اکوایران: نخستوزیر اسرائیل در بحبوحه اختلافات بر سر ایران، تعرفهها و ترکیه با ترامپ دیدار میکند.
به گزارش اکوایران، نخستوزیر اسرائیل در بحبوحه اختلافات بر سر ایران، تعرفهها و ترکیه با ترامپ دیدار میکند.![]()
به نوشته المانیتور، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در اقدامی غافلگیرکننده، نخستوزیر اسرائیل را در به فاصله کوتاهی پس از سفر پیشین به واشنگتن دعوت کرد تا درباره تصمیم اخیرش درباره تعرفهها، پرونده ایران و سایر موضوعات گفتوگو کنند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل قرار است روز دوشنبه در کاخ سفید با دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا دیدار و درباره تصمیم آمریکا برای اعمال تعرفههای 17 درصدی بر کالاهای وارداتی اسرائیل گفتگو کند.
نتانیاهو اولین رهبر خارجی خواهد بود که از زمان تحلیف ترامپ در ژانویه، برای دومین بار با دونالد ترامپ در کاخ سفید دیدار میکند.
در بیانیهای که شنبه شب از سوی دفتر نخستوزیر اسرائیل منتشر شد، آمده است: «تعرفهها، تلاشها برای آزادی گروگانهای ما در غزه، روابط اسرائیل و ترکیه، تهدید ایران و نبرد علیه دادگاه بینالمللی کیفری در لاهه» در راس دستور کار قرار خواهند گرفت.
در این بیانیه آمده است که نخستوزیر از روابط شخصی و گرم با رئیسجمهور ترامپ قدردانی میکند و از او به خاطر دعوت از او به عنوان اولین رهبر جهانی پس از اعمال تعرفههای جهانی تشکر میکند، همانطور که او اولین رهبری بود که پس از بازگشت به کاخ سفید با او دیدار کرد.
این دیدار یک روزه در حالی انجام می شود که نتانیاهو با چالشهای قانونی در اسرائیل مواجه است. دفتر او از دادگاه منطقه قدس درخواست کرد که احضار او در روزهای دوشنبه و چهارشنبه را به دلیل سفرش به واشنگتن به تعویق بیندازد. اما دادگاه تنها با لغو جلسه دوشنبه موافقت کرد. انتظار می رود نتانیاهو دوشنبه شب واشنگتن را ترک کند.
اسرائیل از تصمیم بر سر اعمال تعرفههای آمریکا بر این رژیم مبهوت شده است رهبری سیاسی و اقتصادی اسرائیل در روز چهارشنبه زمانی که ترامپ این رژیم را در فهرست کشورهایی که تعرفههای بالایی بر آن اعمال شده قرار داده، شگفتزده شدند. تعرفه 17 درصدی بر کالاهای اسرائیلی بالاتر از تعرفه 10 درصدی است که بر اکثر شرکای آمریکا در خاورمیانه تحمیل شده است. این تنها یک روز پس از آن رخ داد که بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی، لغو تمامی تعرفهها بر محصولات ایالات متحده را اعلام کرد. اسموتریچ امیدوار بود که این ژست اسرائیل را در برابر هرگونه تعرفه جدید ایالات متحده محافظت کند -اما در انجام این کار شکست خورد.
آمریکا بزرگترین شریک تجاری اسرائیل است. صادرات اسرائیل به آمریکا که شامل الماس، ماشین آلات، دستگاههای اپتیک، دارو، داروسازی و تجهیزات الکترونیکی میشود، در سال 2024 به بیش از 22 میلیارد دلار رسید. کسری تجاری در این سال حدود 7.4 میلیارد دلار بود.
شموئل آبرامزون، اقتصاددان ارشد وزارت دارایی، پنجشنبه گفت که اسرائیل با کاخ سفید برای لغو یا کاهش تعرفههای اعمال شده مذاکره خواهد کرد. آبرامزون با بیان اینکه ما میدانستیم که این اتفاق میافتد، تعجب کردهایم و همچنان در حال یادگیری پیامدهای آن هستیم، افزود: ما کانال خوبی با دولت آمریکا داریم و معتقدم از طریق گفتوگو و مذاکره موفق خواهیم شد تا حدی از شدت این فرمان بکاهیم.
به گزارش وای نت، نتانیاهو و ویکتور اوربان نخست وزیر مجارستان در جریان سفر به بوداپست این هفته با ترامپ تلفنی گفتگو کردند. در این گفتگوی سه جانبه بحث تعرفهها مطرح شده است. ترامپ به نتانیاهو پیشنهاد داد که برای گفتوگو درباره این موضوع به واشنگتن بیاید. بر اساس این گزارش، دفتر نتانیاهو چندین تاریخ جایگزین را در طول تعطیلات عید فصح آینده پیشنهاد کرده است، اما تیم ترامپ اصرار به برگزاری جلسه در روز دوشنبه داشتند. در نتیجه، نتانیاهو تصمیم گرفت به جای بازگشت به اسرائیل پس از سفر چهار روزه خود به مجارستان، مستقیماً از بوداپست به واشنگتن سفر کند.
تلاش برای آزادی گروگانها موضوع دیگری است که در این دیدار مورد بحث قرار میگیرد. هزاران اسرائیلی شنبه شب دست به تظاهرات زدند و از کابینه نتانیاهو خواستند تا با حماس به توافق برسد. توافق آتشبس بین اسرائیل و حماس پس از مرحله اول 42 روزه که طی آن 33 گروگان اسرائیلی آزاد شدند، از بین رفت. اسرائیل از آن زمان اعلام کرد که در جریان مذاکرات آتشبس را حفظ نخواهد کرد و تاکید کرد تا زمانی که حماس شکست نخورده و تمام 59 گروگان باقی مانده آزاد نشوند، به جنگ غزه پایان نخواهد داد. در همین حال، حماس پیشنهاد استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا برای تمدید مرحله اول توافق را که شامل آتش بس موقت و آزادی 11 گروگان اسرائیلی دیگر می شد، رد کرده است.

روابط اسرائیل و ترکیه نیز موضوع دیگر این سفر است. از زمان سقوط بشار اسد در دسامبر گذشته، رهبران اسرائیل نسبت به حمایت ترکیه از گروههای شبه نظامی فعال در مناطق مرزی سوریه هشدار دادهاند. هفته گذشته اسرائیل به مواضع ارتش سوریه در حمص، حماه و دمشق حمله کرد. به گزارش میدلایست آی، ترکیه قصد دارد نیروهای خود را در پایگاه هوایی T4 و فرودگاه نظامی پالمیرا در استان حمص سوریه مستقر کند. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه روز جمعه گفت که آنکارا به دنبال هیچ رویارویی با اسرائیل در سوریه نیست، اما هشدار داد که حملات مکرر اسرائیل به تاسیسات نظامی، توانایی دولت جدید سوریه برای جلوگیری از تهدیدات، از جمله داعش را تضعیف می کند.
هم چنین اسرائیل و آمریکا در پایان ماه مارس رایزنیهای راهبردی درباره ایران انجام دادند. ترامپ در اواسط ماه مارس نامهای به تهران ارسال کرده و از تهران خواست تا وارد مذاکره مستقیم بر سر برنامه هستهای خود شود و در عین حال مهلتی دو ماهه برای دستیابی به توافق جدید تعیین کرد. ایران با پیشنهاد آغاز گفتوگوهای غیرمستقیم پاسخ داد - رویکردی که به نظر میرسد ایالات متحده مایل به پذیرش آن است. در میانه نگرانیهای اسرائیل مبنی بر اینکه کاخ سفید ممکن است در این مذاکرات عجله کند، ران درمر، وزیر امور استراتژیک، با یک هیئت اسرائیلی به واشنگتن سفر کرده تا درباره این تحولات گفتگو کند.
هم چنین، شبکه الحدث متعلق به عربستان سعودی روز شنبه گزارش داد که واشنگتن دومین باتری دفاع هوایی پیشرفته تاد را در این هفته به همراه دو باتری دیگر پاتریوت به اسرائیل تحویل داده است. اولین سامانه تاد اکتبر گذشته با همراهی تیمی از مربیان آمریکایی وارد اسرائیل شد. استقرار اخیر در بحبوحه حملات مداوم آمریکا علیه حوثیها در یمن و بحثهای اسرائیل و ایالات متحده بر سر احتمال حمله به تاسیسات هستهای ایران صورت میگیرد.

مهند مصطفی استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اسرائیل به الجزیره گفته نتانیاهو به گزینه نظامی علیه ایران باور دارد و معتقد است اکنون فرصت بسیار مناسبی فراهم شده است تا اسرائیل این گزینه را با هدف از بین بردن برنامه هسته ای ایران اجرا کند. این کارشناس سیاسی افزود، نتانیاهو تلاش خواهد کرد رئیس جمهور امریکا را برای حمله نظامی به ایران متقاعد کند زیرا این گزینه را بهترین راه برخورد با برنامه هستهای و نفوذ منطقهای ایران می داند. به عقیده مصطفی، اسرائیل به رغم تمایل شدید به اقدام نظامی علیه ایران، بدون چراغ سبز و موافقت امریکایی ها دست به چنین کاری نخواهد زد.
اما حسن احمدیان استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه تهران، سفر نتانیاهو به واشنگتن را به تغییراتی نسبت داد که نتانیاهو احساس میکند در موضع امریکا در خصوص ایران ایجاد شده است. احمدیان گفت، با اعلام آمادگی ایران برای مذاکره با امریکاییها، لحن مقامات امریکایی شروع به تغییر کرده است. ترامپ که قبلا تهدید به حمله به ایران کرده بود اخیرا اعلام کرد تحریم های ثانویه بر ایران تحمیل خواهد کرد و همچنین مذاکره غیرمستقیم با این کشور را پذیرفت. احمدیان درباره علت مخالفت ایران با مذاکره مستقیم با دولت امریکا گفت، تهران به دنبال تقسیم کردن مذاکرات به چند مرحله است که با مذاکره یت فورد غیرمستقیم آغاز میشود و بعدا با مذاکرات مستقیم ادامه پیدا میکند چرا که ایرانیها به ترامپ اعتماد ندارند و نگرانند که او به توافقات پایبند نماند.
مارک وایفل مشاور سابق امنیت ملی امریکا و مسئول سابق روابط عمومی در کاخ سفید در خصوص موضع امریکا گفت، ترامپ خواهان مذاکره مستقیم با ایران است تا خود را مذاکره کننده برتر نشان دهد. همچنین تهدیدات ترامپ علیه ایرانیها با هدف سوق دادن آنان به سوی مذاکرات مستقیم صورت میگیرد، همان کاری که با کره شمالی در دور نخست ریاست جمهوریاش کرد. به عقیده وایفل، اگر ایران با آغاز مذاکرات مستقیم مخالفت کند بعید نیست که ترامپ فشار سیاسی و اقتصادی بر ایران را تهدید کند تا مجبور به مذاکره طبق شروط واشنگتن شود.
وزیر خارجه گفت: ما دیدگاهمان را اعلام کردیم لذا اهل دیپلماسی و مذاکره هستیم اما غیرمستقیم البته باید اذعان کرد که تاکنون هیچ دوره مذاکراتی برگزار نشده است.
![]()
عباس عراقچی وزیر خارجه که عصر امروز در نشست کمیسیون امنیت ملی مجلس جهت ارائه گزارش درباره آخرین وضعیت سیاست خارجی کشورمان و موضوع مذاکرات ایران و آمریکا حاضر شده بود، در حاشیه این نشست در گفتگو با خانه ملت درخصوص آخرین وضعیت روند مذاکرات با آمریکا، گفت: ما دیدگاهمان را اعلام کردیم لذا اهل دیپلماسی و مذاکره هستیم اما غیرمستقیم البته باید اذعان کرد که تاکنون هیچ دوره مذاکراتی برگزار نشده است.
وزیر خارجه در رابطه با اظهارات سناتور آمریکایی مبنی بر اینکه رئیسجمهور این کشور ترجیح میدهد توافق با ایران شبیه به توافق واشنگتن با لیبی در سال ۲۰۰۳ باشد، تصریح کرد: مگر در خواب ببینند.
توافق های اخیر ایران و آمریکا زمینه ساز احیای برجام است
پرونده هستهای بین ایران و آمریکا بسته شده است
وی در خصوص برگزاری نشست ویژه رئیسجمهوری فرانسه با وزرای کلیدی و کارشناسان ارشد نظامی و امنیتی در رابطه با ایران، بیان کرد: آنها ارزیابی خودشان را مطرح کرده اند؛ هر یت فورد کشوری می تواند برای خودش ارزیابی و تحلیل داشته باشد اما اگر اقدامی در این جهت انجام دهند ما آنها را شریک هر اقدامی که علیه کشورمان انجام شود خواهیم دانست.
سفیر روسیه در عراق گفت که بشار اسد و خانوادهاش در این کشور پناهنده سیاسی هستند.

به گزارش همشهری آنلاین، سفیر روسیه در بغداد، «آلبروس کوتراشیف»، جزئیات تازهای درباره حضور بشار اسد، رئیسجمهور پیشین سوریه در مسکو فاش کرد و گفت اقامت او در پایتخت روسیه تحت شرایط سختگیرانهای انجام میشود.
کوتراشیف در گفتوگو با یکی از رسانههای عراقی تأکید کرد که یکی از این شروط آن است که به اسد اجازه هیچگونه فعالیت رسانهای یا سیاسی در طول اقامتش در مسکو داده نمیشود.
وی همچنین افزود که از نظر روسیه، تحویل اسد به هیچ نهاد خارجی در دستور کار نیست و او نیز تاکنون هیچیک از شروط پناهندگی اعطاشده را نقض نکرده است.
این اظهارات در حالی بیان میشود که فشارهای بینالمللی بر روسیه در خصوص پرونده بشار اسد در هفتههای اخیر افزایش یافته است. برخی کشورهای غربی و نهادهای حقوقی بینالمللی خواستار پیگیری قضایی علیه او شدهاند.
همزمان رسانههای بینالمللی از جمله «لوموند» و «گاردین» گزارش دادهاند که دولت فرانسه بررسی حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد را آغاز کرده و احتمال دارد این پرونده در آینده وارد مرحله صدور کیفرخواست شود.
پیش از این دولت روسیه اعلام کرده بود که خانواده اسد بنا بر دستور مستقیم رئیسجمهور روسیه، «ولادیمیر پوتین»، حق پناهندگی دریافت کردهاند. با این حال، مسکو جزئیات بیشتری درباره محل اقامت فعلی اسد ارائه نکرده است.
دیمیتری پسکوف، سخنگوی یت فورد ریاستجمهوری روسیه، در این باره گفته است: «در مورد محل حضور اسد چیزی برای گفتن نداریم».
در اوایل ماه جاری خبرگزاری «رویترز» به نقل از منابع دیپلماتیک گزارش داد که «احمد الشرع» (جولانی)، از روسیه درخواست کرده بود تا اموال [ادعایی] را که بشار اسد در مسکو سپردهگذاری کرده است را به دمشق بازگرداند.
درخواست جولانی از روسیه پس از آن مطرح شد که وزارت خارجه آمریکا با انتشار گزارشی مدعی شد که ثروت خانواده اسد بالغ بر دو میلیارد دلار است؛ ثروتی که به گفته واشنگتن در حسابهای بانکی پنهان، شرکتهای صوری، پناهگاههای مالیاتی خارجی و املاک متعدد انباشته شده است.
با این حال، منابع یادشده در گفتوگو با رویترز تأکید کردند که هیئت روسی که اخیراً به دمشق سفر کرده بود، به الشرع اطلاع داده که بشار اسد هیچگونه پولی در روسیه سپردهگذاری نکرده است.
به هر صورت بازار شایعات علیه بشار اسد و خانوادهاش داغ است، از میلیاردها دلار پول در بانکهای روسیه تا شایعه اخیر مبنی بر ازدواج بشار اسد با «لونا الشبل» مشاور رسانهای فقید وی که سال گذشته در یک تصادف جادهای درگذشت، حتی سندی نیز در این باره در شبکههای اجتماعی منتشر شده است که تمامی رسانهها به جعلی بودن آن اذعان دارند.
روزنامه تایمز انگلیس نیز در 22 آذر سال گذشته مدعی شد که بشار اسد، همسرش اسماء، دخترشان زین و پسرانشان حافظ و کریم ممکن است آپارتمانی در مجتمع «سیتی آو کاپیتالز» در شهر مسکو را بهعنوان محل اقامت خود انتخاب کرده باشند.
خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام ارشد ایرانی نوشت دولت ایران به کشورهای همسایه هشدار داده است که هرگونه حمایت از حمله آمریکا به خاک ایران را به عنوان اقدامی خصمانه تلقی خواهد کرد.
![]()
این مقام ارشد ایرانی اعلام کرد ایران درخواست آمریکا برای مذاکره مستقیم بر سر برنامه هستهای اش را رد کرد و همزمان به همسایگانش که میزبان پایگاههای آمریکایی هستند، هشدار داده که در صورتی که در حمله به ایران مشارکت کنند، ممکن است در خط آتش نیروهای ایرانی قرار گیرند.
این مقام ایرانی همچنین به خبرگزاری رویترز گفت: «ایران پیامهای هشداری ر ا به کشورهای عراق، کویت، امارات متحده عربی، قطر، ترکیه و بحرین فرستاده، مبنی بر اینکه هرگونه حمایت از حمله آمریکا به ایران، از جمله استفاده از حریم هوایی یا زمینی آنها از سوی ارتش آمریکا در طول حمله به ایران، به عنوان اقدامی خصمانه [از سوی ایران]تلقی خواهد شد و چنین اقدامی، پیامدهای سنگینی برای آنها خواهد داشت.»
ادعای خطوط هوایی ترکیه در مورد سفر به سوریه
امیر کویت: عملیات نظامی از خاک کشورم ممنوع است!
رویترز همچنین به نقل از این مقام ایرانی که نامی از وی نبرده مدعی شد که نیروهای مسلح ایران نیز به حالت آماده باش درآمدهاند. رویترز همچنین نوشت سخنگوهای دولت عراق، امارات، قطر و بحرین به درخواست این خبرگزاری یت فورد برای تأیید این اظهارات پاسخ ندادند و وزارت خارجه ترکیه نیز اعلام کرد از این هشدار اطلاعی ندارد و احتمال دارد چنین پیامی از طریق کانالهای دیگر به ترکیه منتقل شده باشد.
اکوایران: بسیاری از بلندترین صداهایی که سیاست واشنگتن در قبال ایران را شکل میدهند - چه در داخل دولت و چه در خارج از آن - بهطور فعالانه در حال تخریب هر مسیر واقعبینانهای برای دیپلماسی هستند.
به گزارش اکوایران، صدای طبلهای جنگ در واشنگتن بلندتر شدهاند.
![]()
به نوشته ریسپانسیبل استیتکرافت، در هفتههای اخیر، بسیاری از همان صداهای نئومحافظهکاری که آمریکا را به جنگ عراق کشاندند، اکنون خواهان حمله به ایران هستند. گروههایی مانند «بنیاد دفاع از دموکراسیها» و «مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک» بار دیگر خواستار تقابل شدهاند و ادعا میکنند شاید دیگر هرگز زمانی بهتر از اکنون برای اقدام وجود نداشته باشد. اما این یک توهم خطرناک است که میتواند آنچه که خود دونالد ترامپ میگوید به دنبالش است را از مسیر خارج کند: یک توافق، نه یک جنگ فاجعهبار دیگر در خاورمیانه.
تنها خطر جنگ با ایران آغاز یک درگیری بیپایان دیگر نیست، بلکه میتواند کل برنامههای داخلی و بینالمللی ترامپ را نابود کند.
یک درگیری بزرگ، منابع و تمرکز آمریکا را تحلیل میبرد و آن را از اولویتهای داخلی منحرف میکند و در نتیجه، قدرت چانهزنی واشنگتن را در تمامی جبههها تضعیف خواهد کرد: چین، روسیه، اروپا و تجارت. اروپا ممکن است از این فرصت استفاده کند تا حمایت از جنگ در اوکراین را ادامه دهد و در برابر تلاش ترامپ برای بازتنظیم روابط فراآتلانتیکی مقاومت نشان دهد. شرکای تجاری مانند مکزیک، کانادا، هند و دیگر کشورها ممکن است با سوءاستفاده از درگیری آمریکا، امتیازات یکجانبه بگیرند. همچنین یک حمله یکجانبه میتواند جامعه جهانی را از هم بپاشد.
روسیه و چین، با وجود نگرانیهای خود درباره برنامه هستهای ایران، این حمله را تجاوزگری آمریکا توصیف خواهند کرد و اعتبار آمریکا را در سازمان ملل و سایر مجامع بینالمللی زیر سؤال خواهند برد.
نتیجه معکوس
اما خطرناکترین پیامد چه خواهد بود؟ چنین حملهای میتواند نتیجهای کاملاً معکوس داشته باشد و ایران را به انجام دقیق همان کاری سوق دهد که ترامپ میگوید قصد جلوگیری از آن را دارد: ساخت بمب اتمی. ایران هماکنون در حال غنیسازی اورانیوم در سطحی نزدیک به درجه تسلیحاتی است. اگر از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) خارج شود، آخرین رشتههای نظارت بینالمللی نیز از بین خواهند رفت. حمله میتواند عناصر تندروتر در ایران را تقویت کند و برای حرکت سریع بهسوی گریز هستهای مشروعیت سیاسی فراهم کند.

در این صورت، ترامپ ممکن است نه بهعنوان رئیسجمهوری که بحران ایران را حل کرد، بلکه بهعنوان کسی که در دوران او ایران به یک قدرت هستهای تبدیل شد، در تاریخ ثبت شود. این نه میراثی است که او میخواهد و نه چیزی که آمریکا میخواهد.
ترامپ اخیراً گفته: «بهزودی اتفاقی برای ایران خواهد افتاد.» اما او همچنین تأکید کرده: «امیدوارم بتوانیم به یک توافق صلح برسیم. نه از موضع قدرت این را میگویم، نه از موضع ضعف، فقط میگویم که صلح را ترجیح میدهم تا گزینه دیگر.» این سخنان، اظهارات یک جنگطلب نیست. اینها سخنان یک مذاکرهکننده است، کسی که هنوز برای دیپلماسی ارزش قائل است.
ترامپ در این دیدگاه تنها نیست. در مصاحبهای اخیر با تاکر کارلسون، استیون ویتکاف، نماینده ترامپ در حوزه سیاست خارجی، دیدگاهی بهمراتب محتاطانهتر نسبت به ایران ارائه داد؛ دیدگاهی که کمتر در میان نخبگان سیاست خارجی دیده میشود. ویتکاف بر واقعگرایی، راستیآزمایی، احترام متقابل، و از همه مهمتر، اجتناب از درگیری تأکید کرد. اظهارات او بازتاب رویکردی واقعبینانه بود که بر درک دقیق منافع آمریکا و پیچیدگیهای منطقه استوار است.
خواستههای حداکثری
مشکل اینجاست که بسیاری از بلندترین صداهایی که سیاست واشنگتن در قبال ایران را شکل میدهند - چه در داخل دولت و چه در خارج از آن - بهطور فعالانه در حال تخریب هر مسیر واقعبینانهای برای دیپلماسی هستند. آنها از «توافق» حرف میزنند، اما آنچه در واقع خواهانش هستند، تسلیم کامل ایران است: غنیسازی صفر درصدی اورانیوم، برچیدن کامل برنامه هستهای، قطع کامل روابط با تمامی متحدان منطقهای، و تغییر بنیادین در سیاست خارجی کشور. هیچ دولتی در ایران - نه میانهرو و نه تندرو - نمیتواند چنین شرایطی را بپذیرد. حتی مسعود پزشکیان، رئیسجمهور تازهمنتخب ایران که با شعار تعامل و دیپلماسی به میدان آمده، فضای سیاسی لازم برای پذیرفتن چنین اولتیماتومی را در اختیار نخواهد داشت.
بیایید صریح باشیم: اگر کسی با چنین خواستههای حداکثری، وانمود میکند که به دنبال توافق است، در واقع برای صلح تلاش نمیکند، بلکه در حال زمینهسازی برای جنگ است.
ایران بازیگری پیچیده با گذشتهای پیچیده است. اما درس یک دهه گذشته روشن است: زمانی که ایالات متحده با ایران از مسیر دیپلماسی وارد میشود، نتیجه میگیرد. اما وقتی صرفاً بر فشار تکیه میکند، بهتدریج به سوی درگیری پیش میرود.
هدف از اِعمال فشار همواره ایجاد اهرم بوده، نه صرفاً تحمیل هزینه. اکنون این اهرم وجود دارد. پرسش این است که چگونه باید از آن استفاده کرد.
توافق هستهای ۲۰۱۵ (برجام) برای هیچیک از طرفین کامل و بینقص نبود، اما موفق شد محدودیتهای شدید و بیسابقهای بر برنامه هستهای ایران اعمال کند و آن را تحت بازرسیهای بینالمللی بیسابقهای قرار دهد. هدف از خروج آمریکا از این توافق، وادار کردن ایران به پذیرش شروطی سختتر بود. اما این اتفاق رخ نداد.
در عوض، نتیجه چند سال گسترش فعالیتهای هستهای ایران، بیثباتی منطقهای، و همگرایی فزاینده میان تهران، مسکو و پکن بوده است. ایران اکنون در حال غنیسازی اورانیوم تا سطح ۶۰٪ است و میزان ذخایر آن بهمراتب بیشتر از گذشته است. در همین حال، اجماعی بینالمللی که زمانی پشت اقدامات آمریکا بود، از هم گسسته است.
اکنون زمان آن فرا رسیده که توافقی که محدودیتهای قویتر، شفافیت بیشتر، و امنیت بلندمدت بیشتری برای ایالات متحده به همراه داشته باشد.
مفروضات تندروها
در این فضای پرتنش، صداهای تندرو بار دیگر این فرض را مطرح میکنند که حمله به ایران سریع و مؤثر خواهد بود. گزارشی تازه از مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک (WINEP) مدعی است که توان اطلاعاتی و تحمل ریسک بالای اسرائیل، انجام یک «حمله پیشگیرانه» علیه ایران را بهمراتب «موفقتر» از تلاشهای گذشته آمریکا - مانند حملات به تأسیسات هستهای عراق در سالهای ۱۹۹۱ و ۱۹۹۳ - میسازد. اما این دیدگاه، خطرات جدی چنین اقدامی را به طرز خطرناکی کوچک میشمارد. حتی متحدان ترامپ نیز خواستار احتیاط هستند.
برای مثال، جِیدی ونس، معاون رئیسجمهور، در اکتبر گذشته بهدرستی هشدار داد که «منافع آمریکا گاهی ممکن است با منافع اسرائیل متفاوت باشد» و صراحتاً اعلام کرد که اجتناب از جنگ با ایران، به نفع ایالات متحده است. او هشدار داد که چنین درگیریای «هزینهای هنگفت» خواهد داشت و «انحراف منابع» به شمار میرود. واقعیت این است که یک حمله شاید در بهترین حالت بتواند برنامه هستهای ایران را بهطور موقت به تأخیر بیندازد، اما به احتمال زیاد موجب جنگی منطقهای خواهد شد، جان نیروهای آمریکایی را به خطر میاندازد، و ایران را بهسوی تسلیحاتیکردن برنامهاش سوق میدهد.
در واقع، حتی همان گزارش WINEP که از امکانپذیری چنین حملهای سخن میگوید، اذعان میکند که این اقدام چه ابعاد گستردهای دارد: «یک کارزار بلندمدت، چندساله و بدون انتها برای تضعیف توانمندیهای هستهای ایران، تأثیرگذاری بر محاسبات آن در زمینه اشاعه هستهای، و شکلدهی به واکنشهای سیاسی و نظامیاش». به بیان دیگر، این نه یک حمله سریع و دقیق، بلکه آغازگر یک جنگ بیپایان دیگر در خاورمیانه خواهد بود.
چنین درگیریای هزینههای اقتصادی سنگینی نیز به همراه خواهد داشت: از جهش شدید بهای نفت تا بیثباتی فراگیر در سراسر منطقه. و تقریباً با اطمینان میتوان گفت که از نظر سیاسی نیز نتیجهای معکوس خواهد داشت: افکار عمومی آمریکا از جنگ خسته است، و نظرسنجیها نشان میدهد که اکثریت مردم بهشدت از دیپلماسی در برابر درگیری نظامی حمایت میکنند.
راهبرد واقعگرایانه
آنچه اکنون مورد نیاز است، یک راهبرد واقعگرایانه برای کاهش تنش و بازگشت به تعامل است. مقامات ایران در تعامل با آمریکا الگوی ثابتی نشان دادهاند: فشار را با فشار پاسخ میدهند، اما در برابر امتیاز، گامهایی متقابل برمیدارند. تجربه تاریخی روشن کرده است که آنچه مؤثر واقع میشود، نه اولتیماتوم، بلکه فرمولی مبتنی بر احترام متقابل، اعتمادسازی، و اقدامات تدریجی و قابل راستیآزمایی است. مصاحبه اخیر ویتکاف، نشانهای امیدوارکننده از آمادگی برای دیپلماسی جدی بود، اما سخن بهتنهایی کافی نیست. برای اینکه این پیام در تهران جدی گرفته شود، باید با اقدامات معتبر و حسابشده همراه باشد.
گامهایی محدود و واقعبینانه - مانند آزادسازی محدود داراییهای بلوکهشده ایران برای اهداف بشردوستانه یا احیای پیشنهاد امانوئل مکرون رئیسجمهور فرانسه در سال ۲۰۱۹ مبنی بر ایجاد یک خط اعتباری با پشتوانه درآمدهای نفتی آتی - میتواند بدون لغو تحریمهای اصلی آمریکا، منافعی ملموس برای ایران ایجاد کند و زمینه را برای بازگشت به میز مذاکره فراهم یت فورد سازد. این اقدامات باید با امتیازاتی متقابل از سوی ایران همراه باشد، از جمله کند کردن روند انباشت اورانیوم با غنای بالا و افزایش دسترسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی.
گزینهی دیگر، یک «توافق توقف» است: توافقی با مدتزمان مشخص که طی آن، ایالات متحده از تشدید تحریمها و اعمال فشارهای جدید خودداری میکند، و در مقابل، ایران نیز بخشهای کلیدی از گسترش برنامه هستهایاش را متوقف میسازد. این توقف متقابل میتواند به عنوان فرصتی محدود برای آغاز مذاکرات جامعتر عمل کند - زمان بخرد، تنشها را کاهش دهد و فضا را برای موفقیت دیپلماسی فراهم سازد.
دونالد ترامپ همیشه خود را یک معاملهگر میدانسته است. اکنون زمان آن فرا رسیده که معاملهای واقعی و مهم انجام دهد. او باید به صداهایی در اردوگاه خود - مانند استیون ویتکاف - اختیار عمل بدهد، کسانی که درک میکنند دیپلماسی نشانه ضعف نیست، بلکه یک استرتژی است. کنار گذاشتن الگوهای کهنهی تغییر رژیم و تنشافزایی بیپایان، نشانهای از رهبری واقعی خواهد بود.