خبرگزاری آمریکای بلومبرگ ادعا کرد رئیسجمهوری روسیه ماه گذشته میلادی موافقت کرده به دونالد ترامپ در موضوع مذاکرات هستهای با ایران کمک کند.

به گزارش همشهری آنلاین کیهان نوشت: بلومبرگ به نقل از منابع فاقد هویت مشخص مینویسد: روسیه موافقت کرده است تا به دولت دونالد ترامپ برای برقراری تماسها با ایران در زمینه مسائلی همچون برنامه هستهای جمهوری اسلامی و حمایت تهران از نیروهای نیابتی منطقهای ضدآمریکا، کمک کند. دونالد ترامپ در جریان تماس تلفنی با ولادیمیر پوتین در ماه فوریه، تمایل خود را نسبت به این موضوع مستقیماً ابراز کرده بود و مقامات ارشد دولت او نیز چند روز پس از این تماس، در جریان مذاکرات با همتایان روس خود در عربستان سعودی، این موضوع را مطرح کردند. این در حالی است که هنوز مقامات کاخسفید به درخواستها برای اظهارنظر در این زمینه پاسخ ندادهاند و روسیه و ایران نیز هنوز این موضوع را تأیید یا تکذیب نکردهاند.
خبرگزاری بلومبرگ به نقل از منابع آگاه که از افشای هویت خود خودداری کردهاند، گزارش داده است که مقامات ارشد آمریکا و روسیه، از جمله مارکو روبیو و سرگئی لاوروف وزرای امور خارجه دو کشور، در جریان نشست اخیر خود در ریاض در تاریخ ۱۸ فوریه، درباره تمایل واشنگتن نسبت به کمک مسکو برای حلوفصل مسائل مربوط به ایران گفتوگو کردهاند.
دمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، در اینباره گفته است روسیه معتقد است که آمریکا و ایران باید همه مشکلات خود را از مسیر مذاکره حل کنند و مسکو آماده است تمام توان خود برای دستیابی به این هدف را به کار گیرد.
دونالد ترامپ از زمان بازگشت به کاخسفید سیگنالهای متفاوتی درباره ایران ارسال کرده است. رئیسجمهوری آمریکا ماه گذشته کمپین «فشار حداکثری» خود بر ایران را بازگرداند که شامل تلاشهایی برای به صفر رساندن صادرات نفت این کشور سایت اصلی بت فوروارد به منظور جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای است.
بلومبرگ با اشاره به مخالفت رهبر انقلاب، با مذاکره با آمریکا و همچنین اظهارات اخیر مسعود پزشکیان رئیسجمهور، مینویسد: مشخص نیست تهران تا چه اندازه از ارسال هرگونه پیام واشنگتن از طریق مسکو استقبال کند.
فضاسازی گاه و بیگاه رسانههای آمریکایی مبنی بر واسطه تراشیدن برای مذاکره با ایران در حالی است که مشکل جمهوری اسلامی ایران با آمریکا و ترامپ، بیصفتی و عهدنشناسی و خدعه و خیانت رژیم آمریکاست و نه فقدان میانجی و واسطه. نوع دولتهای آمریکا در چند ده گذشته توافقات انجامشده را نقض کرده و نشان دادهاند که هیچ تعهدی را نمیشناسند. آخرین این خدعه، در برجام و سپس انتقال شش میلیارد دلار پول بلوکهشده ایران از کرهجنوبی به قطر اتفاق افتاد. از دولت بوش پدر و بوش پسر تا اوباما و ترامپ و بایدن، جملگی در این بیصفتی و خباثت همسان بودهاند.
اگر روزگاری ایران به بیچشمورویی رژیم آمریکا معترض بود، اکنون متحدان آمریکا در اروپا (از اوکراین تا دانمارک و آلمان و فرانسه)، کانادا و... نیز اذعان دارند که آمریکا مطلقاً قابلاعتماد نیست.
البته علاوهبر حقوق نقضشده ملت ایران در برجام، خون شهید سلیمانی هم بر گردن آمران این جنایت به ویژه دونالد ترامپ سنگینی میکند.
نهایتاً باید به روسها یادآور شد که رژیم آمریکا فارغ از رئیس دولت دموکرات یا جمهوریخواه مطلقاً قابل اعتماد نیست و بنابراین روسیه حتی در موضوعات دوطرفه با واشنگتن هم نباید برای چندمینبار در دام رقیب آمریکایی بیفتد؛ چنان که در دوره گورباچف و پس از آن در ماجرای توافقات هستهای و موشکی و امنیتی افتاد و ناگهان ناتو را پشت مرزهای خود در اوکراین یافت.
دوشنبهشب مهمترین خبر این روزها از سوی سخنگوی قوهقضائیه در خروجی خبرگزاریها قرار گرفت
![]()
به گزارش اقتصادنیوز، روزنامه هم میهن نوشت: اعلام شد که سیدجواد ساداتینژاد و سیدرضا فاطمیامین، وزرای وقت جهاد کشاورزی و صنعت، معدن و تجارت در دولت آقای رئیسی، به اتهام معاونت در اخلال در نظام اقتصادی کشور به طور عمده و کلان هرکدام به پنجسال حبس تعزیری محکوم شدند؛ ولی دادگاه، محکومیت ساداتینژاد را به دو سال و محکومیت فاطمیامین را به یک سال تخفیف و کاهش داد. این احکام قطعی و حکم لازمالاجرا است. گرچه انتشار این خبر مهم بود؛ ولی چند نکته نیز درباره آن وجود دارد:
اول اینکه، سکوت اعضای دولت رئیسی و حامیان آن دولت است که در ابتدا از این افراد حمایت کردند و اکنون با سکوت خود نمیخواهند توضیح دهند که تمام آن شعارهای ضدفساد چگونه به فنا رفت.
دوم اینکه، دستگاه قضایی دقیقاً توضیح نداده که معاونت این دو وزیر در این بزرگترین فساد تاریخ چگونه بوده است؟ چرا در انجام آن حضور داشتند و بهعنوان معاون در این جرم شناخته شدهاند؟ نفع آنان چه بوده؟ واسطه این کارها چه بوده؟ چرا دیگر اعضای دولت و شخص آقای رئیسی از ماجرا مطلع نبودند یا بودند و کاری نکردند؟
سوم اینکه، وضعیت محکومیت وزیر جهادکشاورزی در پرونده دیگر او یعنی واردات نهادههای دامی چگونه است؟
چهارم اینکه، این چه عدالتی است که یک جوان را برای سرقت خشن باید به بدترین مجازاتها محکوم کرد؛ ولی دو وزیر که هر دو سید هستند و مدعی خدمت به کشور بودهاند و حقوقهای کلان میگرفتند و از امکانات گسترده برخوردار بودهاند، ولی در شرایط شبهجنگی کشور به اتهام اخلال در نظام اقتصادی کشور بهطور عمده و کلان فقط به ۵سال حبس محکوم میشوند و اینهم به ۱و۲سال تقلیل داده میشود؟
سیادت و وزیر بودن آنان باید از موجبات تشدید مجازات باشد و نه از موارد تخفیف. چون از مقربین قدرت انتظارات بیشتری میرود. جالبتر اینکه یکی از این محکومین یک ماه پیش بهعنوان کارشناس در شبکه یک صداوسیما تحلیل کرده و نظر میدهد و در تلویزیون اینترنتی یک نهاد دینی حکومتی نیز قول حل دو ساله تورم را میدهد.
صرف وقوع این فساد تاریخی در یک وزارتخانه باید از حیث ناتوانی در اجرای وظیفه موجب مجازات شود؛ درحالیکه اکنون با عنوان معاونت در جرم به ۱و۲سال حبس محکوم شدهاند که طبعاً با تحمل بخشی از طول مدت حبس، با سلام و صلوات آزاد خواهند شد.
جالب است که بدانید هر دو وزیر از حامیان و معتمدان اصلی آقای رئیسی بودند و اولی ۲۵۳رای مثبت از مجلس اصولگرای استصوابی گرفت و دومی هم ۲۰۵رای مثبت داشت.
نمونه دیگر درخواست از ظریف برای استعفا از پست خود به دلیل قانون عجیب و زیانبار انتصاب به پستهای حساس است. در این مورد، سخنگوی دولت گفت: «قانون انتساب افراد در مشاغل حساس اگر بخواهد اجرا شود، بسیاری افراد در بسیاری از قوا باید کنار بروند.»
آقای حسین مرعشی هم به روشنی اعلام کرد که: «اگر قوهقضائیه به این نتیجه رسیده است که این کار غیرقانونی است، چرا درباره آقای ظریف اعمال شده است و چرا درباره سایر دوستان دیگری که در دولت هستند، اعمال نشد؟ اگر قرار بود سایت اصلی بت فوروارد قانون بدون تبعیض اعمال شود، باید برای سایر دوستان هم اعمال شود.»
ملاحظه میشود که عدالت فقط اجرای قانون نیست. بلکه اجرای منصفانه و بدون تبعیض قانون لازمه عدالت است. اجرای قانون اگر واجد این ویژگی نباشد، نهتنها عدالت را محقق نمیکند؛ بلکه اقدامی سیاسی تلقی میشود.
مشابه این موضوع به نحو دیگری در سخنان عضو شورای شهر تهران که دیروز در صحن علنی شورا اظهار داشت، بازتاب یافت. او گفت: «اخیراً مشاهده کردیم که بابت قصور و تقصیر دو وزیر دولت قبل، احکام سنگین قضایی صادر شد، آیا اگر قصور و تقصیری در شهرداری رخ داده یا حیفومیلی انجام شده یا بیتوجهی به مقررات صورت گرفته باشد، این عزم وجود دارد که با مدیران شهرداری نیز برخورد شود؟ آیا این امکان وجود دارد که آقای زاکانی طی مکاتبهای به دستگاه قضایی معرفی شود و موضوع تخلف و قصور صورتگرفته توسط مدیریت شهری در قوهقضائیه پیگیری شود؟»
خوب است که دستگاه قضایی رسماً اعلام کند که مطابق وظیفه و در اسرع وقت و بدون مسامحه رسیدگی خواهد کرد.
با این ملاحظات، بهتر است که این موارد که نافی بیطرفی در اجرای عدالت تلقی میشود را بدون پاسخ نگذاشت.
وزارت امور خارجه آمریکا به دنبال معافیت ۹۵ میلیون دلار کمک نظامی این کشور به نیروهای مسلح لبنان در بحبوحه توقف نزدیک به ۹۰ روزه کمک های خارجی در دولت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا است.
![]()
این معافیت نشان میدهد که دولت ترامپ قصد دارد ارتش لبنان و دولت جدید این کشور را تقویت کند.
مقامات آمریکایی گفتند که این کمک بخشی از استراتژی گسترده تر دولت ترامپ برای تضعیف حزب الله، کاهش نفوذ آن در لبنان و اطمینان از برقراری آتش بس با اسرائیل است.
یکی از مقامات وزارت امور خارجه گفت: وزارت امور خارجه یک معافیت در زمینه ارائه کمک ۹۵ میلیون دلاری به لبنان تصویب کرد. ما با وزارت دفاع آمریکا برای ارائه این کمک همکاری می کنیم.
به گزارش ایرنا, دولت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا پس از آغاز به کار در یکم بهمن, کمک های خارجی خود در سطح جهان را لغو کرد. اما رژیم صهیونیستی و مصر از این تصمیم معاف شدند.
آتشبس بین رژیم صهیونیستی و لبنان با میانجیگری بینالمللی بامداد روز چهارشنبه (هفتم آذر) اجرایی شد.
بر اساس توافق آتش بس میان لبنان و رژیم صهیونیستی، روز یکشنبه هفتم بهمن ماه، مهلت ۶۰ روزه این رژیم برای خروج کامل نظامیانش از خاک لبنان به پایان رسید.
پیش از این رژیم صهیونیستی اعلام کرده بود با وجود پایان موعد نهایی خروج نظامیانش از جنوب لبنان، در خاک این کشور باقی خواهند ماند.
از سوی دیگر، ارتش لبنان اعلام کرد که تلآویو در عقبنشینی از جنوب این کشور تعلل میکند.
از زمان اجرایی شدن این توافق، ارتش رژیم صهیونیستی چندین بار با حمله به مناطق جنوبی لبنان و شهید و سایت رسمی بت فوروارد زخمی کردن شهروندان این کشور، آتش بس را نقض و از بازگشت آوارگان لبنانی به برخی شهرکها و روستاها در جنوب این کشور ممانعت کرده است.
هشتم بهمن ماه جاری دفتر نخست وزیر دولت پیشبرد امور لبنان از تمدید آتش بس در این کشور تا ۱۸ فوریه (۳۰ بهمن) خبر داد.
عربستان با ۱۰۰ میلیون دلار «معاویه» را به صحنه آورد؛ سریالی جنجالی که اختلافات فرقهایرا در منطقه و جهان اسلام شعلهور میکند. برخی هدف از سریال را ترویج اندیشه وراثت از اسلام و اسلام اشرافی میدانند.
![]()
عربستان سعودی و شبکه MBC که تحت حمایت دولتی قرار دارد، با پروژه سریال معاویه تلاش دارند یک روایت خاص و مهندسیشده از تاریخ اسلام را به نسل جدید ارائه دهند. هزینههای سنگین تولید این سریال نشان میدهد که یک استراتژی رسانهای قدرتمند پشت آن قرار دارد که قصد دارد چهرهای مطلوب از معاویه بسازد و نقشهای منفی او در تاریخ اسلام را کمرنگ کند. این اثر را میتوان به عنوان پروژه رسانه چریان سلفی-وهابی دانست که سالها با نشر کتب و مقالات تحریف شده از اسلام موجبات تفرقه اسلامی را فراهم کرده و علیه شیعیان اقدام نمودند.
عربستان با ۱۰۰ میلیون دلار «معاویه» را به صحنه آورد؛ سریالی جنجالی که اختلافات فرقهایرا در منطقه و جهان اسلام شعلهور میکند. برخی هدف از سریال را ترویج اندیشه وراثت از اسلام و اسلام اشرافی میدانند. از سال ۲۰۲۳ که خبرهایی برای انتشار این سریال پخش شد صدای انتقادات فراوانی از سوی مراجع سیاسی و دینی بلند شد. مقتدی صدر در بیانیهای در همان سالهای ابتدای تولید صادر کرد و معاویه را رئیس نزاع فرقهای توصیف کرد و هشدار داد که پخش این سریال میتواند منجرسایت اصلی بت فوروارد به افزایش تنشهای فرقهای شود. این سریال، مثل بسیاری از آثار تاریخی بحثبرانگیز، فراتر از یک روایت صرفاً تاریخی است و به یک ابزار رسانهای در جهت شکلدهی به افکار عمومی و منافع سیاسی تبدیل شده است. سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیون دلاری برای ساخت این سریال نشان میدهد که عربستان آن را یک پروژه استراتژیک میداند، نه صرفاً یک درام تاریخی.
یکی از مهمترین تهدیدهای چنین تولیداتی، تأثیر آن بر افکار عمومی منطقه، بهویژه نسل جوان است. متأسفانه، در بسیاری از کشورهای عربی، آگاهی تاریخی نسل جوان به دلیل سیاستهای محدودکننده در آموزش تاریخ و ارائه روایتهای یکجانبه، بسیار محدود است. این خلأ اطلاعاتی، فرصتی ایدهآل برای تولیدکنندگان چنین سریالهایی فراهم میکند تا روایتهایی را که به نفع برخی جریانهاست، جایگزین حقیقت تاریخی کنند.
در ایران و سایر جوامع شیعی و حتی جوامع سنی مذهب، این سریال بهعنوان یک تلاش برای تغییر روایت تاریخی و تضعیف جایگاه اهلبیت (ع) تلقی می شود. بسیاری از علما و شخصیتهای مذهبی نسبت به آن اعتراض کردند و خواستار جلوگیری از پخش آن شدند. همچنین، برخی تحلیلگران این اقدام را تلاشی از سوی عربستان سعودی برای ترویج نسخهای از تاریخ دانستند که حتی با دیدگاه اهل سنت هم همخوانی ندارد.
جوان نوشت: دو جناح اصولگرا و اصلاحطلب هرکدام تندروهایی دارند که اگرچه شدیداً بهدرد هم میخورند و تنور یکدیگر را گرم میکنند تا هر یک آن دیگری را مسئول تمامی مشکلات کشور بداند، اما هر دو دسته برای مردم و کشور جز مصیبت چیز دیگری ندارند و فقط به کار هم میآیند و بازار یکدیگر را رونق میدهند.
![]()
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :نامه نیوز - دو جناح اصولگرا و اصلاحطلب هرکدام تندروهایی دارند که اگرچه شدیداً بهدرد هم میخورند و تنور یکدیگر را گرم میکنند تا هر یک آن دیگری را مسئول تمامی مشکلات کشور بداند، اما هر دو دسته برای مردم و کشور جز مصیبت چیز دیگری ندارند و فقط به کار هم میآیند و بازار یکدیگر را رونق میدهند.
مثلاً در جناح اصولگرا همین تندروهای شناختهشده، خود را سردسته مخالفت با دوتابعیتیهای دولت و سردمدار استیضاح وزیر اقتصاد معرفی کردند و عزل و کناررفتن هر دو را نیز به حساب خود نوشتند. با آنکه مسئله دوتابعیتیها مطالبه قانونی بود و از طرف شخص رئیس قوهقضائیه دنبال میشد و گویا با دخالت خود ایشان نیز آقای ظریف کنار رفته است. در مسئله استیضاح نیز رأیآوردن استیضاح که تا ساعتی قبل از رأیگیری مبهم بود و حتی احتمال ماندن وزیر بیشتر مینمود، با رأی بالای مجلس ممکن شد که دلایل دیگری داشت و ربطی به تمایل و اراده تندروهای معروف نداشت زیرا آنان اگر قادر به این کار بودند در همان روز معرفی کابینه، مانع رأیآوری وزیر اقتصاد و چند وزیر دیگر میشدند.
در جناح اصلاحطلب نیز هرچند خودشان و رسانههای لندنی خالق اصطلاح «تندرو» هستند و خود را عقلکل و آزاداندیش و خلاف تندروی میدانند، اما بیشتر رفتارهایشان هر تندرو و رادیکالی را پشتسر میگذارد بههمین خاطر درک مفهوم تندروی در جناح اصلاحطلب، ظرافت میخواهد. در این جناح تندروهایی داریم که بیشتر تمرکزشان روی رفتار و گفتار تندروهای اصولگراست و حسابی با تنور اینان نان میپزند. در تازهترین نمود این تندروی سرمقالهنویس روزنامه هممیهن با برشمردن برخوردهای قضایی با متهمان فساد در دولتهای اصولگرا پرسیده است که «چرا در دولتهای دیگر چنین رفتاری یا حداقل در این اندازهها دیده نمیشد؟» و نتیجه ضمنی گرفته که فساد، ذاتی اصولگرایان است. هرچند این تحریف واقعیت است و دولتهای اصلاحطلب هم در حجم و سلایق خود فساد کم نداشتند و با آنان نیز برخورد شد، اما همین نویسنده و همکیشان ایشان همزمان با بهرهبرداری از برخورد با متهمان دولتهای اصولگرا، منادی فساد سیستماتیک هم هستند، با آنکه در فساد سیستماتیک، قاضی هم فاسد است، و چیزی از خود باقی نمیگذارد که دستمایه یک جناح برای فاسدنامیدن جناح مقابل شود! از طرفی این سرمقاله در روزنامه هممیهن است که صاحبامتیاز آن آقای کرباسچی پیشقراول فساد دولتی شد، آنهم دقیقاً در دادگاهی که قاضی آن خود آقای اژهای بود که اینک رئیس قوه قضائیه است. منطق سایت اصلی بت فوروارد این گروه عموماً شبیه استدلالی است که در آن، معتقدان به جبر معمولاً یک سازوکار علتومعلولی را برای جهان تبیین میکنند و بعد بر اساس آنچه تبیین شده اراده آزاد را نفی میکنند، درحالی که خود همین تبیین سازوکار علتومعلولی یک عمل آزادانه از طرف سوژه یا فاعل بوده است! بر همین قیاس نمیتوان فساد را سیستماتیک دانست و در عینحال، اولاً جناح اصلاحطلب را که سه دهه در قدرت بوده است، بدون فساد یا با فساد اندک معرفی کرد و ثانیاً از برخورد دستگاه قضایی با متهمان فساد در جناح مقابل گفت. اینها با هم جمع نمیشود. نمیتوان هم گفت که بیشتر سالهای پس از انقلاب که دولتها دست اصلاحطلبان بوده است، فساد کمی داشتهایم و هرگاه دست اصولگرایان بوده است نیز دستگاه قضا برخورد کرده ولی بازهم فساد سیستماتیک است. فساد سیستماتیک همیشه و همهجا هست و هیچگاه نیست که نباشد و اصولاً کشف قضایی هم نمیشود.
تندروها معمولاً متحجر، التقاطی، غرق در شهوت دیدهشدن، افراطی و آماده عبور از آرمانهای خود هستند که این ویژگیها معمولاً نمود بیشتری در یک گروه دارد و قطعاً با شخصیت نویسنده مقاله هممیهن جور نیست ولی آنچه که موجب میشود نوشته ایشان را نیز نوعی تندروی بدانیم، خروج از انصاف و استفاده جناحی از واقعیتهاست.
اگر تنور تندروهای هر دو جناح خاموش شود، کشور آسایش و منفعت میبیند. سروصدای بیهوده و خفتگیری سیاسی تمام میشود. مجلس و دستگاه مجریه به ریل واقعی بازمیگردند و بازیچه سلیقههای این و آن نمیشوند. رسانهها فرصت مییابند تا بهجای حاشیه به متن بپردازند و حقیقت هم از پشت ابر بیرون میآید. تندروی عامل اصلی پوشاندن حقیقت و پروبالدادن به اکاذیب و اباطیل است.