در ایران طیفی که خود را «اصلاحطلب» مینامد، روایتی کاملا متفاوت از این صحنه «محاکمه، تحقیر و اخراج» را به تصویر میکشد و اصرار دارد بگوید «این رویداد نشان داد باید رفت و با ترامپ مذاکره کرد»!

به گزارش مشرق، جعفر بلوری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: انسانشناسان، «انسان» را موجودی پیچیده میدانند. این پیچیدگی گاهی آنقدر زیاد است که در برخی فرهنگها و ادیان، شناخت انسان را برابر با شناخت خدا و ناممکن دانستهاند. اصولا جامعهشناسان و تاریخدانان، ریشه آن تغییراتی را که طی چند قرن به دوران مدرن و پسامدرن منتهی شد، به همین «انسانشناسی» و تغییر «تعریف بشر از انسان» مربوط میدانند. این پیچیدگی باعث ایجاد رشتههای متعددی در حوزه علوم انسانی شده است.
در این بین، «ذهن» همان جایی است که پاسخ بسیاری از این پیچیدگیها را میتوان در آن جستوجو کرد و علومی مثل روانشناسی یا روانشناسیِ اجتماعی نیز برای کمک به همین حوزه، آمدهاند. این که میبینیم دو نفر نسبت به یک «شرایط» یا «واقعه»ی یکسان، دو واکنش کاملا متفاوت نشان میدهند، حاصلِ همین پیچیدگیهاست. این یادداشت میخواهد یک نمونه از این پیچیدگیها را که در قالب «واکنش» به ماجرای جدل «زلنسکی-ترامپ» خود را در ایران نشان داد، از این دریچه بررسی کند. سؤال اصلی این است: «چرا عدهای تحقیر زلنسکی مقابل آمریکا را، «عزت» میبینند و عدهای آن را «ذلت»؟
تمام علائم و نشانههایی که در دعوای ترامپ و یارانش مقابل رئیسجمهور اوکراین دیده میشود- از ادبیات و جملات و لحن تا زبانِ بدن تیم ترامپ- بیادبی، تلاش برای تحقیر، غرور و تکبر و خودشیفتگی مفرط را به وضوح نشان میدهد. آن طرف هم، مثل بره نشسته و تلاش میکند از خود دفاع کند. اما ساعاتی نمیگذرد که سران اروپا به او میفهمانند، چارهای ندارد و باید با ارباب بسازد. ترامپ هم پیام میدهد، عذرخواهی مجازی پذیرفته نیست و رهبر اوکراین باید رسما و جلوی دوربینهای تلویزیونی از او، هم تشکر کند و هم عذرخواهی نماید.
برخی رسانههای غربی مثل «گاردین» و رهبران اروپایی از جمله «فرانک والتر اشتاین مایر»، رئیسجمهور آلمان اعلام کردند، به عمر خود چنین صحنهای را ندیده بودند. «اشتان مایر» حتی گفت وقتی این صحنهها را میدید، نفسش بند آمده بود و نمیتوانست نفس بکشد. اکنون که در حال مطالعه این یادداشت هستید، تقریبا تمام دنیا صحنه را «صحنه تحقیر و بیادبی» توصیف کرده و ترامپ را فردی غیرقابل اعتماد و دیکتاتور معرفی میکنند.
اما در ایران طیفی که خود را «اصلاحطلب» مینامد، روایتی کاملا متفاوت از این صحنه «محاکمه، تحقیر و اخراج» را به تصویر میکشد و اصرار دارد بگوید «این رویداد نشان داد باید رفت و با ترامپ مذاکره کرد»(!) این واکنش عجیب، حاصل چه فعل و انفعالاتی در ذهن این طیف است؟! برای یافتن پاسخ این سؤال مهم، از نظریات دو روانشناس مطرح یعنی «زیگموند فروید» و «دانیل کانمن» استفاده میکنیم. بخوانید:
۱- در صفحات ۱۱ و ۱۲ کتاب «تفکر، سریع و کُند»، دانیل کانمن وقتی اصطلاح «آمار شهودی» را توضیح میدهد میگوید: «ما علاقه بسیار زیادی داریم تا یافتههای تحقیقاتی را که بر اساس شواهد ناکافی به دست آمده بودند باور کنیم و تمایل داریم در پژوهشهای خودمان نیز به مشاهدات معدودی اکتفا کنیم....حتی وقتی میفهمیم پاسخ غلط است، باز هم تمایل داریم بپذیریم درست است.»
این روانشناس مطرح آمریکایی در ادامه وقتی میخواهد دلیل میل به اصرار روی اشتباه را توضیح دهد میگوید وقتی با «آمار شهودی» مواجهیم «سیستم یک مغز» که میل به محاسبات عمیق و دقیق ندارد، وارد میشود و برای رهایی از فکر عمیق، دمدستترین شواهد و نشانهها را جمعآوری کرده و به یک نتیجه فوری-و غالبا غلط- میرسد! چرا که اصولا «فکر کردن درد دارد.»
بنابر این اگر بخواهیم با نظریات «کانمن» رفتار این طیف را تحلیل و دلیل اصرارشان به «عزت» دیدن «تحقیر» را بدانیم، و ببینیم چرا معتقدند، باید آقای پزشکیان روی همان صندلی و کنار ترامپ بنشیند، باید گفت، آنها برای تحلیل، همواره از «سیستم یک» مغزشان استفاده میکنند که، تمایلی به تحلیل عمیق و دقیق علائم و نشانهها ندارد و دم دستترین پاسخها را یافته و تکرار میکنند. اما پاسخ دومی هم میتوان به پرسش این یادداشت داشت.
۲- «فروید» اصطلاحی دارد با عنوان «واکنش وارونه» (Reaction Formation) که یکی از سازوکارهای دفاعی در نظریه «روانکاوی» اوست. در واکنش وارونه، فرد نه تنها احساسات واقعی خود را سرکوب میکند، بلکه رفتار یا احساسی کاملاً متضاد با آن را بروز میدهد! این مکانیسم زمانی رخ میدهد که فرد با احساسات و افکاری-اینجا اخباری- که غیرقابلپذیرش یا تهدیدکننده میداند، مواجه میشود. به بیان ساده، فرد به جای پذیرش واقعیت و حس واقعی خود، آن را سرکوب کرده و رفتاری کاملا عکس از خود بروز میدهد. دلیل این رویکرد هم این است که، ذهن انسان برای جلوگیری از اضطراب یا تعارض سایت رسمی بت فوروارد درونی، از مکانیسمهای دفاعی مختلفی استفاده میکند. در واکنش وارونه، فرد برای سرکوب یک حس یا واقعیت ناخوشایند و غیرقابل پذیرش (اینجا شوک حاصل از اثبات غیرقابل اعتماد بودن کشوری که یک عمر تبلیغ آن را کردهاند)، رفتاری را نشان میدهد که کاملاً در تضاد با واقعیت و حتی حس درونی خود اوست. این مکانیزم دفاعی به فرد کمک میکند تا از تضاد درونی خود فاصله بگیرد و به ظاهر راهحلی مناسب بیابد.
۳- هم فروید و هم کانمن معتقدند، در صورت توضیح این مسئله و کمک به فرد برای فهم و حل آن، موضوع رفته رفته حل میشود، هر چند میل به نپذیرفتن در او همچنان باقی بماند. اما چنانچه با توضیح این واضحات، مشکل همچنان باقی ماند، باید موضوع فراتر از یک شوک یا حس ناخوشایند باشد و احتمالا با یک بیمار روانی مواجهیم!
۴- باید توجه داشت که مواجهه با اینگونه واکنشها و چالشها، تنها محدود به یک واقعه یا یک طیف خاص نیست. این «الگوی فکری» در بسیاری از بزنگاههای تاریخی میتواند مسیر تحلیل و تصمیمگیریهای کلان را تغییر دهد. شاید بتوان گفت مهمترین چالش امروز، نه صرفاً شناخت رفتار این طیف خاص، بلکه درک مکانیسمهای ذهنی است که چنین روایتهای بیمارگونه و غلطی را تولید و بازتولید کرده در حد وسیع در رسانهها پمپاژ میکنند، چرا که تا زمانی که «سیستم یک» در تحلیلهای سیاسی و اجتماعی غالب باشد و «واکنش وارونه» بهعنوان یک سپر دفاعی عمل کند، امکان دستیابی به یک تحلیل واقعبینانه و تصمیمگیری صحیح در بزنگاههای حساس، دور از دسترس خواهد بود.
شاید مهمترین چالش امروز جامعه سیاسی ایران، نه فقط شناخت رفتارها و تحلیلهای سطحی این گروه خاص، بلکه درک و تحلیل مکانیسمهای ذهنی است که در پس این رفتارها قرار دارد. به جای تکیه بر واکنشهای فوری و پیشداوریها، باید فضائی برای تحلیل دقیقتر و آگاهانهتر فراهم کنیم تا بتوانیم تصمیمگیریهای کلیدی را در بزنگاههای حساس، از موضعی واقعبینانه و عاقلانه اتخاذ کنیم. اگر این تغییر نگاه در جامعه سیاسی ایران شکل بگیرد، شاید بتوان امیدوار بود که در تحلیلها و تصمیمات سیاسی و اجتماعی، بهجای استفاده از «واکنش وارونه» و «آمار شهودی»، از راهکارهایی استفاده شود که به حقیقت نزدیکتر است و فضای گفتوگو و نقد سالم را تقویت میکند. در این صورت، یکی از مهمترین دلایل توسعهنیافتگی در ایران هم، کنار میرود و انرژی کارشناسان به جای پاسخ دادن به این مهملات و دعواهای بیفایده، صرف بهبود شرایط و یافتن راهحلها میشود...!
رویترز مدعی شد که همزمان با تعمیق همکاری دفاعی روسیه و ایران، در طول سال گذشته چند کارشناس ارشد موشکی از مسکو به تهران سفر کردند!
![]()
رویترز با اشاره به سوابق مسافرتی و دادههای استخدامی، مدعی شد که در طول سال گذشته چند متخصص ارشد موشکی از مسکو به تهران سفر کردند.
به ادعای رویترز، هفت کارشناس تسلیحاتی روسیه ۲۴ آوریل و ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۴ با دو پرواز از مسکو راهی تهران شدند.
سوابق رزرو بلیت شامل شماره گذرنامه بوده و در پیشوند ۶ نفر از این هفت کارشناس عدد "۲۰" درج شده بود که به ادعای رویترز این عدد برای سفر مقامات رسمی استفاده و برای مقامات دولتی در سفرهای کاری خارجی و همچنین پرسنل نظامی حاضر در پرواز صادر میشود. رویترز مدعی است که براساس دستوری صادرشده از جانب دولت روسیه و همچنین سندی بر روی خروجی تارنمای وزارت خارجه این کشور، به علت درج این عدد در گذرنامهها پی برده است!
این خبرگزاری نوشته است که به طور مستقل قادر به تعیین هدف سفر این مقامات به ایران نیست. رویترز همچنین به نقل از یک مقام وزارت دفاع ایران مدعی شد سایت رسمی بت فوروارد که کارشناسان موشکی روس پارسال چندین بازدید از سایتهای موشکی ایران داشتند و برخی از این بازدیدها در سپتامبر انجام شد.
همچنین رویترز به نقل از یک مقام دفاعی غربی که همکاری دفاعی ایران و روسیه را رصد میکند و نخواست نامش فاش شود، مدعی شد که تعداد نامشخصی کاشناس موشکی روس در ماه سپتامبر از یک سایت موشکی ایران واقع در بندر امیرآباد در شمال استان مازندران بازدید کردند.
رویترز که پیش از این نیز در گزارشهایی، ادعاهای مشابهی را مطرح کرده، مدعی است که تمام هفت کارشناس روس سوابق نظامی برجسته دارند و دو تن از آنها با درجه سرهنگ تمام و دو تن دیگر نیز سرهنگ دوم بودند. رویترز نوشته است که سفر آنها به ایران همزمان با درگیریهای مقابل تهران و تلآویو در آوریل و اکتبر صورت گرفته است.
ایران و روسیه در ماه ژانویه در مسکو و همزمان با میزبانی کرملین از مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، قرارداد ۲۰ ساله همکاریهای راهبردی را به امضا رساندند. از نگاه ناظران، با امضای این معاهده که شامل یک مقدمه و ۴۷ ماده در همه حوزههای مناسبات دوجانبه است، سطح تعاملات ایران و روسیه ارتقا یافته، زمینه پیشبرد همکاریها تسهیل شده و این معاهده در اقتدار و همکاری منطقهای دو کشور با تمرکز بر حوزههای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و نظامی مؤثر خواهد بود.
سیدعباس عراقچی در حکمی «علیرضا یوسفی» را به سمت دستیار وزیر و مدیرکل غرب اروپای وزارت امور خارجه منصوب کرد.
![]()
یوسفی پیش از این بهعنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در نروژ و رئیس اداره چندجانبه سیاسی و رایزن نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک و سفارت ایران در ترکیه سایت رسمی بت فوروارد خدمت کرده است.
معاون وزیر کشور انگلیس در ادامه سیاستهای تنشآفرین اعلام کرد که نهادهای امنیتی ایران، از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات، را تحت نظارت مقررات جدید موسوم به «طرح ثبت نفوذ خارجی» قرار میدهد.
![]()
دن جارویس معاون امنیتی وزیر کشور انگلیس روز سهشنبه در مجلس عوام با تکرار ادعاهای بیاساس علیه ایران، تهران را به «دخالت در امور داخلی انگلیس»، «تهدید امنیت ملی» و «حمایت از فعالیتهای مخرب» متهم کرد. وی مدعی شد که ایران از طریق «شبکههای نیابتی، حملات سایبری و عملیات اطلاعاتی» به دنبال تأثیرگذاری بر سیاستهای داخلی و خارجی لندن است.
جارویس در ادامه ادعاهای واهی خود گفت: «دولت انگلیس متعهد است که با تهدیدهای امنیتی ناشی از ایران مقابله کند.» او همچنین اعلام کرد که لندن تمامی نهادهای دولتی ایران، از جمله سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات را تحت طبقهبندی ویژه در چارچوب طرح ثبت نفوذ خارجی قرار خواهد داد. این اقدام بهمعنای آن است که هرگونه ارتباط نهادهای ایرانی با افراد یا گروههای مستقر در انگلیس مشمول الزامات قانونی سختگیرانه خواهد شد و در صورت عدم ثبت رسمی، افراد متخلف با پنج سال حبس روبهرو خواهند شد.
بر اساس گزارشها، طرح ثبت نفوذ خارجی (FIRS) که بهتازگی در انگلیس اجرایی شده است، ابزاری برای کنترل ارتباطات با کشورهای خارجی تلقی میشود. لندن مدعی است که این طرح برای مقابله با تهدیدات امنیتی طراحی شده، اما در عمل این مقررات ابزاری برای فشار بیشتر و تشدید محدودیتها محسوب میشود.
معاون وزیر کشور انگلیس در ادامه اعلام کرد که کارگروهی ویژه برای بررسی اعمال تحریمهای جدید علیه اشخاص و نهادهای ایرانی تشکیل شده است. وی همچنین از انجام تحقیقات بیشتر درباره برخی نهادهای خیریه در انگلیس که به ادعای او «با ایران ارتباط دارند» خبر داد.
وی همچنین ادعاهای بیاساس درباره اقدامات سایبری ایران در انگلیس را تکرار کرد و مدعی شد که تهران در حال اجرای عملیاتهای سایبری علیه نهادهای انگلیسی است. این درحالی است که مقامهای ایرانی بارها این اتهامات را رد سایت رسمی بت فوروارد کرده و تأکید کردهاند که لندن با فرافکنی و طرح اتهامات ساختگی بهدنبال منحرف کردن افکار عمومی از بحرانهای داخلی و شکستهای سیاست خارجی خود است
اسماعیل بقایی هامانه سخنگوی وزارت امور خارجه پیشتر به مقام های لندن توصیه کرد به جای طرح اتهام های بی اساس و مباحث گمراه کننده از نفوذ خود برای توقف تجاوز و جنایات رژیم اشغالگر استفاده کنند.
وی همچنین با اشاره به میزبانی لندن از برخی گروه ها و تشکیلات تروریستی که با سوء استفاده از مفهوم آزادی بیان به صورت نظاممند به ترویج خشونت و تروریسم و نفرت پراکنی می پردازند، تکالیف حقوقی بینالمللی همه دولت ها برای مقابله با تروریسم و تحریک به خشونت را یادآور شد.
بقایی هامانه همچنین خواستار تجدید نظر انگلیس در سیاست های غیرسازنده در قبال ملت ایران و منطقه غرب آسیا شد.
نماینده دائم روسیه در سازمانهای بینالمللی در وین درباره تهدیدات اروپا برای فعالسازی مکانیزم ماشه علیه ایران تصریح کرد: ما چنین لفاظی را نه تنها غیرمسئولانه، بلکه غیرقانونی میدانیم.
![]()
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایسنا، «میخائیل اولیانوف» نماینده دائم روسیه در سازمانهای بینالمللی در وین در طول نشست فصلی شورای حکام که از روز دوشنبه کار خود را آغاز کرده است، با انتشار بیانیهای، اعلام کرد: «برجام محصول یک سازش پیچیده دیپلماتیک است و در نتیجه تعهدات طرفهای موجود در آن تعادل کاملاً تنظیم شده منافعی است که تحت هیچ شرایطی نباید نقض شود. به همین منظور بود که مکانیسم های حفاظتی برای هر یک از طرفین در این طرح گنجانده شد.»
او افزود: «مفاد الزام آور قانونی قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد بر اساس ماده ۲۵ منشور سازمان ملل متحد در ماه می ۲۰۱۸ توسط ایالات متحده نقض شد و آمریکا بهطور یکجانبه از برجام خارج شد، تحریمهای یک جانبه اعمال و کارزار "فشار حداکثری" را علیه ایران اعلام کرد. انگلستان، آلمان و فرانسه نیز به نوبه خود ابتدا به طور غیرمستقیم با اجرای محدودیت های یکجانبه آمریکا، اجازه شکست قابل توجهی در اجرای تعهدات خود در توافق را دادند و سپس به سادگی از الگوی بد ایالات متحده پیروی کردند و با نقض همان ماده ۲۵ منشور سازمان ملل متحد، محدودیت های مندرج در قطعنامه ۲۲۳۱ در اکتبر ۲۰۲۰ را در قالب تحریم به قوانین ملی تبدیل کردند.»
اولیانوف در دفاع از ایران، تصریح کرد: «در پاسخ به سیاست "فشار حداکثری" آمریکا، ایران حداکثر صبر را از خود نشان داد و به مدت یک سال به اجرای دقیق و کامل تعهدات خود در چارچوب برجام و پروتکل الحاقی به توافقنامه پادمان و کد اصلاحی ۳.۱ تا فوریه ۲۰۲۱ ادامه داد. بنابراین، تهران تمام تلاش خود را برای یافتن راهحل دیپلماتیک برای بحران هستهای انجام داد. آیا در چنین شرایطی استفاده تهران از سازوکارهای حفاظتی برجام توجیه دارد؟ به نظر ما پاسخ بدون شک مثبت است.»
نماینده دائم روسیه در سازمانهای بینالمللی در وین افزود: «مایلیم تاکید کنیم که اکثریت قریب به اتفاق ادعاهای مطرح شده علیه ایران که در گزارش مدیرکل منعکس شده است، تنها نتیجه استفاده تهران از حقی است که قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل به آن اعطا کرده است. در عین حال، همانطور که از گزارشهای مدیرکل برمیآید، افزایش ۶۰ درصدی تولید اورانیوم در دوره گزارش، پیامد مستقیم اقدامات غیرمسئولانه ایالات متحده، بریتانیا، آلمان و فرانسه برای تضعیف عمدی توافقهای مدیرکل در سفر نوامبر به تهران با کمک قطعنامهای دیگر ضدایرانی بوده است.»
او تصریح کرد: «ایران برخلاف کشورهای غیرهستهای که از آن انتقاد میکنند، تأیید شدهترین کشور عضو آژانس باقی میماند، که اتفاقاً در برخی از آنها، محافل سیاسی-اجتماعی آشکارا درباره ایجاد برنامه هستهای نظامی خود بحث میکنند. سطح بالای هزینههای پیشبینیشده توسط آژانس، که بالغ بر بیش از ۱۰ میلیون یورو در سال تنها برای راستیآزماییهای برجام است، نشاندهنده شدت و مقیاس مداوم فعالیتهای راستیآزمایی آژانس در ایران است. همه این ارقام در گزارش مدیرکل آمده است.»
اولیانوف افزود: «ما توجه را به تهدیدات بریتانیا، آلمان و فرانسه برای استفاده از "مکانیزم ماشه" جلب کردهایم. ما چنین لفاظی را نه تنها غیرمسئولانه، بلکه غیرقانونی میدانیم. فکرش را بکنید، این دسته از کشورها که تعهدات خود را بر اساس قطعنامه ۲۲۳۱، ضمیمه ب آن و برجام، اسنادی که مستقیم ترین سهم را در تدوین آن داشته اند زیر پا گذاشته اند، اکنون قصد دارند ایران را به دلیل ناتوانی خود (اروپا) در مذاکره تنبیه کنند، مذاکراتی که مجددا توسط خود اروپا در اوت ۲۰۲۲ متوقف شد.»
او تصریح کرد: «در مقابل، تهران مدتهاست که آمادگی خود را برای بازگشت به پارامترهای برجام اعلام کرده است، مشروط بر اینکه واشنگتن و پایتختهای اروپایی در ازای آن حرکتی هماهنگ انجام دهند. عدم تمایل سرسختانه مخالفان غربی به حرکت در این مسیر، ماهیت فرصت طلبانه و دور از ذهن ادعاهای آنها و همچنین عدم تمایل واقعی آنها به حل مسائلی را که در اساس مشخص کرده اند، برجسته کرده است.»
کمی بیش از شش ماه تا ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ باقی مانده است. در این راستا، توصیه ما به همه طرفهای درگیر این است که مسیر برقراری تعامل سازنده با ایران را برای دوره قبل و بعد از این تاریخ انتخاب کنند. منابع دیپلماتیک باقی است، اما اراده سیاسی برای استفاده از آن مورد نیاز است. مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز می تواند نقش سازنده مهمی سایت رسمی بت فوروارد در اینجا ایفا کند. در عین حال، ادعاهای بی پایان علیه ایران غیرقابل قبول است و حتی بیشتر از آن تهدید به استفاده از نیروی نظامی، هرگونه امکان حل و فصل دیپلماتیک اوضاع را به خاک میسپارد و ناگزیر به تشدید نظامی-سیاسی و پیامدهای رادیولوژیکی و انسانی جبرانناپذیر نه تنها برای ایران، بلکه برای سراسر منطقه خاورمیانه منجر میشود.»