوهسار باد فر معروف به "پوارو" است که با سایت اصلی بت فوروارد بیش از ۱.۵ میلیون دنبال کننده در فضای مجازی به تبلیغات درباره پیدا کردن گنج و حفاری در مکان‌های مختلف می‌پردازد.

تبلیغات در فضای مجازی به صورت گسترده، می‌تواند خطرات زیادی برای میراث فرهنگی کشور به دنبال داشته باشد، زیرا ممکن است افراد ناآگاه را به سمت حفاری‌های غیرمجاز و تخریب آثار تاریخی سوق دهد.

علاوه بر این، اخیراً دو نوجوان ایرانی که در آمریکا ساکن هستند، اقدام به فروش سکه‌های تاریخی ایرانی دوره هخامنشی کردند، این سکه‌ها که به‌طور غیرقانونی از ایران خارج شده بودند، به قیمت‌های بسیار بالایی به فروش رسیدند، این عمل نه تنها به اعتبار تاریخی و فرهنگی ایران آسیب وارد می‌کند بلکه نشان‌دهنده یک بحران جدی در مورد قاچاق آثار تاریخی و عدم نظارت مناسب بر این مسائل است، فروش این گونه اشیاء تاریخی نه تنها موجب از دست رفتن یک میراث ملی می‌شود بلکه در برخی موارد می‌تواند به اعتبار کشور در سطح بین‌المللی آسیب بزند.

نتیجه‌گیری

آسیب‌های ناشی از حفاری‌های غیرمجاز، آتش‌سوزی‌های عمدی و تبلیغات نادرست در زمینه گنج‌یابی و فروش آثار تاریخی، مشکلات جدی برای حفظ میراث فرهنگی ایران به وجود آورده است، لازم است که مسئولان و نهادهای مربوطه با جدیت بیشتری به نظارت بر فعالیت‌های غیرمجاز در این زمینه پرداخته و اقدامات پیشگیرانه‌ای را برای جلوگیری از تخریب آثار تاریخی اتخاذ کنند.

ایران به‌عنوان یک کشور با تاریخ و فرهنگ غنی، نیازمند همکاری همه‌جانبه مردم، مسئولان و متخصصان برای حفاظت از آثار تاریخی خود است، در غیر این صورت، ممکن است در آینده‌ای نه‌چندان دور، با از دست دادن بخش‌های مهمی از هویت فرهنگی خود مواجه شویم.

افزایش قیمت بلیت در شرایط اقتصادی کنونی، ضربه مهلکی به سینمای ایران خواهد زد؟/شلیک بلیت ۱۱۰ هزار تومانی به قلب سینما!

بنابراین تصمیم به افزایش قیمت بلیت سینما در شرایطی گرفته شده که با گرانی کالاهای مختلف، موج تازه‌ای از کاهش شمار تماشاگران سینمای ایران در راه خواهد بود.


 در شرایطی که تنها یک هفته تا آغاز نمایش عمومی فیلم‌های نوروزی ۱۴۰۴ باقی‌ مانده، این روزها بار دیگر زمزمه‌ها درباره افزایش قیمت بلیت سینماها بالا گرفته و احتمال می‌رود پیشنهاد شورای صنفی نمایش برای افزایش بهای بلیت به ۱۰۰ هزار تومان که به سازمان سینمایی ارائه شده، تا پیش از شروع اکران سال جدید مورد موافقت قرار گرفته و اجرایی شود؛ اتفاقی که تبعات جدیدی را بر سینمای ایران تحمیل خواهد کرد.

خلاف جهت جریان اقتصاد

تلاش‌ها برای افزایش قیمت بلیت سینما در حالی به جریان افتاده و فضاسازی رسانه‌ای برای آن در شرایطی آغاز شده که به نظر می‌رسد این افزایش بهای بلیت همخوانی چندانی با وضعیت اقتصادی کنونی کشور ندارد. در حالی که به طور معمول با افزایش نرخ ارز و به تبع آن گرانی اغلب کالاهای ضروری و غیرضروری، سفره خانوار ایرانی تا اندازه‌ای کوچک‌تر از گذشته می‌شود، بدیهی است که بعضی از هزینه‌های غیرضروری از سبد مصرف خانواده‌های ایرانی حذف شود و در این شرایط، یکی از اولین انتخاب‌های اغلب خانواده‌ها، مصارف فرهنگی و در صدر آن‌ها سینماست.

بنابراین تصمیم به افزایش قیمت بلیت سینما در شرایطی گرفته شده که با گرانی کالاهای مختلف، موج تازه‌ای از کاهش شمار تماشاگران سینمای ایران در راه خواهد بود.

 

 

آخر هفته میلیونی

رقم ۱۰۰ هزار تومانی بلیت سینما، زمانی بیشتر به چشم می‌آید که سینما را به عنوان یک تفریح خانوادگی ببینیم و هزینه یک خانوار ۴نفره معمولی را برای تماشای یک فیلم در سالن سینما بررسی کنیم. در چنین شرایطی، با احتساب ۱۰ هزار تومان مالیات بر ارزش افزوده که قیمت بلیت را به ۱۱۰ هزار تومان می‌رساند، ۴ بلیت سینما ۴۴۰ هزار تومان برای این خانواده آب خواهد خورد که با احتساب یکی دو ظرف چیپس یا پاپ‌کورن، به راحتی از ۷۰۰ هزار تومان عبور می‌کند.

این ارقام البته با احتساب هزینه رفت‌وآمد به پردیس‌های سینمایی، از این هم بیشتر شده و به مرز یک میلیون تومان نزدیک خواهد شد. پس تردیدی نیست که این توقع بی‌جایی است که بخواهیم خانواده‌های طبقه متوسط شهرنشین، برای یک تفریح خانوادگی آخر هفته، یک میلیون تومان (یا نزدیک به آن) هزینه کنند و طبیعی است که آن‌ها با کاهش بسامد مراجعه خود به سالن سینما، ترجیح خواهند داد تمایل‌شان به استفاده از محصولات دراماتیک را با سریال‌های خانگی مرتفع کنند یا در انتظار نمایش آنلاین فیلم‌های سینمایی در پلتفرم‌ها بمانند.

 

 

 

بی‌توجهی به کشش قیمتی بلیت

از سوی دیگر، کاربرد علم اقتصاد، اثبات دیگری بر خطای تصمیم‌گیری اصناف سینمایی درباره بهای بلیت ارائه می‌کند. در بحث درباره بلیت سینما، به طور خلاصه می‌توان به متغیری ساده با عنوان «کشش قیمتی» اشاره کرد که رابطه میان افزایش قیمت یک کالا و کاهش مصرف آن را توضیح می‌دهد؛ به این معنا که هرچه قیمت بالا برود، چقدر مصرف کم می‌شود؟ به طور مثال، هرچه قیمت بعضی کالاها مثل نان، بنزین یا حتی نمک که اصطلاحاً «کم‌کشش» هستند، بالاتر برود،

مصرف‌شان کاهش جدی نمی‌یابد، اما در مقابل، اغلب محصولات فرهنگی در دسته کالاهای «پرکشش» قرار می‌گیرند و با افزایش قیمت، به سرعت با کاهش مصرف مواجه می‌شوند. به همین دلیل است که افزایش قیمت این‌گونه کالاها مثل بلیت سینما، اقدامی خطرناک است و می‌بایست با دقت و حساسیت زیادی انجام شود؛ نه آنکه هر سال به راحتی ۲۰ تا ۵۰ درصد افزایش قیمت تجربه کنند. در چنین شرایطی است که بسیاری از خانواده‌ها -که همین حالا با بلیت ۸۰ هزار تومانی نیز به سختی سینما می‌روند- بعد از افزایش قیمت بلیت سینما به ۱۰۰ هزار تومان، آن را بیش از گذشته از سبد مصرفی خود حذف می‌کنند و با این تصمیم، عملاً این سینمای ایران است که متضرر خواهد شد.

توهم فروش و کاهش مخاطب

تصمیم به افزایش قیمت بلیت، همچنین اگرچه به رکوردشکنی‌های متوالی گیشه‌ای انجامیده، ولی در جهت کاهش شمار تماشاگران عمل کرده است. در حالی که طی سال ۱۴۰۲، فیلم «فسیل» با جذب ۷.۵ میلیون تماشاگر توانسته بود گیشه‌ای ۳۲۵ میلیارد تومانی رقم بزند و لقب پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را به دست آورد، حالا فیلم «هفتاد سی» از همان سازندگان، با تماشاگرانی بسیار کمتر، در آستانه شکستن رکورد آن اثر قرار دارد.

این فیلم در حالی فقط چند میلیارد با رکورد گیشه «فسیل» فاصله دارد که هنوز به ۵.۵ میلیون تماشاگر نرسیده و بیش از ۲ میلیون مخاطب، کمتر از آن اثر دارد. این در حالی است که سینمای ایران عملاً همه داشته‌های خود -از پژمان جمشیدی و سام درخشانی و بهرام افشاری گرفته، تا محسن تنابنده و هوتن شکیبا و حتی نوید محمدزاده- را در سینمای کمدی ۱۴۰۳ داشت، ولی هنوز هیچ فیلمی به نزدیکی میزان تماشاگران «فسیل» نرسیده و شکسته شدن این رکورد، نشان می‌دهد که اگرچه رقم فروش در حال افزایش است، ولی میزان تماشاگر فیلم‌های سینمایی کاهش یافته و رکوردشکنی‌های پی‌درپی، عملاً چیزی جز توهم جذب تماشاگر نیست.

پلتفرم‌ها فهمیدند، اما...


نگاهی به صنعت نسبتاً موفق سریال‌های خانگی که در برابر فیلمسازی برای سالن‌های سینما، به وضوح فعالیتی سودآورتر به شمار می‌آید، نشان می‌دهد پلتفرم‌های وی‌اودی نزدیک به ۲ سال است که ارقام هزینه اشتراک خود را بالا نبرده‌اند. این تصمیم که از اواخر سال ۱۴۰۲ با آغاز نمایش آگهی‌های میان‌برنامه و استفاده تبلیغاتی از بیلبوردهای درون سریال‌ها همراه شد، در هفته‌های اخیر به نمایش چند آگهی متوالی در میانه سریال رسیده است.

نکته مهم آن که با وجود این مسائل، نرخ اشتراک فیلیمو، فیلم‌نت و نماوا همچنان ثابت مانده که نشان از یک تصمیم کلان مدیریتی در این شرکت‌ها دارد. نتیجه سایت اصلی بت فوروارد آن که اگرچه صاحبان این سه سرویس، برای مدت‌ها آماج انتقادات کاربران خشمگین قرار گرفتند و حتی احتمالاً با موجی از عدم تمدید اشتراک هم مواجه شدند، ولی همچنان بهای اشتراک را در شرایط ناپایدار اقتصادی کشور ثابت نگه داشتند و این تصمیم نشان از درک درست کسب‌وکار پلتفرم‌داری نسبت به اقتصاد کنونی کشور داشت. عجیب آن که بعضی از مدیران پلتفرم‌ها، خصوصاً مدیران فیلم‌نت، از جمله چهره‌های تأثیرگذار صنفی سینما به شمار می‌روند، ولی موضع آن‌ها درباره بلیت سینما، در تضاد عملکردشان به عنوان مدیر پلتفرم است!

 

یک تجربه مهم

فارغ از همه این موارد، مرور یک تجربه خاص در تاریخ سینمای ایران، جالب توجه و البته درس‌آموز است. اهالی سینما به خاطر دارند که در اوج ناآرامی‌های اجتماعی پاییز ۱۴۰۱ -که گیشه را به شدت زمین زده بود- مدیران وقت سازمان سینمایی، تصمیم گرفتند برای مدت دو هفته، بلیت سینماهای سراسر کشور را نیم‌بها عرضه کنند تا با تغییر در شمار تماشاگر و میزان فروش، وضعیت کمی بهتر از گذشته شود.

بنابر این تجربه، در آن زمان با وجود نصف شدن بهای بلیت، نه‌تنها سینمای ایران با کاهش فروش مواجه نشد، بلکه با افزایش چشمگیر یک و نیم برابری شمار مخاطبان سینما، رقم گیشه سینما به رقم بدون بلیت نیم‌بها نزدیک شد. این در حالی بود که در آن ایام، شبکه‌های سیما تبلیغات چندانی برای سینما انجام ندادند و اینستاگرام نیز فیلتر شده بود و امکان اطلاع‌رسانی این مسئله برای اهالی سینما وجود نداشت

برنامه‌های اصلی تلویزیون در ماه رمضان و نوروز/۳۰ روز طلایی برای جذب مخاطب

ماه رمضان و نوروز برای هر شبکه به‌عنوان فرصتی بی‌نظیر برای جذب و نگه‌داشتن مخاطبان شناخته می‌شود.


 

ماه رمضان و نوروز، دو مقطع مهم در تقویم تلویزیونی ایران است که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارند. این موقعیت‌ها فرصت طلایی برای شبکه‌های تلویزیون به حساب می‌آیند و هرکدام تلاش می‌کنند تا بهترین عملکرد خود را نشان دهند.

این ایام به‌ویژه برای هر شبکه به‌عنوان فرصتی بی‌نظیر برای جذب و نگه‌داشتن مخاطبان شناخته می‌شود. تلویزیون در این ماه‌ها، با برنامه‌هایی متنوع و ویژه، به سراغ نیازهای روحی و معنوی بینندگان می‌رود و تلاش می‌کند فضای معنوی و روحانی رمضان را در کنار شادی و جشن نوروز با زبان و فرم‌هایی جذاب به نمایش بگذارد. نوروز، به عنوان بزرگ‌ترین جشن ایرانیان، از جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی اهمیت ویژه‌ای دارد؛ به همین دلیل شبکه‌ها در این ایام برای تولید برنامه‌های ویژه، هزینه‌های زیادی می‌کنند.

از سوی دیگر، در دو سال اخیر که ماه رمضان و نوروز به‌طور همزمان اتفاق افتاده‌اند، تلفیق این دو با هم می‌تواند برای تلویزیون این روزها یک تیر و دو نشان حساب شود؛ از سویی محتوای متفاوتی بسازد و در نتیجه، مخاطب بیشتری را برای خود جذب کند. این تقارن فرصت تازه‌ای برای تلویزیون به وجود آورده تا در راستای تحقق همزمان اهداف معنوی و سرگرمی، برنامه‌هایی شاداب و تأثیرگذار برای مخاطبان خود ارائه دهد. طبیعتاً در این روزهای طلایی، اهمیت توجه به جزئیات و ترکیب هوشمندانه محتوا بیش از پیش احساس می‌شود.

به نظر می‌رسد که گاهی در میان هیاهو، فرصت‌هایی که می‌توانند تأثیر عمیقی بر مخاطب بگذارند، به سرعت از دست می‌روند. این روزها، نه فقط در انتخاب برنامه‌ها، بلکه در نحوه و زمان‌بندی پخش آن‌ها، می‌توان نکات ریز و در عین حال اثرگذار بسیاری یافت که اگر نادیده گرفته شوند، شاید دیگر به این زودی‌ها بازنگردند.

 

 

شبکه یک با «پایتخت»


برنامه سحر شبکه یک مانند سال گذشته با اجرای حسن سلطانی انجام می‌شود. ویژه‌برنامه سحرگاهی «ماه خدا» مطابق هر سال سحرهای ماه رمضان ساعت ۳:۳۰ بامداد روی آنتن شبکه یک می‌رود. این برنامه با بیان نکات اخلاقی، معرفتی، دعا، نیایش و اذان صبح تقدیم نگاه مخاطبان می‌شود.

بعد از چهار سال، بالاخره سریال محبوب «پایتخت» با فصل هفتم برمی‌گردد. این سریال که در بین مردم ایران بسیار محبوب و دوست‌داشتنی است، تلاش کرده تا در قالب یک خانواده ایرانی موضوعات و چالش‌های مختلفی را بیان کند. فصل هفتم پایتخت، مانند فصل‌های گذشته، به کارگردانی سیروس مقدم و تهیه‌کنندگی الهام غفوری ساخته شده است.

تمامی شخصیت‌های آشنای پایتخت، مثل هما سعادت، ارسطو عامل، نقی معمولی، بهتاش فریبا و دیگر شخصیت‌های دوست‌داشتنی این سریال در این فصل نیز حضور دارند. در کنار این بازیگران که به سریال پایتخت گره خورده‌اند، چند شخصیت جدید هم حضور دارند که باعث خلق داستان‌های تازه و متفاوتی شده است. فصل هفتم «پایتخت» در ۲۶ قسمت ویژه ماه رمضان و نوروز ۱۴۰۴ از شبکه یک سیما پخش می‌شود. تیم تولید این سریال همان گروه حرفه‌ای فصل‌های گذشته است و نویسندگی همچنان بر عهده محسن تنابنده است. البته این سریال با آغاز سال نو و گذشتن از شب‌های قدر شروع به پخش می‌کند.

شبکه یک، علاوه بر سریال محبوب پایتخت، دست روی تولید و پخش سریالی اقتباسی گذاشته است. سریال «ذهن زیبا» که پیش‌تر با نام «مسیر اصلی» معرفی شده بود، به اقتباسی آزاد از زندگی پروفسور بهاروند پرداخته است.

حسین بهاروند، عضو هیئت‌علمی و رئیس پژوهشکده سلول‌های بنیادی پژوهشگاه رویان، یکی از پژوهشگران برجسته در زمینه زیست‌شناسی تکوینی است. بهاروند که زندگی جالب و پر از بالا و پایین‌های زیادی داشته، سوژه‌ای شده تا مخاطبان با او بیشتر آشنا شوند. این مجموعه تلویزیونی که زندگی پروفسور بهاروند را روایت می‌کند، به کارگردانی سیدمحمدرضا خردمندان ساخته شده است.

خردمندان در دو کار اخیرش که یکی از آن‌ها فیلم «ناتور دشت» در جشنواره فیلم فجر بوده، نشان داد که علاقه زیادی به سوژه‌های واقعی دارد. به همین دلیل دست گذاشتن روی زندگی یک دانشمند ایرانی و نشان دادن آن، سوژه‌ای است که انتخاب کرده است. بازیگرانی همچون امیرعلی دانایی در نقش پروفسور بهاروند، ساناز سعیدی، محمد نادری، زهرا داوودنژاد و... در آن ایفای نقش می‌کنند تا زندگی پروفسور بهاروند را به تصویر بکشند. سریال «ذهن زیبا» قرار است از اول ماه رمضان روی آنتن شبکه یک سیما پخش شود.

 

 

 

شبکه دو؛ «پناه» و «مرهم»

سال گذشته، برنامه سحر شبکه دو با فضایی کاملاً زنانه ساخته شد. برنامه «سحرنشینی»، با اجرای راحله امینیان، به موضوعات مهمی مانند جایگاه مادران در جامعه امروز پرداخت و همچنین در آن برنامه به بیان صفات و ویژگی‌های حضرت فاطمه زهرا(س) و تأثیر ایشان در جامعه اسلامی پرداخته شد، تا الهام‌بخش مخاطبان در ایام مبارک رمضان باشد. اما امسال برخلاف سال گذشته، روند برنامه از قالب زنانه فاصله گرفت. طبق شنیده‌ها، اجرای برنامه سحر شبکه دو به عهده فرزاد جمشیدی است.


سریال ۳۰ قسمتی «مرهم» که توسط محمدرضا آهنج ساخته شده، یکی دیگر از سریال‌های ماه رمضانی امسال است. این سریال، مجموعه روایت زندگی منیژه است، زنی که پس از سال‌ها دوری از ایران برای یافتن گمشده‌اش به کشور باز می‌گردد، اما تقدیر او را با شگفتی‌هایی بیشتر روبه‌رو می‌کند.

داستان سریال در خانواده‌های روحانیون می‌گذرد و به‌عنوان یک ملودرام زنانه، به زندگی این خانواده‌ها و چالش‌های مختلف آن‌ها در مواجهه با دنیای امروز می‌پردازد. همسران شخصیت‌های اصلی، روحانیونی‌اند که به مناطق مختلف کشور برای تبلیغ دین می‌روند و در این مسیر با اتفاقات جالب و پیچیده‌ای روبه‌رو می‌شوند. این مجموعه تلویزیونی که به قلم محسن جسور و حسین سلیمانی نوشته شده، از بازیگرانی همچون مونا کرمی، رویا جاویدنیا، ویدا جوان، فرناز زوفا، صفا آقاجانی و بسیاری دیگر بهره می‌برد. این سریال ترکیبی از داستان‌های احساسی و اجتماعی است. «مرهم»، که پیش از این با نام «پردیسان» شناخته می‌شد، یکی از گزینه‌های احتمالی برای پخش در ایام ماه رمضان تلویزیون است.


سال گذشته برنامه‌ای به اسم «پناه» از حرم امام رضا(ع) پخش شد. این برنامه در ساعت قبل از افطار به نمایش درمی‌آمد و تلاش می‌کرد تا داستان زندگی آدم‌های مختلف را روایت کند. امسال این برنامه با همین نام پخش می‌شود، اما طبق شنیده‌ها، اجرای این برنامه به عهده محسن آزادی افتاده است.

 

شبکه سه؛ «محفل»

با توجه به توجه ویژه‌ای که به شبکه سه معطوف است، این شبکه همواره تلاش می‌کند تا برنامه‌هایی متفاوت و جذاب ارائه دهد. یکی از بارزترین ویژگی‌های این تلاش، دکورهای خاص و خلاقانه‌ای است که توجه زیادی جلب می‌کند.

یکی از برنامه‌هایی که به‌خاطر دکور متفاوت و خاص خود در ذهن‌ها باقی مانده، برنامه سحرگاهی «ماه من» است که با طراحی دکوری ویژه در وسط آب، تجربه‌ای تازه و خاص برای تلویزیون رقم زده است. اجرای این برنامه به عهده نجم‌الدین شریعتی، مجری معروف برنامه‌های معرفتی، است که با حضور کارشناسان برجسته دینی، مسائل مختلف فرهنگی و دینی را در ساعات سحرگاهی ماه رمضان به بحث می‌گذارد. این برنامه با حضور کارشناسان دینی و طرح موضوعات جذاب، نه‌تنها مخاطب را با فضای معنوی ماه رمضان همراه می‌کند، بلکه فرصتی برای تعمق و تدبر در آموزه‌های دینی فراهم می‌آورد.


از ماه رمضان سال ۱۴۰۱، برنامه‌ای جدید و متفاوت در حوزه قرآن و معارف از آنتن شبکه سه به نمایش درآمد. در این دو سال، برنامه‌ای تازه و متفاوت با نام «محفل» توانسته ساعات پیش از افطار را به تجربه‌ای ویژه برای مخاطبان تلویزیون تبدیل کند. «محفل» ظاهری شبیه به برنامه‌های استعدادیابی دارد، اما درحقیقت فراتر از یک رقابت است؛ این برنامه فضایی گرم و صمیمی را به تصویر می‌کشد که حول عنصر اصلی، قرآن کریم می‌چرخد. در «محفل»، جمعی از علاقه‌مندان و متخصصان قرآنی گرد هم آمده‌اند تا لحظاتی شاد و روح‌بخش را با محوریت کلام الهی خلق کنند. این برنامه، نوعی دورهمی معنوی است که به بهانه ماه رمضان از قرآن و موضوعات مرتبط با این معجزه می‌گوید.

«محفل» نشان داد که قرآن بستری بی‌پایان برای شکوفایی استعدادهای گوناگون است؛ از حفظ و قرائت گرفته تا تدبر، تفسیر و حتی جلوه‌های هنری مثل تواشیح. در این برنامه، قرآن کریم موضوعی اصلی است اما توانسته آن را با لحن و بیانی متفاوت و در قالبی جدید و جذاب ارائه دهد. «محفل» به‌خوبی خلأ یک برنامه جذاب، عمیق و متفاوت رمضانی را پر کرده و توانسته فضایی فراهم کند که مخاطبان نه‌تنها لحظات پیش از افطار را به تأمل سپری کنند، بلکه با کلام خداوند ارتباطی تازه و عمیق‌تر برقرار کنند.

سریال «بدل» به کارگردانی علیرضا مسعودی که به دلیل شهادت رئیس‌جمهور و عزای عمومی در کشور، پخش آن عقب افتاد. پس از آن به دلیل نامنظمی در پخش فوتبال‌های جام ملت‌های اروپا، ادامه پخش آن به زمان دیگری موکول شد. رئیس مرکز سیمافیلم همان موقع که عدم پخش این سریال حاشیه شده بود، اعلام کرد که پخش این سریال به محض اتمام ایام محرم و صفر در کنداکتور قرار می‌گیرد و این تأخیر ناشی از شرایط خاص پخش تلویزیون است و نه ضعف سریال. وی افزود که برخی اخبار مبنی بر کیفیت پایین کار فاقد اعتبار بودند و سریال «بدل» با داستان و بازیگران موفق خود پیش‌بینی می‌شد که به موفقیت برسد. درنهایت، تصمیم برای پخش «بدل» با تأکید بر اینکه سریالی ضعیف نبوده است، به زمان مناسب‌تری موکول شد. حالا با گذشت بیش از هشت ماه، قرار است این سریال کمدی در ماه رمضان به نمایش در بیاید.

در کنار سریال بدل، سریال کمدی «قول مردونه» یکی از تولیدات جدید شبکه سه است که ویژه ماه رمضان ساخته شده است. این مجموعه به کارگردانی قربانعلی طاهرفر، تهیه‌کنندگی ایرج محمدی و نویسندگی مصطفی زندی، از آبان‌ماه امسال کلید خورد و فیلمبرداری آن همچنان ادامه دارد. داستان سریال در بازه زمانی اوایل دهه ۶۰ تا سال ۶۸ روایت می‌شود و زندگی یک خانواده را به تصویر می‌کشد که در این دوران با چالش‌هایی مواجه می‌شوند. «قول مردونه» ملودرامی با حال و هوای کمدی است و در ۳۰ قسمت تولید می‌شود.

قربانعلی طاهرفر درباره فضای سریال گفته است که به جای استفاده از دکورهای تکراری شهرک غزالی، تلاش شده تا لوکیشن‌هایی انتخاب شود که فضای دهه ۶۰ را به شکلی تازه و باورپذیر بازسازی کند. او این سریال را اثری توصیف کرده که زیست‌بوم فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مردم آن دوره را به تصویر می‌کشد و در سبک و سیاق خود شباهت‌هایی به سریال‌هایی مانند «وضعیت سفید» دارد. ازجمله بازیگران این مجموعه می‌توان به محمدرضا هدایتی، شهره سلطانی، سروش جمشیدی، رویا میرعلمی، آشا محرابی، سیروس میمنت و بهراد خرازی اشاره کرد. این سریال محصول گروه تولیدات طنز مرکز سیمافیلم است و تلاش دارد با روایتی جذاب از زندگی در دهه ۶۰، مخاطبان را همراه کند.

 

 

شبکه چهار و ادامه «زندگی پس از زندگی»

شبکه چهار سیما، که از سال ۱۳۷۵ با شعار «شبکه چهار، شبکه دانایی» آغاز به کار کرد، در ابتدا شاید کمتر کسی تصور می‌کرد که در ایام ماه رمضان بتواند برای مخاطبان خود محتوای ویژه‌ای ارائه دهد. اما طی سایت اصلی بت فوروارد سال‌های اخیر، این شبکه توانسته با تغییر و تحولات چشمگیر، جایگاه خود را در میان دیگر شبکه‌ها تثبیت کند و در عرصه تولید محتوا برای رمضان، حرف‌های تازه و نوآورانه‌ای برای گفتن داشته باشد.

یکی از بارزترین گام‌های این شبکه در این مسیر، پخش برنامه‌ای متفاوت و تأمل‌برانگیز به نام «زندگی پس از زندگی» بوده است. این برنامه نه‌تنها به تأثیرگذاری خود در ماه رمضان ادامه داده، بلکه نشان‌دهنده تحول و تکامل رویکرد شبکه چهار در تولید محتوای معنوی و عرفانی برای این ایام است. «زندگی پس از زندگی» نمادی از تلاقی دانایی و مفاهیم عمیق انسانی است که در قالبی تازه و جذاب، جایگاه ویژه‌ای در برنامه‌های رمضانی تلویزیون پیدا کرده است.

برنامه «زندگی پس از زندگی»، یکی از متفاوت‌ترین برنامه‌های تلویزیونی در ساعات پیش از افطار است که از شبکه چهار سیما پخش می‌شود. این برنامه از سال ۱۳۹۹ به روی آنتن رفته و در ماه رمضان هر سال در ۳۰ تا ۳۳ قسمت پخش شده است. این برنامه به روایت تجربه‌های نزدیک به مرگ (Near Death Experience) می‌پردازد و قصه‌هایی را بازگو می‌کند که در آن افراد پس از خروج از کالبد جسم، لحظاتی را در بی‌کرانه‌های عالم غیب سپری کرده و سپس به زندگی بازگشته‌اند.

محور اصلی این برنامه، روایت‌های واقعی افرادی است که از این تجربیات شگفت‌انگیز سخن می‌گویند، روایت‌هایی که از نقاط مختلف ایران و جهان جمع‌آوری شده و مخاطبان را مهمان این سفرهای معنوی می‌کند. «زندگی پس از زندگی» با حال و هوای ماه رمضان همخوانی دارد و تلاش می‌کند با بهره‌گیری از اکسیر یاد مرگ، فضایی تأمل‌برانگیز و عرفانی ایجاد کند. این برنامه، مخاطب را به فکر فرو می‌برد و او را به بازنگری در زندگی، ارزش زمان و ارتباط با عالم ماوراء دعوت می‌کند. اگرچه این برنامه طی سال‌های گذشته جایگاه ویژه‌ای در میان بینندگان پیدا کرده، اما برای حفظ جذابیت و تأثیرگذاری، شاید نیاز باشد ساختار یا رویکرد خود را به‌روزرسانی کند تا همچنان بتواند مفاهیم عمیق خود را به شکلی تازه و اثرگذار ارائه دهد. فصل پنجم این برنامه در ماه رمضان امسال از طریق شبکه چهار سیما به نمایش درمی‌آید.

شبکه افق

بر اساس شنیده‌های احتمالی، برنامه‌های شبکه افق از مشهد پخش می‌شود. یکی از کارشناسان این شبکه محمدمهدی طباخیان است. سال گذشته، برنامه سحرگاهی «وقت سحر» شبکه افق ویژه ماه مبارک رمضان با مشارکت مرکز هنری رسانه‌ای نهضت، به‌اجرا و سردبیری حامد عسگری، محمد قاسمی، حاج حسین یکتا، محمدمهدی طباخیان و علی غلامی پخش شد. هنوز مشخص نیست که طباخیان در برنامه سحر حضور دارد یا برنامه افطار.

بدون شبکه

سریال «به خاطر یک مشت آجیل» به تهیه‌کنندگی علیرضا خرسند و کارگردانی مشترک او با سیاوش قاسمی در ۱۳ قسمت ویژه نوروز در حال ساخت است. این مجموعه تلویزیونی به مشکلات قشر متوسط و ضعیف جامعه در تأمین هزینه‌های شب عید می‌پردازد و داستان آن حول یک خانواده از طبقه متوسط است که برای تهیه لباس و خوراک شب عید خود با چالش‌های متعددی مواجه می‌شوند.

این سریال با فیلمنامه‌ای از شهیاد ضیائی و ۳۴ کاراکتر، ترکیبی از بازیگران شناخته‌شده و هنرمندان تئاتر را معرفی می‌کند. همچنین ۶۰ درصد لوکیشن‌های آن در تهران و ۴۰ درصد دیگر در استان گیلان فیلم‌برداری خواهد شد.

علیرضا خرسند تأکید دارد که در این مجموعه، آیین‌های فراموش‌شده شب عید گیلان نیز بازسازی و به تصویر کشیده خواهد شد تا این سنت‌ها احیا شوند. به گفته عوامل، «به خاطر یک مشت آجیل» با الهام از فضای نوستالژیک سریال‌هایی چون «گل پامچال» و «پدر سالار» ساخته می‌شود و تلاش دارد الگوهای رفتاری خانواده‌های ایرانی را در فضایی با سبک ایرانی-اسلامی به نمایش بگذارد.

خرسند و قاسمی که پیش‌تر در سینما آثاری همچون «شکستن»، «بازی اجباری» و «چادر سفید» را تولید کرده‌اند، اکنون وارد پیش‌تولید این پروژه شده‌اند و فیلم‌برداری از پاییز آغاز خواهد شد. تاکنون با بازیگرانی چون اکبر عبدی، نیما شعبان‌نژاد، پژمان جمشیدی، علیرضا خمسه، گیتی قاسمی، رضا شفیعی‌جم، جواد رضویان، بهنوش بختیاری، نعیمه نظام‌دوست، یوسف تیموری و یوسف صیادی برای ایفای نقش مذاکره شده است. به گفته برخی از افراد این سریال تلاش دارد رقیبی سرسخت برای «پایتخت ۷» باشد و با فضایی نوستالژیک، مخاطبان رسانه ملی را جذب کند. البته هنوز شبکه‌ای که قرار از این سریال از آن پخش شود، منتشر نشده است.

پیکر «منوچهر والی‌زاده» تشییع شد/ دوبله یتیم شده است

مراسم تشییع پیکر زنده یاد «منوچهر والی‌زاده» امروز جمعه سوم اسفند با حضور مردم و هنرمندان در مقابل خانه هنرمندان برگزار شد.


در این آیین که فرزاد حسنی اجرای آن را بر عهده داشت و با حضور شخصیت‌های فرهنگی و هنری و جمعی از هنرمندان دوبله و سینما و تلویزیون برگزار شد، علی دهکردی مدیرعامل خانه هنرمندان ضمن تسلیت به مناسبت درگذشت منوچهر والی‌زاده گفت: امیدوارم یک روز کارشناسان سینما بنشینند و بررسی کنند چطور این ستارگان دوبله نقشی را بازسازی می‌کنند که این‌قدر برای ما دلنشین است. روزهای تلخی داشتیم، همین جا به خانواده ایرج رضایی هم تسلیت می‌گویم و برای همه پیشکسوتان هنر آرزوی سلامتی دارم.

منوچهر زنده‌دل هم در این مراسم گفت: همین که اینجا گرد هم آمدیم نشان از شخصیت درست والی‌زاده است. در همه عرصه‌ها خوش درخشیدند و محال است پوستری از تام کروز. تام هنکس و ادی مورفی را ببینید و یاد والی‌زاده نیفتید.

وی افزود: من اینجا هستم که از این هنرمند قدردانی کنم و تشکر از خدا که در فرصتی وارد دوبله شدم که ستارگان این عرصه حضور داشتند تا من هم رشد کنم.

زنده‌دل به درگذشت استاد ایرج رضایی، حسین عرفانی و بهزام زند اشاره کرد و گفت: درگذشت استاد را به خانواده استاد و جامعه هنری و مردم ایران تسلیت می‌گویم که دوستش داشتند.

وی گفت: آقای والی‌زاده از شما ممنونیم از عشقی که در طول عمر هنری‌تان به ما دادید. امیدوارم همکارانتان دوستان خوبی برای شما بوده باشیم.

 

والی‌زاده عمر و زندگی خود را صرف هنر کرد

ایرج راد هم گفت: آسمان هم برای منوچهر والی‌زاده گریست‌. درگذشت این هنرمند را به بزرگان دوبله و همه ملت ایران و بازیگران سینما و تلویزیون تسلیت می‌گویم. روزی نبوده که صدای او را از رادیو و تلویزیون نشنیده باشیم. جای صدای او همیشه خالی خواهد بود.

وی با بیان اینکه والی‌زاده انسان شریف، پاک و دوست‌داشتنی و در کار خود مسئول بود و عاشقانه کار می‌کرد، افزود: او عمر و زندگی خود را صرف هنر مملکت کرد و با عشق و ایمان مردم را دوست داشت و برای آنها کار می‌کرد.

 

دوبله یتیم شده است

شکوفه حضرتی گفت: نسل ما به عشق این عزیزان وارد این کار شدند و به جز دوبله، درس عشق و زندگی یاد گرفتیم. او یک پدیده بود و پذیرش این که در کنار ما دیگر نیست، بسیار سخت است. امیدوارسایت اصلی بت فوروارد بودیم بهبود پیدا کند و دوباره در جمع ما باشند. از ستاره‌هایی هستند که دیگر تکرار نمی‌شوند.

وی افزود: او و ستاره‌هایی که در این چند سال آنها را از دست دادیم. گویی دوبله یتیم شده است و آن شور سابق در واحد دوبلاژ وجود ندارد.

ایرج نوذری نیز اظهار داشت: ما چهار منوچهر داریم که تا ابد هم آنها را داریم. منوچهر زمانی عزیز هنوز هست و یک منوچهر هم به این جمع اضافه شد که منوچهر زنده‌دل جوان بسیار خوبی است او با داشتن اسم منوچهر به خوبی این را یدک بکشد.

خسرو والی‌زاده نیز گفت: منوچهر عاشق خانواده‌ و کارش بود. من از طرف خانواده منوچهر که در طول روزهای بیماری عمویم در کنارش بودند، تشکر می‌کنم. یاد و خاطره عمویم هیچ وقت فراموش نخواهد شد. هیچ فیلمی دوبله نشد که صدای او روی آن نباشد.

 

آغوش من برای منوچهر والی‌زاده تنگ می‌شود

فرزاد حسنی گفت: آغوش من برای منوچهر والی‌زاده تنگ می‌شود. از ۶ صبح که با علاقه می‌رفت. اینها گل‌های بوستان دوبله هستند.

محمود قنبری هم در این مراسم گفت: منوچهر بازیگری توانا بود که در سال ۱۳۴۰ بازیگری را با خداد آغاز کرد و با منوچهر نوذری شادی را به تماشاچیان هدیه کرد. او عاشق کارش بود و با میکروفون و میز و دوبله زندگی می‌کرد. نمی‌توانم ۶۵ سال خدمت او به سینما و تلویزیون و رادیو را توصیف کنم.گوینده‌ای خلاق و دوست داشتنی بود و ۶۵ سال با او خاطره دارم.

پیکر این دوبلور پیشکسوت به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) بدرقه شد.

منوچهر والی‌زاده؛ دوبلور و گوینده پیشکسوت رادیو و تلویزیون، ظهر یکم اسفند به دلیل مشکلات تنفسی و ریوی در ۸۴ سالگی درگذشت. وی در سال ۱۳۳۷ از طریق منصور متین وارد حرفه گویندگی رادیو شد. او از ۱۶ سالگی به دنیای دوبله ورود کرد. هنرمندی که در دوبله، چندان اهل صداسازی نبود و برای هر شخصیت، ریزه‌کاری‌هایی را رعایت می‌کرد که متناسب با جایگاه او بود.

والی‌زاده بیشتر به‌خاطر صداپیشگی به‌جای شخصیت کارتونی «لوک خوش‌شانس» و «مایکل اسکافیلد» در مجموعه تلویزیونی «فرار از زندان»، همچنین بازیگرانی همچون تام هنکس، جان تراولتا، تام کروز، هریسون فورد، نیکلاس کیج، جیسون استاتهام، جیم کری، ویل اسمیت، ادی مورفی، رابرت واگنر و الویس پریسلی شناخته می‌شود.

سعید آقاخانی مرا از «نون.خ» بیرون کرد!

اکبر عبدی در برنامه «۱۰۰۱» شبکه نسیم درباره فصل سوم سریال «نون.خ» که نامش به عنوان بازیگر آن مطرح شده بود گفت که سعید آقاخانی همان ابتدای پروژه او را بیرون کرده است.


 شب گذشته دوم اسفند اکبر عبدی بازیگر سینمای ایران مهمان محسن کیایی در برنامه «۱۰۰۱» بود و درباره موضوعات مختلف از حضور در پروژه های سینمایی تا فضای کمدی گفت.

در بخشی از برنامه کیایی طی یک بازی از اکبر عبدی خواست بین ۲ اسم محمدرضا شریفی نیا و سعید آقاخانی سایت اصلی بت فوروارد یکی را انتخاب کند و او شریفی نیا را انتخاب کرد.

عبدی سپس در جمله ای کوتاه عنوان کرد: سعید آقاخانی روز اول فیلمبرداری یک پروژه مرا از کار بیرون کرد.

وی اضافه کرد: در سریال «نون.خ ۳» مرا از کار بیرون کرد و گفت بازی بلد نیستی.

عبدی در بخشی از برنامه هم از مجموعه های نمایشی «در خانه»، «محله بهداشت» و دیگر آثار خود در دهه ۷۰ و ۸۰ یاد کرد.