با این پهپاد ایرانی جدید پیش به سوی دیهگو گارسیا!
![]()
پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:با وجود آنکه تصور میشود سلاحهای ایران به صورت عمده تا 2500 کیلومتر است و باید برای رسیدن به برد بیشتر اصلاحات فنی ایجاد کرد اما ایران شش ماه پیش یعنی پیش از روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا، از یک پهپاد انتحاری رونمایی کرد که 4000 کیلومتر برد دارد و حالا توجهات به این پهپاد جلب شده است.
پهپاد شاهد 136 بی هم به لحاظ برد و هم از نظر ظاهری، تغییرات شگفت انگیزی نسبت به نسل اول پهپاد سایت رسمی بت فوروارد موفق شاهد داشته اما مهم ترین ویژگی برد آن است که به صورت کامل پایگاه استراتژیک دیه گو گارسیا که 3800 کیلومتر با مرزهای فاصله دارد را پوشش میدهد. تصاویر و جزئیات تازه از این پهپاد را میبینید.
اقتصادنیوز: حضور اویغورها در صفوف تحریرالشام که زمینه را برای پایان دولت بشار اسد فراهم کردند، به تهدیدی جدی برای چین تبدیل شده است؛ بالاخص آن که این گروه پس از تحولات اخیر در شام به این نتیجه رسیدهاند که قادرند با اعلام استقلال رویاروی پکن قرار بگیرند. این همان گزارهای است که میتواند بستر را برای افزایش تنشهای داخلی و افراطی گرایی هموار سازد.![]()
به گزارش اقتصادنیوز، فارین پالسی با انتشار یادداشتی مدعی شد: در یکی از بعدازظهرهای جمعه اخیر در مسجد اموی دمشق، پایتخت سوریه، جنگجویان اویغور به عنوان یکی از گروههای شورشی با یونیفرم نظامی در کنار هزاران نمازگزار دیگر در نماز جمعه شرکت کردند.
از زمان سقوط بشار اسد، اویغورها حضور آشکارتری در دمشق یافتهاند، اما آینده آنها در کشور نامعلوم و ممکن است مانعی برای دولتی جدید در سوریه باشد که در تلاش است قدرتهای جهانی را قانع کند که توانایی کنترل جنگجویان خارجی و جلوگیری از تهدیدهای فرامرزی را دارد.
این نشریه در ادامه یادداشت خود ادعا کرد: در حدود یک دهه گذشته، هزاران اویغور از چین، از طریق ترکیه خود را به سوریه رساندهاند. امروزه، رهبران اویغور در سوریه میگویند جمعیت آنها در این کشور حدود ۱۵ هزار نفر است که از این تعداد، پنج هزار نفر جنگجو هستند.
بیشتر آنها در شهر تحت کنترل شورشیان، ادلب، یا در محلههایی نزدیک شهر جسر الشغور زندگی میکنند. اویغورها که بسیاری از سوریها آنها را «ترکستانی» مینامند، مدارسی افتتاح کرده و پمپ بنزین و رستورانهایی راهاندازی کردهاند. در نانواییهای محلی، نانهای گرد و ضخیم سنتی میپزند که برخی از همسایگان سوریشان هم به آن علاقهمند شدهاند. اکثریت قریب به اتفاق آنها گذرنامه ندارند، اما مانند دیگر ساکنان مناطق شورشی، کارت شناسایی دارند و صدها نفر از آنها در دانشگاه ادلب ثبتنام کردهاند؛ جایی که دولت موقت اعلام کرده است اویغورها مانند سوریها میتوانند بهصورت رایگان تحصیل کنند.
دولت موقت سوریه آنها را در ساختار رسمی نظامی خود گنجانده است، که نشانهای از نقش جنگجویان اویغور در سرنگونی دولت اسد بهشمار میرود؛ جنگی که به گفته رهبران اویغور، حدود 11 هزار کشته از میان آنان برجای گذاشته است. در ژانویه، صدها فرمانده نظامی با یونیفورم گردهم آمدند تا اولین سخنرانی احمد الشرع، رهبر سوریه پس از سقوط اسد را بشنوند و در میان آنان، عبدالعزیز داوود خدابردی، اویغوری اهل روستایی در نزدیکی آقسو در چین، حضور داشت.
خدابردی در سال ۲۰۱۲ به سوریه آمد و شاخه محلی حزب اسلامی ترکستان (TIP) را که بیشتر اویغورهای سوری به آن وابستهاند، رهبری میکند. او بهعنوان فرمانده لشکر ۱۳۳ شورشیان، نقش مهمی در پایان دادن به دولت اسد ایفا کرد و در نتیجه، به درجه سرتیپی در ارتش سوریه ارتقا یافت و دو اویغور دیگر به درجه سرهنگی منصوب شدند.
در مجموع، حدود شش جنگجوی خارجی چنین مقامهایی را در سوریه نوین دریافت کردهاند. حضور حزب اسلامی ترکستان در سوریه میتواند برای آینده کشور و تلاش آن برای لغو تحریمهای بینالمللی، پیامدهایی جدی به همراه داشته باشد. گروه «هیئت تحریرالشام» (HTS) که پیشتاز حمله علیه دولت اسد بود و اکنون منحل و در دولت جدید ادغام شده است، از سوی سازمان ملل بهعنوان گروهی تروریستی شناخته میشود.
چین اعلام کرده است که حضور گروههایی نظیر حزب اسلامی ترکستان همچنان مانعی برای حمایت این نهاد از تغییر این برچسب تروریستی است. با این حال، دیدگاههای پکن درباره این گروه در تضاد با نگرانیها نسبت به رفتار دولت چین با اقلیت اویغور در داخل این کشور قرار دارد؛ نگرانیهایی که با گزارشهایی درباره بازداشتهای گسترده و ادعای تلاشهای دولتی برای از بین بردن هویت دینی و فرهنگی این گروه قومی شدت یافتهاند.
فرصتی برای ادعای استقلال
سیاستهای چین در منطقه سینکیانگ یا به گفته برخی اویغورها، ترکستان شرقی، باعث جلب همدلی کشورهای غربی نسبت به این اقلیت شده و دیاسپورای اویغور را جسور ساخته تا آشکارا خواستار استقلال از پکن شوند. از منظر دیاسپورای اویغور در سطح جهان، حزب اسلامی ترکستان نخستین نیروی مسلح موفق در راه آرمان آنها بهشمار میرود.
روکیه تورداشت، استاد دانشگاه اویغور-کانادایی و رئیس پیشین فدراسیون ترکستان شرقی در کانادا، گفت: «ما به آنها افتخار میکنیم. صحنههایی که در آن زندانیان سوری آزاد میشدند، به ما امید دادهاند که اویغورها هم روزی آزاد خواهند شد»؛ کسانی که به باور برخی تخمینها، صدها هزار نفرشان در زندانها و اردوگاههای موسوم به بازآموزی در چین نگهداری میشوند.
تورداشت گفت: «برخی میگویند وقتی درهای زندانهای اسد را باز کردند، بسیار گریه کردند چون احساس میکردند انگار دارند درهای زندانهای چین را باز میکنند». مانند بسیاری از اویغورهایی که سر از سوریه درآوردند، خدابردی سالها بهدنبال مکانی برای اقامت در خارج از چین بود. این مرد ۴۸ ساله در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ بارها در چین زندانی شد. در سال ۲۰۱۰، با استفاده از گذرنامهای جعلی، ابتدا به مالزی رفت. سپس به ایران و از آنجا به افغانستان سفر کرد، جایی که با گروههای نوپای شبهنظامی اویغور تماس گرفت؛ گروههایی که در میان حملات پهپادی آمریکا در افغانستان و عملیاتهای نظامی پاکستان در وزیرستان، با دشواری حضور خود را حفظ میکردند.
مهاجران اویغوری که در دهه ۱۹۹۰ به افغانستان رفته بودند، اجازه اقامت از سوی طالبان دریافت کردند. تا سال ۱۹۹۸، یکی از رهبران اویغور به نام حسن محسوم، اردوگاههای آموزشی برپا کرده و گروهی را با نام «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» (ETIM) تأسیس کرد. پس از سال ۲۰۰۱، چین موفق شد این جنبش را در فهرست گروههای تروریستی ایالات متحده قرار دهد.
پس از آن، رهبران گروه به وزیرستان پاکستان گریختند و ارتباط خود را با القاعده نزدیکتر کردند. محسوم در سال ۲۰۰۳ در حمله نظامی پاکستان به یکی از پایگاههای القاعده کشته شد. جانشین او، عبدالحق ترکستانی، در سال ۲۰۰۵ به شورای رهبری القاعده پیوست و علیرغم حملات پهپادی آمریکا، جان سالم بهدر برد. با این حال، شمار اعضای گروه به حدی کاهش یافت که ایالات متحده در سال ۲۰۲۰ آن را از فهرست گروههای تروریستی خارج کرد و اعلام نمود: «هیچ مدرک معتبری مبنی بر ادامه فعالیت این حزب وجود ندارد.»
با این وجود، پکن همچنان معتقد است حزب اسلامی ترکستان همان جنبش اسلامی ترکستان شرقی است که با نامی جدید فعالیت میکند و همچنان با القاعده در ارتباط است. دولت چین حوادثی چون ترور ائمه طرفدار دولت، حملات با چاقو و حتی بمبگذاری انتحاری سال ۲۰۱۶ در سفارت چین در بیشکک قرقیزستان را به این گروه نسبت میدهد.
شان رابرتز، استاد دانشگاه جورج واشنگتن و پژوهشگر جمعیتهای اویغور، میگوید: دهیچیک از این حملات بهطور قطعی به حزب اسلامی ترکستان (TIP) یا جنبش اسلامی ترکستان شرقی (ETIM) نسبت داده نشدهاند.
سخنگوی حزب اسلامی ترکستان در سوریه هم تأکید کرده که این گروه مسئول چنین حملاتی نبوده است و این جریان هیچگونه تمایلی به اجرای عملیاتهای تروریستی بینالمللی ندارد، زیرا اینگونه اقدامات با هدف بلندمدت آنها برای جلب حمایت سیاسی جهانی در تضاد است و همچنین این گروه دیگر هیچگونه ارتباطی با القاعده ندارد.
زمانی که خدابردی در سال ۲۰۱۲ به سوریه رفت، موجی از مهاجرت اویغورها به این کشور در جریان بود. بنا به برخی برآوردها، هزاران جوان اویغور عمدتاً از طریق ترکیه به مناطق تحت کنترل شورشیان در سوریه وارد شدند. رابرتز که مصاحبههای گستردهای با این مهاجران انجام داده، میگوید این روند تا حدی با رضایت ضمنی دولت ترکیه همراه بوده است.
به گفته او، ترکیه در تلاش بود تا تعادلی میان منافع خود حفظ کند؛ از یکسو، میلیونها پناهجوی سوری را میزبانی میکرد و از سوی دیگر، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، در پی آن بود که حمایت عمومی از آرمان اویغورها را حفظ کند تا نظر مساعد ملیگرایان را جلب نماید.
رابرتز گفت: «بسیاری از کسانی که در نهایت به سوریه رفتند، پیشتر از چین به ترکیه مهاجرت کرده بودند. بهنظر میرسد برخی افراد در ترکیه و شاید با تأیید مقامات دولتی، به آنها پیشنهاد کردند که به سوریه بروند. به آنها گفته شده بود که در آنجا میتوانند با یک گروه همکاری کنند، آموزش نظامی ببینند و شاید روزی به کشورشان بازگردند و برای سرزمین خود بجنگند، در حالی که خانوادههایشان تحت حمایت خواهند بود».
تهدیدی برون مرزی برای چین
حزب اسلامی ترکستان در سوریه اعلام کرده که اعضایش در ابتدا بهدنبال مکانی برای سکونت بودهاند، اما بسیاری از آنها در ادامه به مبارزه علیه اسد پیوستند. پیشتر جنگجویان حزب اسلامی ترکستان در عملیاتهای شورشیان در جسرالشغور، حلب، ادلب و لاذقیه شرکت کردند. خدابردی در حملات هوایی دولت اسد، اعضای خانوادهاش از جمله همسر و دو پسرش را از دست داد.
او در سال ۲۰۲۱ از آکادمی نظامی هیئت تحریرالشام (HTS) در ادلب فارغالتحصیل شد و در اواخر سال ۲۰۲۴ فرماندهی نیروهایی را برعهده داشت که در یورش گستردهای شرکت کردند که در نهایت باعث ورود شورشیان به دمشق شد. رابرتز میگوید احتمال باقیماندن ارتباط جزب اسلامی ترکستان با گروههای افراطی جهانی، موجب شده برخی از رهبران دیاسپورای اویغور از حمایت علنی از این گروه خودداری کنند.
به گفته او، بسیاری از گروههای اویغور در غرب «حتی از پذیرش وجود این گروه هم طفره رفتهاند و آن را توطئهای از سوی چین برای بیاعتبار ساختنشان در سطح جهانی قلمداد میکنند.» در مقابل، برخی دیگر بر این باورند که «باید به سرنگونی اسد، افتخار کنیم. این نشان میدهد اگر روزی دولتی داشتیم، میتوانستیم ارتشی واقعی داشته باشیم.»
یکی از این گروهها، «اتحادیه بینالمللی سازمانهای ترکستان شرقی» است که نزدیک به دو دهه در ترکیه فعال بوده است. این تشکل عمدتاً محافظهکار به رهبری هدایت اوغوزهان اداره میشود؛ اویغوری اهل کاشغر که در پاکستان تحصیل کرده و بعدها در ترکیه ساکن شده است. اوغوزهان در بیانیهای در شبکههای اجتماعی نوشت: «سقوط اسد توسط سوریها و تصاحب حکومت، بارقهای بزرگ از امید برای ما، مردم ترکستان شرقی، بود».
آینده جزب اسلامی ترکستان در سوریه بستگی به نوع امتیازهایی دارد که دولت جدید ممکن است به قدرتهای خارجی بدهد. از نظر فنی، خدابردی و هزاران جنگجوی اویغور عضو این جریان اکنون بخشی از ارتش سوریه بهشمار میآیند. اما آنها هنوز تابعیت سوری ندارند.
احمد الشرع، رهبر جدید سوریه، اعلام کرده که جنگجویان خارجی بخش جداییناپذیری از پیروزی شورشیان بودهاند و اعطای تابعیت به آنان مسئلهای است که باید مورد بررسی قرار گیرد. دولت او همچنین تلاش کرده تا دیگر کشورها را متقاعد کند که سوریه جدید دیگر جاهطلبیهای افراطی جهانی ندارد. در حالی که تحریرالشام بسیار موفقتر از طالبان در افغانستان عمل کرده، شاید سوریه بتواند از آن تجربه درس بگیرد.
افتخار فردوس، سردبیر "دفتر خاطرات خراسان" که فعالیت رادیکالها در منطقه را رصد میکند، میگوید: «تسلط تحریرالشام بر سوریه، دومین مورد در قرن حاضر است که نشان می دهد یک گروه رادیکال کنترل کامل یک کشور را بهدست گرفته است.»
فردوس این پرسش را مطرح میکند که آیا اعضای حزب اسلامی ترکستان بهصورت واقعی در سوریه ادغام شدهاند، یا صرفاً روی کاغذ وارد ساختار شدهاند تا نگرانیهای جهانی را کاهش دهند. در افغانستان، طالبان برای کنار گذاشتن اهداف جهانی، به جنگجویان خارجی پول پرداخت کردند. در سوریه هم تحریرالشام رویکردی از بالا به پایین اتخاذ کرد و حزب اسلامی یت فورد ترکستان را در زنجیره فرماندهی نظامی خود جای داد. برای چین، حضور جنگجویان اویغور در افغانستان همسایه تهدیدی بزرگتر از حضور آنها در سوریه است؛ به همین دلیل، پکن مشتاق به برقراری رابطه با طالبان بوده تا تضمینهایی درخصوص عدم اجرای حملات از خاک افغانستان دریافت کند و تا حدودی هم در این زمینه موفق بوده است.
طی دو دهه گذشته، تنها تعداد انگشتشماری از حملات به چین یا منافع چینی در خارج از کشور به حزب اسلامی ترکستان نسبت داده شدهاند، آن هم با مدارکی نهچندان قوی. اینکه آیا سوریه نیز میتواند موفقیتی مشابه داشته باشد یا نه، هنوز مشخص نیست.
برخورداری ایران اسلامی از ظرفیتها، مقدورات و توانمندیهای راهبردی هم در ایجاد بازدارندگی از جنگ و پاسخ به شرارت احتمالی دشمن در جنگی محدود و نقطهای تا گسترده و طولانی و هم در حفظ داراییهای راهبردی کشور کارایی و اثربخشی بالایی دارد.

به گزارش همشهری آنلاین، جوان نوشت: همزمانی لفاظیها و تهدیدات مقامات رژیم صهیونیستی و امریکایی علیه جمهوری اسلامی ایران و برخی تحرکات و تقویت یگانهای نظامی مستقر در منطقه یا نزدیک به منطقه و همچنین نشستهای فرماندهان امریکایی با فرماندهان رژیم صهیونیستی و انجام تمرینهای مشترک عملیاتی آنها که با اقدامات روانی سران کاخ سفید برای القای دوگانه مذاکره یا جنگ، همراه شده است، از سوی برخی ناظران و تحلیلگران سیاسی و نظامی به معنای فراهم شدن زمینه جنگ و اقدام نظامی علیه ایران به حساب میآید.
گرچه در نقطه مقابل، اوضاع به هم ریخته داخلی در امریکا و اراضی اشغالی فلسطین، ورود ترامپ به چالشها و تنشهای چندجانبه در چندین جبهه مختلف اقتصادی، سیاسی و امنیتی و تقابل با دوستان، شرکا و متحدان قبلی که آنان را به رقبای جدید تبدیل و مستعد منازعه نیز ساخته و همچنین ناکام ماندن امریکا و رژیم صهیونیستی در برابر مقاومت کشور یمن، نیز حاکی از وجود ابهام نسبت به آمادگی آنان در ورود به جنگی گسترده علیه جمهوری اسلامی است که پیامدهایی، چون عدم کنترل ابعاد و محدوده جنگ احتمالی و آثار چندجانبه آن به ویژه بر قیمت انرژی و به خطر افتادن سرنوشت بسیاری از پایگاههای راهبردی امریکا در منطقه غرب آسیا و فراتر از آن، احتمال ورود امریکا به جنگ علیه ایران را با سؤالات و تردیدهای جدی مواجه میسازد. بهویژه اینکه در چنین شرایطی که اقدام جنگی امریکا علیه ایران میتواند زمینهساز جنگ جهانی سوم شود، امکان تشکیل ائتلاف توسط امریکا با کشورهای غربی هم، در سایه رقابتهای اقتصادی و جنگ تعرفهها قرار گرفته و به شدت سخت شده است و تشکیل ائتلاف و ورود به جنگ به صورت دستهجمعی یکی از الزامات راهبردی و دائمی جنگ برای کشورهای غربی به حساب میآید.
از این رو شاید اصلیترین عامل شکلگیری حمله احتمالی علیه ایران، اصرار رژیم صهیونیستی باشد که با تصور جبران یا رفع بحران موجودیتی که پس از حمله حماس به اراضی اشغالی در اکتبر سال ۲۰۲۳ دامنگیر رژیم شده، چنین اقدامی را دنبال نماید. با توجه به همین احساس تهدید موجودیت از یکسو و تصور غلط ناشی از قرار داشتن ایران در موقعیت آسیب ضربهپذیری از سوی دیگر است که رژیم صهیونی را به توهم انتقامجویی علیه ایران و قدرتنمایی برای ترمیم بازدارندگی خود در برابر مقاومت اسلامی انداخته است.
در همین حال روی کار آمدن ترامپ و نیاز او به توافقی با ایران برای مانور قدرت، و سابقه حمایت همه جانبهاش از رژیم صهیونیستی، این طمع را در سران رژیم برای کشاندن امریکا به جنگ علیه ایران تقویت کرده است.
در مواجهه با چنین شرایطی، ایران اسلامی با وجود اینکه به دنبال اجتناب از جنگ و درگیری است ولی چارهای جز آمادگی برای پاسخ به شرارت احتمالی نداشته و گرچه احتمال ورود امریکا به جنگ خیلی هم متصور نیست، اما با نگاه به رفتار غیرقابل پیشبینی ترامپ و همچنین رفتار هیستریک و عصبی رژیم صهیونیستی، خود را برای هرگونه درگیری احتمالی آماده نماید.
برخورداری ایران اسلامی از ظرفیتها، مقدورات و توانمندیهای راهبردی هم در ایجاد بازدارندگی از جنگ و پاسخ به شرارت احتمالی دشمن در جنگی محدود و نقطهای تا گسترده و طولانی و هم در حفظ داراییهای راهبردی کشور کارایی و اثربخشی بالایی دارد.
این مجموعه ظرفیتها وتوانمندیها که حاصل تجربه هشت سال دفاع مقدس، رصد تغییرات و تحولات در تهدیدهای دشمن و برخی وقایع و رخدادهای پندآموز مثل حمله امریکا به افغانستان و عراق، تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه لبنان، سوریه و یمن است، در ابعاد سختافزارانه و نرمافزارانه شرایط قابل قبولی را برای پدافند و آفند در برابر شرارتهای دشمنان فراهم آورده که مهمترین آنها عبارتاند از:
۱- نیروی انسانی کارآزموده، جهادی و شهادتطلب و شجاع که علاوه بر آموزشهای متداول در نیروهای مسلح، تجربه هشت سال دفاع مقدس، مقابله با تروریستهای تکفیری و شناخت ضدانقلاب و برانداز داخلی را نیز در کارنامه درخشان خویش دارد و دارای عقبه مردمی و داخلی به عمق بسیج مردمی و حتی شهروندان غیرتمند عادی است که در طول تاریخ در برابر دشمن متجاوز بیرونی سدی آهنین و محکم را تشکیل داده و از کیان ملی خود دفاع کردهاند.
۲- توان طراحی عملیات و فرماندهی مستقل، بومی و ابتکاری متکی بر تجربه و تمرین میدانی و اعتماد به نفس متکی بر باورهای دینی، انقلابی و میهنی که در شیوه و روش نیز میتواند به شکل ترکیبی عمل کرده و در شرایط جنگ نامتقارن دشمن را با شرایط ابهام و گیجی راهبردی مواجه و خالق معادلات و موازنههای جدید و شناخته نشده باشد.
۳- برخورداری از طیفی از سلاحها و جنگافزارهای راهبردی، بهویژه ذخایر سنگین و بالای موشک و پهپاد و آن هم در شهرهای موشکی زیرزمینی، پراکنده و طیفی از شناورهای آشکار و پنهان جنگی و سامانههای انبوه و متنوع پدافند یت فورد ضدهوایی که در پیوند با اراده به کارگیری آن به صورت مستقل، امکان پاسخ به هر نوع تجاوز و شرارت را در هر شرایطی و موقعیت به نیروهای مسلح میدهد.
۴- برخورداری از عمق منطقهای و داخلی با حمایت اضلاع مقاومت اسلامی در منطقه از ایران و حضور نیروهای بسیج مردمی در طول و عرض جغرافیایی کشور که هم فضای منطقه را میتواند برای دشمنان ناامن سازد و هم در داخل با هرگونه شرارت و ناامنی داخلی مقابله کند.
۵- قرار داشتن ولیفقیه در جایگاه فرماندهی کل قوا که نه تنها مشروعیتبخش هرگونه اقدام و عمل نظامی است، اجرای فرامین نظامی او با اشتیاق درونی نیروهای جهادی درهم آمیخته و تابآوری و استقامت را با سرعت و چابکی برای پیشبرد فرامین به شوق ادای تکلیف و کسب پاداش رقم زده و زمینه نبردهای عاشورایی و حماسی را فراهم میآورد.
وجود این ظرفیتها نه تنها امکان دفاع و پاسخ به شرارت در مرزها، بلکه کشاندن جنگ به فراتر از مرزها و ایجاد هزینههای سنگین برای دشمن و هر کشوری که به او کمک کرده یا فضا داده باشد، فراهم کرده و احتمال تبدیل جنگ محدود و نقطهای در نظر دشمن را به جنگی گسترده و پرشدت و خارج از قدرت و کنترل متصور میسازد. به عبارتی با برخورداری ایران اسلامی از این ظرفیتها و توانمندیها، شاید دشمن بتواند جنگی را با تصور دستیابی به هدف یا اهدافی مشخص شروع کند، اما مسلماً پایان دادن به آن و کنترل پیامدها و ابعاد خسارتبار آن برای خود، منطقه و حتی جهان ناتوان خواهد بود و در این صورت علاوه بر اینکه پاسخ شرارت خود را از ایران خواهد گرفت باید پاسخگوی سطوح دیگری از کشورها و قدرتهایی که متضرر این جنگ احتمالی خواهند بود نیز باشد.
وزیر خارجه پیشین با رد ادعاهای مطرح شده در فضای مجازی تاکید کرد که بنده حتی نامه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و پاسخ ایران به او را ندیده و از محتوای آن خبری جز آنچه در رسانهها آمده ندارم.

به گزارش مشرق، «محمد جواد ظریف»، وزیر خارجه پیشین امروز ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ در پاسخ به شایعات متفاوت مطرح شده درباره حضور او در روندهای جاری در حوزه سیاست خارجی کشور گفت: این شایعات بیشتر به شوخی سیزده شبیه است که از قبل شروع شده و هنوز ادامه دارد.
ظریف در ادامه تاکید کرد که بنده حتی نامه ترامپ و پاسخ به او را ندیده و از محتوای آن خبری جز آنچه در رسانهها آمده ندارم.
در دو هفته اخیر، گمانه زنی هایی در فضای مجازی و برخی رسانه ها پیرامون نقش وزیر خارجه پیشین در بحث ها و روندهای جاری پیرامون مذاکرات غیرمستقیم با ایالات متحده مطرح شده بود که ظریف تمامی یت فورد آنها را نادرست نادانسته و تکذیب کرده است.
با توجه به تقطیع صحبتهای حجتالاسلام و المسلمین ماندگاری توسط برخی رسانه های ضدانقلاب در پاسخ به یک فرد معترض به سخنان ایشان و نحوه مواجه با برخی مشکلات موجود اقتصادی کشور، بخش کاملتری از صحبتها و پاسخ های این سخنران مذهبی منتشر میشود. رسانه های ضدانقلاب در ساعات گذشته با تقطیع اظهارات این سخنران مذهبی به دنبال القای این مطلب بودند که وی راه حل مواجه با مشکلات اقتصادی را فقط «صبر کردن» عنوان کرده است .
![]()
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :با توجه به تقطیع صحبتهای حجتالاسلام و المسلمین ماندگاری توسط برخی رسانه های ضدانقلاب در پاسخ به یک فرد معترض به سخنان ایشان و نحوه مواجه با برخی مشکلات موجود اقتصادی کشور، بخش کاملتری از صحبتها و پاسخ های این سخنران مذهبی منتشر میشود.
رسانه های ضدانقلاب در ساعات گذشته با تقطیع اظهارات این سخنران مذهبی به دنبال القای این مطلب بودند که وی یت فورد راه حل مواجه با مشکلات اقتصادی را فقط «صبر کردن» عنوان کرده است .