واشنگتن و کییف امشب توافقنامه ای در زمینه همکاری های معدنی امضا خواهند کرد.
![]()
ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین در سفر به آمریکا تلاش داشت در ازای امضای توافقنامه معدنی با واشنگتن، حمایت دولت ترامپ را از کی یف در جنگ با روسیه جلب کند. با این حال، این توافق در نهایت با مجادله لفظی زلنسکی و ترامپ امضا نشد.
بر این اساس، خبرگزاری رویترز به نقل از چهار منبع آگاه اعلام کرد آمریکا و اوکراین امشب توافقنامه سایت اصلی بت فوروارد همکاریهای معدنی را امضا خواهند کرد. این توافق در حالی نهایی میشود که هفته گذشته، پس از یک دیدار پرتنش در کاخ سفید، روند آن متوقف شده بود.
بر اساس این گزارش، دونالد ترامپ به مشاوران خود گفته است که قصد دارد این توافق را در سخنرانی امشب خود در کنگره اعلام کند. این اقدام پس از آن صورت میگیرد که ترامپ روز دوشنبه کمکهای مالی به اوکراین را به حالت تعلیق درآورد.
زلنسکی در ابتدا در مورد این توافق مردد بود، زیرا بر اساس آن، آمریکا به منابع معدنی کمیاب اوکراین دسترسی پیدا میکند و در مقابل، کمکهای مالی خود به این کشور را ادامه میدهد.
با این حال، او هفته گذشته آماده امضای توافق بود، اما در جریان نشست کاخ سفید، ترامپ و معاونش، جی دی ونس با لحنی تند در برابر دوربینهای خبری او را تحت فشار قرار دادند که باعث تأخیر در امضای توافق شد.
جزئیات نهایی این توافق که انتظار میرود امشب اعلام شود، هنوز مشخص نشده است.
اوکراین در نظر دارد در برابر دادن امتیازات اقتصادی در این توافقنامه، تضمینهای امنیتی از آمریکا دریافت کند. با این حال، دولت ترامپ بارها تاکید کرده است اوکراین هرگز به سازمان ناتو ملحق نخواهد شد و این کشورهای اروپایی هستند که در نهایت باید اقدام به اعزام نیروهای حافظ صلح خارج از ائتلاف ناتو به این کشور کنند.
یکی از نمایندگان دموکرات هنگام سخنرانی دونالد ترامپ از کنگره آمریکا اخراج شد.
![]()
نمایندگان دموکرات، ترامپ را در ابتدای سخنرانی هو کردند و رئیس مجلس نمایندگان به مسئولان امنیتی کنگره دستور داد تا اعضای دموکراتی که سخنرانی ترامپ را مختل کرده بودند، از سالن بیرون کنند.
در این هنگام، گارد «ال گرین» نماینده دموکرات کنگره از سخنرانی ترامپ اخراج شد.
این درحالی است که «مارجری تیلور گرین»، همین اقدام را با جو بایدن رئیس جمهوری قبلی دموکرات آمریکا انجام داد و اخراج نشد.
تعدادی از قانونگذاران دموکرات تصمیم گرفته بودند در سخنرانی امشب دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در کنگره شرکت نکنند و این آخرین نشانه از مخالفت حزبی با ترامپ بود.
ماموران در جلسه کنگره سعی داشتند مانع ال گرین شوند که هنگام سخنرانی ترامپ ایستاد و درحالی که عصایی سایت اصلی بت فوروارد را در هوا تکان میداد سر ترامپ فریاد کشید.
بعد از آنکه ال گرین از جلسه اخراج شد، نماینده ای دموکرات سر یک نماینده جنجالی جمهوریخواه به نام مارجوری تیلور گرین که یک کلاه قرمز «مگا» (آمریکا را دوباره عظمت بخشیم) به سر داشت فریاد زد: «کلاهت را بردار.»
ترامپ بعد از آن شروع به انتقاد از نمایندگان دموکرات حاضر در جلسه کرد به جو بایدن به عنوان «بدترین» رئیس جمهور تاریخ آمریکا حمله کرد.
رئیس جمهوری آمریکا گفت: «مطلقا هیچ چیزی وجود ندارد که بتوانم بگویم تا آنها را خوشحال کند یا بایستند یا لبخند بزنند یا تشویق کنند.»
ترامپ افزود: «وضعیت غمانگیزی است و نباید اینطور باشد. برای خوبی کشورمان بیایید با هم کار کنیم و واقعا آمریکا را دوباره عظمت دهیم.»
انتقاد علنی ترامپ از نئوکانهایی مانند پومپئو، جان بولتون و نیکی هیلی، اخراج بریان هوک که دستپرورده بولتون بود، و قول پسرش، دونالد جونیور برای کنار گذاشتن نئوکانها از دولت دوم ترامپ نشان میدهد که او متوجه شده که سیاست بدی به او قالب شده و اکنون میخواهد به گونهای متفاوت با ایران تعامل کند.
![]()
به گزارش اکوایران، زمانی که دونالد ترامپ در ژانویه وارد کاخ سفید شد، در فکر مجازات ایران نبود. در حقیقت، او تلاش کرده بود تا با اجتناب از اظهارات توهینآمیز، رد تغییر رژیم و تعیین سلاحهای هستهای به عنوان تنها خط قرمز خود، تمایل خود را برای یک توافق بیان کند. سیگنالهای مشابهی از ایران هم آمد. گفتوگوهای مستقیم با ترامپ خط جدید در تهران بود. اما این پنجره فرصت منحصر به فرد به سرعت در حال بسته شدن است، عمدتاً به این دلیل که ترامپ حواسش نیست. سیاست آمریکا در قبال ایران دوباره در دستان نئوکانها افتاده که امید ترامپ برای رسیدن به یک توافق با ایران در دوره اول ریاست جمهوریاش را خراب کردند و جنگ را محتمل کردند.
تریتا پارسی برای وبسایت امریکن کانسروتیو نوشت: در آن زمان، علیرغم لفاظیهای پر سر و صدا و تهدیدات نظامی، ترامپ واقعاً به دنبال یک توافق جدید با ایران بود. اما او از مشاورانی مانند مایک پومپئو و جان بولتون که قصد داشتند اوضاع را به سوی جنگ سوق دهند، مشاورههای غیرصادقانهای دریافت کرد.
برای ترامپ، این منطقی به نظر میرسید. او به دنبال یک توافق بود و فشار بر ایران قبل از مذاکرات با عقل جور در میآمد. برای ترامپ، خواستههای حداکثری فقط بخشی از بازی بود و تهران قطعاً این را میفهمید. اما پومپئو و بولتون از ابتدا میدانستند - همانطور که هر کسی که دینامیکهای ایران و فرهنگ استراتژیک و ایدئولوژیک حکومت روحانیت را درک میکرد، میدانست - که درخواست برای تسلیم ایران همراه با تحریمهای خفهکننده، اگر هدف جنگ باشد استراتژی کاملی است، اما نه برای مذاکره.
تغییر آشکار برخورد ترامپ
لفاظیهای ترامپ درباره ایران در سال 2024 به طور قابل توجهی متفاوت بود. اشارههای به تغییر رژیم، خواستههای حداکثری و توهینها کنار گذاشته شده بودند. در عوض، او بر تمایل خود به توافق و صلح تمرکز کرد. نامزد معاونت ریاست جمهوری او، جی. دی. ونس، در مخالفت با جنگ با ایران استدلال استراتژیک مطرح کرد و در برنامه «شوی تیم دیلون» گفت که «منفعت ما در این است که وارد جنگ با ایران نشویم»، و اینکه منافع ایالات متحده و اسرائیل در قبال ایران متفاوت است. نخستوزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو نمیتوانست از این اظهارات خوشحال باشد.
انتقاد علنی ترامپ از نئوکانهایی مانند پومپئو، جان بولتون و نیکی هیلی، اخراج بریان هوک که دستپرورده بولتون بود، و قول پسرش، دونالد جونیور برای کنار گذاشتن نئوکانها از دولت دوم ترامپ نشان میدهد که او متوجه شده که سیاست بدی به او قالب شده و اکنون میخواهد به گونهای متفاوت با ایران تعامل کند. زمانی بر این موضوع بیشتر تأکید شد که او یک یادداشت ریاست جمهوری را امضا کرد که به طور رسمی فشار حداکثری را بر ایران بازمیگرداند، در حالی که آن یادداشت را کماهمیت جلوه داد و اعلام کرد که «مردد» و «ناراضی» است که آن را امضا میکند.
پرونده ایران فعلاً اولویت اصلی نیست
هرچند ترامپ به دنبال یک توافق با ایران است، در هفتههای اخیر واضح شده که ایران اولویت اصلی او نیست. با بحران اوکراین، غزه و تنشها با مکزیک و کانادا، بحران ایران هنوز آنقدر فوریت پیدا نکرده است.
و هر چیزی که اولویت ندارد به دیگران در دولت سپرده میشود که ممکن است با سیاست خارجی «اول آمریکا»ی او همسو نباشد. پرونده کم اولویت ایران، در حال حاضر در دست شورای امنیت ملی است که صداهای تندرو بر آن مسلط هستند. همانطور که در یادداشتی که ترامپ نمیخواست آن را امضا کند آمده، سیاست پیشفرضی که آنها دنبال میکنند، همان رویکردی است که پومپئو و بولتون در سال 2018 دنبال میکردند.
به نوشته پارسی، در حقیقت، اشتراک زیادی بین آنچه ترامپ گفته که میخواهد و آنچه که در یادداشت آمده وجود ندارد. در حالی که ترامپ تنها سلاح هستهای را به عنوان خط قرمز خود ذکر کرده است، یادداشت حاوی بسیاری از 12 خواسته معروف پومپئو از ایران است که به منظور نابودی هر توافقی طراحی شدهاند. این یادداشت غنیسازی هستهای به طور کلی، نه تنها غنیسازی به سطح تسلیحاتی را ممنوع میکند، که خواستهای است که اسرائیل به شدت برای آن به آمریکا فشار میآورد و چشمانداز دیپلماتیک را از بین میبرد. علاوه بر این، این یادداشت خواستار جلوگیری از دسترسی ایران به موشکهای بالستیک قارهپیما و خنثی کردن «شبکه ایران» میشود. در نهایت، کمپینی برای به صفر رساندن صادرات نفت ایران آغاز میکند و تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را از طریق مکانیزم «اسنپبک» تحریمها که در توافق هستهای باراک اوباما آمده، دوباره اعمال میکند.
این تفاوت عظیم بین اهداف اعلام شده ترامپ و سیاست مندرج در یادداشت باعث شده است که تهران تردید کند و رهبر ایران ایده گفتوگوهای مستقیم با ایالات متحده را کنار بگذارد. رئیسجمهور اصلاحطلب ایران نیز وعده انتخاباتی خود برای آغاز گفتوگو با ایالات متحده را کنار گذاشته است. نگرانیهای ایران دو چیز است: اولاً، اینکه نئوکانها در کاخ سفید هرگونه تلاش دیپلماتیک را خراب خواهند کرد، همانطور که در سالهای 2019-2020 انجام دادند. و دوم، اینکه ترامپ از مذاکرات هستهای شروع کند و سپس به مسائلی که ایران آنها را خط قرمز میداند، بپردازد.
جبهه هستهای
اگرچه موقعیت منطقهای ایران پس از سقوط بشار اسد در سوریه و تضعیف حزبالله آسیب دیده، اما وضعیت در جبهه هستهای متفاوت است. ایران برنامه هستهای خود را به طور چشمگیری گسترش داده است - آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش میدهد که ایران حدود 275 کیلوگرم اورانیوم با غنای 60 درصد جمعآوری کرده است. این مقدار برای ساخت شش سلاح کافی است و ایران هر 30 روز یک بار مواد شکافپذیر کافی برای یک سلاح تولید میکند. اگرچه اهرم ایران ضعیف شده، اما هنوز به نقطه تسلیم نرسیده است و اقتصاد بحرانزدهاش در آستانه فروپاشی نیست. بازگشت به فشار حداکثری نه تنها باعث میشود تهران بیشتر در برنامه هستهای خود سرمایهگذاری کند، بلکه شاید مهمتر از آن، تحولات منطقهای باعث تقویت صداهایی در ایران شده که به جای استفاده از برنامه هستهای به عنوان یک برگ چانهزنی با آمریکا، به ساخت بمب هستهای تمایل دارند.
در دورهای که ایالات متحده تحت ریاست جمهوری جو بایدن اسرائیل را مسلح و محافظت کرد در حالی که تلآویو به آنچه که بسیاری از کارشناسان آن را نسلکشی میدانند دست میزد، و زمانی که اسرائیل بدون هیچگونه مخالفتی از سوی غرب در حال تصرف سرزمین در کرانه باختری، لبنان و سوریه است، و نظم جهانی به سمت «هر کسی برای خودش» حرکت میکند، درخواست تسلیم هستهای ایران به جای یک توافق متوازن، زمینه را برای جنگ فراهم خواهد کرد.
اظهارات ترامپ در طول یک سال گذشته نشان میدهد که او این موضوع را درک کرده است. اما تا زمانی که ایران اولویت نداشته باشد - ترامپ حتی هنوز نمایندهای برای ایران منصوب نکرده است و این باعث شده که ایرانیها مطمئن نباشند باید با چه کسی سر و کار داشته باشند - رویکرد پیشفرض نئوکانها پیگیری خواهد شد که پنجره برنامههای دیپلماتیک ترامپ را میبندد.
بولتون و پومپئو دیگر در کاخ سفید نیستند، اما سایه آنها همچنان مسیر ترامپ را برای رسیدن به صلح سد میکند.
پنجره زمانی
تا ماه ژوئن، این بحران به شدت بدتر و احتمالاً غیرقابل حل خواهد شد. بند اسنپبک در توافق هستهای ایران در ماه اکتبر منقضی میشوند و به احتمال زیاد اروپاییها این بند را در ماه ژوئن فعال خواهند کرد، که باعث میشود ایران اعلام کند که از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) خارج میشود. با توجه به اطلاعیه مهلت 90 روزه الزامی، ایران تا اکتبر نمیتواند به طور رسمی از این پیمان خارج شود، که فقط سه ماه برای مذاکرات باقی خواهد گذاشت. اگر مذاکرات شکست بخورند، تحریمهای سازمان ملل دوباره اعمال خواهند شد و ایران کاملاً از پیمان NPT خارج خواهد شد. در این مرحله، جنگ تنها مسئله زمان خواهد بود.
اسرائیل همچنان فاکتور غیرقابل پیشبینی است. از اواسط دهه 1990، اسرائیل تلاش کرده تا ایران را به اولویت اصلی امنیت ملی ایالات متحده تبدیل کند و مرتباً تهدید به اقدام نظامی علیه برنامه هستهای ایران کرده است. هدف واقعی، اما، این بوده که یا موضع واشنگتن را در قبال ایران سختتر کند یا ایالات متحده را وارد جنگی کند که اسرائیل آغاز خواهد کرد، زیرا اسرائیل ظرفیت از بین بردن تأسیسات هستهای ایران را ندارد.
استراتژی ترجیحی اسرائیل
با ضعیف شدن بازدارندگی ایران و دولت بایدن که تقریباً تمام محدودیتهای مقابل اسرائیل را برداشته است - سیاستهایی که ترامپ احتمالاً آنها را ادامه خواهد داد - نتانیاهو اکنون آمادگی بیشتری برای حمله مستقل به ایران دارد. اسرائیل معتقد است که میتواند پیامدهای آن را مدیریت کند بدون اینکه ایالات متحده را وارد این بحران کند. با این حال، پنجرهای که اسرائیل برای شروع جنگ دارد، تنها تا زمانی باز است که توجه ترامپ به مسائل دیگری معطوف باشد و سیاست پیشفرض واشنگتن مانع دیپلماسی باشد. در نتیجه، نگه داشتن ایران خارج از دستورکار اصلی ترامپ، استراتژی ترجیحی اسرائیل شده است.
اما اسرائیل در حال اشتباه محاسباتی است. بت فوروارد حتی پس از اینکه ایالات متحده بیش از 23 میلیارد دلار در ماشین جنگی اسرائیل سرمایهگذاری کرد، تلآویو نتواست حماس را که درست در کنار مرزهای آن قرار دارد از بین ببرد. و ایالات متحده هنوز باید این بحران را مدیریت کند. در واقع، تمرکز ترامپ بر غزه یکی از دلایلی است که او از مسئله ایران منحرف شده است. ایران حتی در وضعیت ضعیف شده، هنوز ظرفیت شلیک صدها موشک پیشرفته به سمت اسرائیل و پایگاههای آمریکایی در منطقه را دارد - موشکهایی که در اکتبر 2024 از دفاع هوایی اسرائیل عبور کردند.
اسرائیل میتواند در قدرت آتش از ایران پیشی بگیرد. در 15 ماه گذشته، اسرائیل توازن منطقهای را به شدت به نفع خود تغییر داده است. با این حال، هنوز نمیتواند برنامه هستهای ایران را بدون اینکه یک بحران عظیم به راه اندازد که ایالات متحده را وارد جنگ کند، نابود کند. ترامپ ممکن است در حال حاضر از پرونده ایران منحرف شده باشد، اما اگر جنگ آغاز شود، ایران منابع ایالات متحده را از سایر اولویتهای استراتژیک، از شرق آسیا گرفته تا مرز مکزیک، دور خواهد کرد.
ترامپ در سخنرانی تحلیف خود اعلام کرد: «افتخارآمیزترین میراث من صلحسازی و متحد کردن مردم خواهد بود.» او این موضوع را تقریباً روزانه تکرار کرده است. افرادی که به او نزدیک هستند تأکید میکنند که او به دنبال جایزه صلح نوبل است. او فرصت منحصر به فردی برای دستیابی به یک توافق با تهران دارد، فرصتی که هیچ رئیسجمهور دیگری در آمریکا نداشته است. اما اگر سیاست ایران را به نئوکانهای شورای امنیت ملی واگذار کند، این فرصت به بحران تبدیل خواهد شد و میراث او ممکن است از صلح به جنگ تغییر کند.
روزهای سخت پزشکیان بدون ظریف|همتی قربانی بانک مرکزی شد!
پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:یک فعال سیاسی درباره مقصر افزایش قیمت دلار گفت: اگر بخواهیم دنبال مقصر نوسانات ارزی بگیریم، در درجه اول بانک مرکزی است.
خبرآنلاین نوشت: «وفاق ملی» شکست خورد. این تحلیلی است که برخی از سیاسیون بعد از استیضاح عبدالناصر همتی، وزیر اقتصاد و استعفای محمدجواد ظریف، معاون راهبردی رئیس جمهوری بر آن تاکید می کنند.
چنانچه غلامحسین کرباسچی، فعال سیاسی اصلاح طلب بیان کرده بود: « ما آقای پزشکیان را آدم صادق، خوشقلب و پاکی می دانیم که دلش میخواهد خدمت کند. منتها تجربیات سیاسی نشان داده که شعارهایی مثل وفاق در کشور آنقدر تاثیر متقابل ندارد. یعنی یک نفر هرچقدر کوتاه بیاید، طرف مقابل آن جریتر شود.»
جلال محمودزاده، نماینده ادوار مجلس و از حامیان انتخاباتی مسعود پزشکیان نیز گفت: «به نظرم این استیضاح میتواند در به پایان رسیون ماهعسل میان دو قوه مقننه و مجریه موثر باشد. قبل از آنکه دولت اقای پزشکیان شکل بگیرد و ایشان در انتخابات پیروز شد، با شعار ایشان برای استفاده از نیروهای سیاسی مخالف در دولت مخالف بودم. این کار اشتباهی است و هر دولتی که بخواهد موفق باشد، باید نیروهای خودش را در مسئولیت قرار بدهد.»
وی تاکید کرد که؛ «بیش از ۷۵ درصد کابینه آقای پزشکیان از افراد و نیروهای سیاسی مخالف دولت هستند اما اصولگرایان هنوز به این درک نرسیدند. دولت اگر در شعار خود تجدیدنظر نکند باید منتظر شعارهای سخت باشد.»
مشروح گفت و گوی جلال محمودزاده، نماینده ادوار مجلس را در در ادامه می خوانید؛
آقای محمودزاده! روز یکشنبه آقای همتی توسط نمایندگان استیضاح شدند، آیا می توان گفت که وفاقی که آقای پزشکیان بر آن تاکید کردند، شکست خورد؟
به نظر من، آن رویکردی که آقای پزشکیان درباره وفاق مدنظر داشت، باعث شد که تعدادی از مسئولین مخالف دولت که در ایام انتخابات هم کارشکنی کردند، با همین شعار باقی بمانند. این موضوع جوابگو نیست و هنوز ۶ ماه نشده، مجلس دوازدهم یکی از وزرای اقتصادی را استیضاح کند. باید به وزرا حداقل یک سال فرصت داد تا برنامههایشان را ارائه کنند. نمیتوانیم در عرض ۵ یا ۶ ماه عملکرد وزرا را ارزیابی کنیم. باید فرصت داد اما روز گذشته دیدیم که شعار وفاق ملی جوابگو نیست.
آقای پزشکیان در این باره اشتباه کردند و این موضوع باعث شده که در استان های مختلف، استانداران کاملا مخالف روی کار بیایند. فرمانداران و بخشداران بر اساس شعار وفاق ملی، مجددا به کارگرفته شدند. اما زمانی که مجلس باید این شعار را در نظر میگرفت، اما اینکار را نکرد و یکی از وزرای اقتصادی را زد. آقای پزشکیان در پیشبرد شعار وفاق ملی موفق نبوده است.
شعار وفاق ملی اشتباه است
به نظرم این استیضاح میتواند در به پایان رسیدن ماهعسل میان دو قوه مقننه و مجریه موثر باشد. قبل از آنکه دولت اقای پزشکیان شکل بگیرد و ایشان در انتخابات پیروز شود، با شعار ایشان برای استفاده از نیروهای سیاسی مخالف در دولت مخالف بودم. این کار اشتباهی است و هر دولتی که بخواهد موفق باشد، باید نیروهای خودش را در مسئولیت قرار بدهد.
دولت یک موتور محرک ماشین است که این اعضاب این موتور باید هماهنگ با هم حرکت کنند و نمیشود هر قطعه ای را از کشوری آورده و بگوییم موتور خوبی است. اگر بدنه دولت هماهنگ نباشد، در مسائل اجرایی حتما دچار مشکل خواهد شد و در ۲ سال آینده تنش ها شدت بیشتری پیدا میکند. شعار وفاق ملی اشتباه است و باید دولت از نیروهای سیاسی همراه استفاده کند تا کشور را رو به جلو ببرند.
دولت باید منتظر روزهای سخت باشد اگر...
برخی از مسئولان اجرایی فعلی برخلاف دولت حرکت میکنند و کارشکنی میکنند. به طور مثال، تدریس زبان مادری یکی از شعارهای آقای پزشکیان بود اما در پی مخالفت یکی از نمایندگان دولت که از طیف مخالف دولت بود، این طرح رای نیاورد.
این موضوع در رسانه ها و در میان مردم برای دولت گران تمام شد. اقای همتی هم با رای بالایی استیضاح شد و بی سابقه بوده است. شعار وفاق ملی یکطرفه از سوی دولت است اما مجلس اصولگرا این شعار را درک نکرده است. بت فوروارد بیش از ۷۵ درصد کابینه آقای پزشکیان از افراد و نیروهای سیاسی مخالف دولت هستند اما اصولگرایان هنوز به این درک نرسیدند. دولت اگر در شعار خود تجدیدنظر نکند باید منتظر روزهای سخت باشد.
پزشکیان یکی از دوستان کاربلد و صمیمی خود را از دست می دهد
* روز گذشته آقای ظریف هم به علت توصیه های رئیس قوه قضائیه، از سمت خود استعفا دادند، شما چه ارزیابی از این اتفاق دارید؟
رفتن آقای ظریف می تواند دولت آقای پزشکیان را دچار چالش کند. در حال حاضر، بیشتر افرادی که در دولت هستند، با دولت قبل همکاری می کردند. با خروج آقای ظریف، آقای پزشکیان یکی از دوستان کاربلد و صمیمی خود را از دست می دهد و می تواند در ۳ سال آینده مشکلاتی را برای دولت ایجاد کند.
ایشان در بحث سیاست خارجی و مذاکرات مشورت هایی خوبی را به دولت می دادند اما رفتن ایشان باعث ایجاد چالش در پیگیری مذاکرات می شود. یعنی اگر دولت بخواهد با اروپا مذاکره کند و نشست هایی را با شورای اروپا داشته باشد، دچار چالش شده و حضور آقای ظریف در دولت ضروری بود.
آقای اژه ای هم با استناد به قانون مشاغل حساس به آقای ظریف توصیه کردند که کنار برود. از نظر این قانون حضور آقای ظریف در دولت قانونی نبود. البته تعداد دیگری هم هستند که این شرایط را دارند.
پتروشیمیها و شرکت های فروش نفتی ارز را وارد بازار نمیکردند
* آقای محمودزاده، زمانی که خبر کلیدخوردن استیضاح آقای همتی آمد، قیمت ارز و سکه کاهش پیدا کرد. بعد از استیضاح ایشان هم قیمت بازار پایین آمد. به نظر شما عجیب نیست که بازار بخواهد به یک نفر واکنش نشان بدهد؟
بحث بالا رفتن ارز و نوسانات شدید آن، دست وزارت اقتصاد نیست. ما در شرایط بسیار سخت اقتصادی و تحریم هستیم. تصمیم سازی و تصمیم گیری در کلان کشور در دست وزیراقتصاد نیست. از سوی دیگر، مسئولیت تعدادی از بنگاه های اقتصادی در دست اصولگرایان تندرو است. مثلا پتروشیمیها، شرکت های کلانی که ارز را در دست دارند اما آن را وارد کشور نمیکردند که دولت دچار چالش شود.
ما میبینیم در این ماه هایی که دچار مشکل نوسانات ارزی بودیم، بسیاری از پتروشیمیها و شرکت های فروش نفتی ارز را وارد نمیکردند و بعید نیست که در این یکی دو روزه ارز را وارد کرده باشند که اثر مقطعی داشته باشد. به نظر من باید با توجه به شرایط کشور که بحث تورم در دست وزارت اقتصاد نیست و سیاست های کلان کشور تعیین میکند قیمت دلار چقدر باشد. احتمالا سیاست هایی پشت پرده قرار دارد.
رئیس کل بانک مرکزی کنار گذاشته شود
* نقش آقای فرزین را در این مشکلات چطور میبینید؟
اگر بخواهیم دنبال مقصر نوسانات ارزی بگیریم، در درجه اول بانک مرکزی است. بانک مرکزی به همراه وزارت اقتصاد نمیتوانند در شرایط تحریمی اثرگذار مستقیم باشند ولی اگر بخواهیم دنبال دلیل بگردیم، بانک مرکزی اثر ۲ برابری به وزارت اقتصاد دارد و باید رئیس کل بانک مرکزی کنار گذاشته شود.
خراسان با تیتر «طومار نابهنگام!»، نوشت: در حالی که کشور با چالش های متعدد اقتصادی، اجتماعی و امنیتی غرب آسیا دستوپنجه نرم میکند، ۲۰۹ نماینده مجلس برخلاف تصمیم شورای عالی امنیت ملی با امضای طوماری خواستار ابلاغ قانون حجاب شدند.
![]()
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :نامه نیوز - خراسان با تیتر «طومار نابهنگام!»، نوشت: در حالی که کشور با چالشهای متعدد اقتصادی، اجتماعی و امنیتی غرب آسیا دستوپنجه نرم میکند، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، صحن علنی پارلمان را به عرصهای برای نمایش یک تقابل غیرمنتظره بدل ساختهاند. یک روز بعد از استیضاح وزیر اقتصاد ۲۰۹ نماینده با امضای طوماری خواستار ابلاغ لایحه عفاف و حجاب شدند؛ لایحهای که شورای عالی امنیت ملی، ابلاغ آن را به دلیل ملاحظات امنیتی متوقف کرده است. این رفتار پارلمان، فارغ از مباحث حقوقی و قانونی، تصویری پر از تناقض از نظام حکمرانی به جامعه ارائه میدهد. اما چرا مجلس چنین رویکردی اتخاذ کرده است و این اقدام چه پیامدهایی برای مشروعیت تصمیمگیریهای نهادهای حاکمیتی دارد؟
بازی پرمخاطره نمایندگان با نهاد امنیتی
قالیباف، رئیس مجلس، چندی قبل در پاسخ به اعتراضات دانشجویی درخصوص عدم ابلاغ لایحه عفاف و حجاب تصریح کرد که این موضوع در شورای عالی امنیت ملی رای آورده است و دبیرخانه شورا اختیار دارد تا اجرای مصوباتی را که ممکن است منجر به تنش و چالش شود، متوقف کند. این موضعگیری به روشنی نشان میدهد که تصمیمگیری درخصوص این لایحه دیگر در اختیار مجلس نیست و نهاد بالادستی از منظر امنیتی آن را به صلاح کشور نمیداند. با این حال، اقدام ۲۰۹ نماینده در امضای طومار و درخواست از رئیس مجلس برای ابلاغ قانون، سوالی اساسی را مطرح میکند: آیا این نمایندگان آگاه نیستند که این موضوع از دست مجلس خارج شده است؟ چرا به جای طرح مطالبه در شورای عالی امنیت ملی، رئیس مجلس را مخاطب خود قرار دادهاند؟ پاسخ به این پرسشها را باید در ماهیت کنش سیاسی نمایندگان جستوجو کرد. مجلس به عنوان یک نهاد منتخب، بیش از آنکه به الزامات امنیتی توجه کند، تحت فشارهای افکار عمومی خاص و جریانهای سیاسی قرار دارد. از این منظر، امضای طومار نه به عنوان یک اقدام عملی برای تغییر وضعیت، بلکه به عنوان یک نمایش نمادین برای جلب نظر برخی اقشار اجتماعی و نشان دادن پایبندی به گفتمان خاصی از حکمرانی قابل تفسیر است. این در حالی است که خود نمایندگان نیز به خوبی میدانند که این اقدام آنان فاقد اثرگذاری اجرایی است و نتیجه ای جز ملتهب کردن فضای سیاسی و برهم زدن تمرکز حاکمیت از مسائل اساسی کشور ندارد.
بحرانهای اقتصادی در سایه تقابلهای ایدئولوژیک
یکی از مهمترین پرسشهایی که در این میان مطرح میشود، اولویتبندی مسائل کشور توسط نمایندگان مردم است. اقتصاد ایران در ماههای اخیر با چالشهای متعددی مواجه بوده است؛ از افزایش سرسامآور قیمت دلار و سکه گرفته تا تورم افسارگسیختهای که معیشت اقشار ضعیف را در تنگنا قرار داده است. نکته قابلتأمل این است که تنها یک روز پیش از این نمایش سیاسی، مجلس وزیر اقتصاد را استیضاح کرد. به نظر میرسد که نمایندگان، پس از این اقدام، فرصت را برای نمایش قدرت در عرصهای دیگر مناسب دیدند و به جای تمرکز بر ارائه راهکارهای جایگزین در حوزه اقتصاد، صحن پارلمان را به میدان یک مانور سیاسی برای مطالبه ابلاغ قانون حجاب تبدیل کردند. این جابهجایی اولویتها، بیش از پیش این پرسش را تقویت میکند که آیا مجلس واقعاً دغدغه حل مشکلات کشور را دارد یا صرفاً به دنبال تثبیت جایگاه جناحی و تحرکات نمایشی برای بهرهبرداری سیاسی است؟ این اقدام، نهتنها به حل معضلات کشور کمکی نمیکند، بلکه پیامدهای منفی قابل توجهی برای تصویر حاکمیت نزد افکار عمومی به دنبال دارد. مردمی که هر روز با افزایش هزینههای زندگی دستوپنجه نرم میکنند و آینده اقتصادی خود را مبهم میبینند، مشاهده میکنند که برخی از نمایندگانشان به جای اتخاذ تصمیماتی برای بهبود وضعیت اقتصادی، درگیر مناقشاتی هستند که نهتنها تأثیر مستقیمی بر زندگی آنان ندارد، بلکه حتی در نظام تصمیمگیری کشور نیز موضوعیت خود را از دست داده است. این امر به تضعیف سرمایه اجتماعی مجلس و بیاعتمادی عمومی به نظام حکمرانی منجر خواهد شد.
دهنکجی به نظام امنیتی یا بازی سیاسی؟
از بعد دیگر، اقدام نمایندگان مجلس را میتوان نوعی چالشافکنی در برابر تصمیمات نهادهای امنیتی دانست. شورای عالی امنیت ملی، به عنوان بالاترین نهاد تصمیمگیر در حوزه مسائل امنیتی، با بررسی شرایط کشور به این نتیجه رسیده که اجرای لایحه عفاف و حجاب در شرایط فعلی میتواند باعث افزایش تنشهای اجتماعی و امنیتی شود. بنابراین، عدم ابلاغ این قانون را از منظر حفظ ثبات اجتماعی ضروری دانسته است. با این حال، اصرار نمایندگان بر ابلاغ لایحه، عملاً نوعی مقابلهجویی با بت فوروارد نهادی است که وظیفه حفظ امنیت کشور را برعهده دارد. این تقابل نهتنها از منظر قانونی محل تأمل است، بلکه از منظر پیامدهای عملی نیز میتواند تبعات گستردهای به همراه داشته باشد. اگر قرار باشد مجلس در برابر تصمیمات امنیتی نهادهای بالادستی چنین موضعگیری کند، این امر میتواند به رویهای خطرناک تبدیل شود که در آینده، توان مدیریت چالشهای امنیتی کشور را تضعیف خواهد کرد. از سوی دیگر، اگر هدف نمایندگان از این اقدام، صرفاً بهرهبرداری سیاسی و جلب حمایتهای جناحی باشد، این مسئله نیز به نوبه خود نشاندهنده نوعی بیتوجهی به واقعیتهای کشور و استفاده ابزاری از نهاد قانونگذاری برای پیشبرد منافع شخصی و جناحی است.