هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران از توافق با شرکت هواپیمایی لوفتهانزا برای ارائه خدمات پذیرایی در پروازها از فرودگاه امام (ره) خبر داد.
![]()
هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: با ازسرگیری پروازهای شرکت هواپیمایی لوفتهانزا به ایران از 12 اسفند ماه 1403، کیترینگ هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران "هما" آماده ارائه خدمات سایت اصلی بت فوروارد پذیرایی به این پروازها از فرودگاه بینالمللی امام خمینی (ره) است.
در همین راستا، جلسات متعددی میان نمایندگان اعزامی لوفتهانزا و مدیران ارشد کیترینگ "هما" برگزار شده است. این جلسات شامل ممیزی کیترینگ، ممیزی امنیتی و ارائه منوهای اجرایی (Menu Presentation) بوده و طی آن، هماهنگیهای لازم برای استمرار خدمات بررسی شده است.
همچنین با حضور نمایندگان هواپیمایی لوفتهانزا، کارشناسان کیترینگ "هما" و سایر بخشهای مرتبط، جلساتی با هدف آشنایی با سیستم جدید انبارداری و سیستم ثبت صورتحساب و حسابداری لوفتهانزا برگزار گردید.
ارائه خدمات غذایی به پروازهای لوفتهانزا براساس قرارداد، در سه کلاس مسافری انجام میشود و متناسب با هر کلاس، منوهای متنوعی در اختیار مسافران قرار میگیرد.
فرش ایرانی که روزگاری با اصالت و شهرت خود در بازارهای جهانی جولان میداد، اکنون در برابر بحرانهای اقتصادی و سیاسی به خاک افتاده است. در شرایطی که قاچاق فرشهای بیکیفیت افغانستانی بازار داخلی را پر کرده، صادرات فرش ایرانی به کمتر از ۴۰ میلیون دلار کاهش یافته است.
![]()
صادرات فرش ایرانی در سالهای گذشته یکی از موفقترین بخشهای اقتصادی کشور بود و فرش دستباف ایران با شهرت جهانی خود در بازارهای بینالمللی حضور پررنگی داشت، اما در سالهای اخیر، قاچاق فرشهای افغانستانی و بیتوجهی به حمایت از تولید داخلی باعث آسیب به این صنعت شده است.
تحریمها، سیاستهای نادرست اقتصادی و نبود حمایتهای دولتی باعث شدهاند که تولید و صادرات فرش ایرانی در وضعیت بحرانی قرار گیرند. با وجود ادعای دولت مبنی بر افزایش تولید، شواهد و پیامدهای آن نشاندهنده واقعیت متفاوتی است؛ چراکه وضعیت صادرات همچنان همانند گذشته باقی مانده و تحولی در بازارهای خارجی مشاهده نمیشود.
همچنین یکی از مشکلات عمده این صنعت، قاچاق گسترده فرشهای افغانستانی به بازار ایران است که بهدلیل قیمت پایینتر، بازارهای داخلی را تحت تأثیر قرار میدهند. این فرشها از کیفیت پایین و مواد اولیه نامناسبی برخوردارند.
با وجود اینکه مرکز ملی فرش ایران به عنوان نهادی مسئول در این صنعت فعال است؛ هنوز نتوانسته به طور مؤثر مشکلات اساسی این بخش را حل کند. این مرکز در اتخاذ سیاستهای جامع و کارآمد برای حمایت از تولیدکنندگان و صادرکنندگان فرش ناکام مانده است. در نتیجه، صنعت فرش کشور با بحرانهای زیادی دست و پنجه نرم میکند.
قاچاق فرش نیز موضوع تازهای نیست، چراکه فرشهای هندی و افغانستانی سالهاست به بازار ایران راه یافتهاند و حتی در مواردی این فرشها با نام فرش ایرانی به مردم فروخته میشوند.
در گذشته این قاچاقها بیشتر به صورت زیرزمینی انجام میشد، اما امروز به وضوح و به طور علنیتر شاهد این روند است. این مسئله نهتنها به آسیب در هویت و اعتبار فرش ایرانی میانجامد، بلکه ضربه جدی به تولید و صادرات این صنعت میزندقاچاق فرش افغانستانی ضربه مهلکی به صنعت فرش ایران زد
مرتضی حاجی آقامیری، رئیس کمیسیون فرش، هنر و صنایع دستی اتاق بازرگانی ایران، در گفتوگو با تجارتنیوز با تاکید بر ورود گسترده فرشهای افغانستانی به کشور گفت: فرشهای افغانستانی با کیفیت پایین و مواد اولیه نامناسب به صورت قاچاق از طریق مرزهای شرقی وارد بازار ایران میشوند.
وی افزود: این فرشها به دلیل قیمت پایینتر که ناشی از عدم پرداخت حقوق و عوارض است، ضربهای جدی به تولید داخلی و بازار فرش ایران زده در حال حاضر، جلسهای در ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز تشکیل شده تا راهکارهای مقابله با این پدیده بررسی و رایزنی با پلیس امنیت اقتصادی انجام شود. در این جلسه با محاسبه حجم فرشهای قاچاق تدابیر لازم برای مقابله با آنها اتخاذ میشود.
ادعای افزایش تولید فرش ایرانی، دروغی بزرگ!
آقامیری با اشاره به وضعیت نامناسب صادرات فرش ایران گفت: میزان صادرات فرش ایران طبق آخرین آمار تقریباً مشابه سال گذشته بوده و همچنان در وضعیت بسیار نامناسبی قرار دارد. در حال حاضر، صادرات فرش ایران به حدود ۴۰ میلیون دلار میرسد که در مقایسه با گذشته تغییرات قابل توجهی نداشته است.
او با تاکید بر نبود آمار موثق در زمینه تولید فرش، اظهار کرد: آمارهایی که از سوی وزارت صمت و مرکز ملی فرش ارائه میشود روند صعودی دارند. این در حالی است که اگر صادرات کاهش پیدا کند، منطقی نیست که تولید به طور چشمگیر افزایش یابد.
وی ادامه داد: برآیند این مسئله در صادرات به وضوح قابل مشاهده است و ایران هر سال نزولی بودن صادرات فرش را تجربه میکند. حتی تغییرات جزئی در حدود ۱۰ درصد در رقم ۴۰ میلیون سایت اصلی بت فوروارد دلار تاثیری ملموس بر وضعیت صادرات نمیگذارد.
پیمانسپاری ارزی و تحریمها کمر صادرات فرش ایرانی را شکست
آقامیری به مقایسه وضع کنونی فرش با سالهای گذشته پرداخت و گفت: اگر وضعیت کنونی را با سالهای گذشته بهویژه دهه 90 مقایسه کنید، وضعیت فرش دستباف ایران همچنان نابسامان است. بهرغم ظرفیتهای موجود برای حضور در بازارهای جهانی، عمده موانع صادرات فرش به مسائل تحریم و مشکلاتی مانند پیمانسپاری ارزی و مشکلات مربوط به FATF مربوط میشود.
او با تائید بر تأثیر منفی این مشکلات بر صادرات فرش دستباف بیان کرد: در سال ۱۳۹۷ به دولت هشدار داد شد که این مشکلات میتواند منجر به کاهش صادرات شود، اما متاسفانه توجهی به این هشدار نشد و تنها زمان را افزایش دادند که مشکلات را تشدیدتر کرد.
اقتصاد کشور در دام سیاستهای سختگیرانه بانک مرکزی
رئیس کمیسیون فرش، هنر و صنایع دستی اتاق بازرگانی ایران با اشاره به مقاومتهای شدید بانک مرکزی در اجرای سیاستهای تسهیلگر، گفت: برخی از سیاستها مانند اجرای بند کاف تبصره ۹ قانون بودجه ۱۴۰۲ که تعهد ارزی فرش را کاهش میدهد پس از مقاومتهای فراوان بانک مرکزی در ۱۵ بهمن اجرایی شد. اما با وجود این اقدامات، هنوز مشکلاتی در زمینه کاهش تعهدات ارزی وجود دارد و این اقدامات در برخی از موارد با تاخیر اجرایی میشوند.
وی به موضوع بیمه قالیبافان و فعالان صنایع دستی اشاره و اظهار کرد: قانون بیمه اجتماعی قالیبافان که در سال ۱۳۷۸ مصوب شده باید اجرا شود، اما به دلیل عدم تخصیص منابع توسط دولت، تعداد بیمهشدگان از ۶۰۰ هزار نفر در سال ۱۳۹۲ به حدود ۲۰۰ هزار نفر کاهش یافته است. این کاهش در بیمهشدگان منجر به کاهش نیروی کار در این حوزه میشود.
آقامیری در پایان به یکی دیگر از مشکلات فرش ایران اشاره و خاطرنشان کرد: محدودیتهای بازگشت فرشهای ایرانی به کشور به موجب ماده ۱۲۰ آییننامه اجرایی قانون امور گمرکی نیز یکی دیگر از مسائل جدی است. این موضوع تاکنون در دولتهای مختلف به دلیل رد مصوبات توسط دیوان عدالت اداری، بدون نتیجه مانده است.
معضلات به وجودآمده در بازار فرش ایران حاکی از این است که صنایع اصیل و اشتغالزای ایران به دلیل تحریمها، سیاستهای نادرست داخلی و بیتوجهی به نیازهای فعالان این حوزه در معرض خطر جدی قرار دارد.
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران، در نشست خبری که پس از دیدار با همتای صربستانی خود در بلگراد داشت، از امضای چند تفاهمنامه همکاری میان دو کشور در حوزههای مربوط به توسعه زیرساختهای مخابراتی، اقتصاد دیجیتال و دولت الکترونیک خبر داد و توافقات تهران و بلگراد را «آغازی برای آیندهای پرثمر» توصیف کرد.
![]()
سیدستار هاشمی در پایان نشست مشترک با «دیان ریستیچ»، وزیر اطلاعات و ارتباطات صربستان، در یک نشست خبری حاضر شد تا پاسخگوی پرسشهای خبرنگاران در تشریح جزئیات توافقهای دوجانبه باشد.
هاشمی از میزبانی گرم «الکساندر ووچیچ»، رئیسجمهوری صربستان، قدردانی و اعلام کرد: این نشست تاریخی، نشاندهنده اراده مشترک ایران و صربستان برای گسترش روابط در حوزههای راهبردی است.
وی تصریح کرد: در این دیدار پیام رئیسجمهوری ایران را رساندم که نشاندهنده اراده دو کشور بر گسترش روابط است.
ایران و صربستان، پل ارتباطی شرق و غرب
وزیر ارتباطات با بیان اینکه این دیدارها فرصتی را برای گفتوگو درباره گسترش روابط دوجانبه در حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات فراهم آورد تاکید کرد: روابط ایران و صربستان از اهمیت راهبردی برخوردار است؛ دو کشوری که با تاریخ غنی و فرهنگ برجسته و موقعیت جغرافیایی ممتاز خود میتوانند پل ارتباطی میان شرق و غرب باشند. همکاری دو کشور نه تنها به توسعه اقتصادی و فنی کمک میکند بلکه به تقویت صلح و ثبات منطقهای نیز یاری میرساند.
وی با تشریح محورهای توافقنامه همکاری دو کشور گفت: توسعه زیرساختهای مخابراتی (فیبر نوری و مراکز داده ابری)، تسهیل ترانزیت دادهها و بهبود همکاریهای پستی، تقویت اقتصاد دیجیتال و اجرای پروژههای دولت الکترونیک، سرمایهگذاری مشترک در تحقیق و توسعه فناوری و هماهنگی در رگولاتوری؛ مهمترین محورهای توافق دو کشور هستند.
الگویی برای همکاریهای فرامنطقهای
هاشمی امضای تفاهمنامههای همکاری مشترک را فرصتهایی خواند که نه تنها زیرساختهای ارتباطی دو کشور را متحول میکند، بلکه الگویی برای همکاریهای فرامنطقه ای در جهت تحکیم صلح و ثبات خواهد بود.
وی همچنین از موقعیت جغرافیایی و ظرفیت فناورانه صربستان به عنوان نقطهای مرکزی برای اتصال بالکان به اقتصاد دیجیتال جهان یاد کرد.
گام بلندی برای رشد اقتصادی
دیان ریستیچ، وزیر صربستانی نیز با اشاره به اشتراکات تاریخی و فرهنگی دو کشور، این سایت اصلی بت فوروارد همکاریها را گامی بلند برای ایجاد فرصتهای نوآوری و رشد اقتصادی» توصیف کرد. وی تأکید کرد: «صربستان و ایران با ترکیب توانمندیهای خود، میتوانند مدلی موفق از همکاریهای بینالمللی ارائه دهند که فاصلهها را کاهش داده و دوستیها را پایدار میسازد.
در پایان این نشست مطبوعاتی، هاشمی از نمایندگان رسانهها خواست تا پیام همکاری و دوستی ایران و صربستان را به جهانیان منتقل کنند و این توافقها را «آغازی برای آیندهای پرثمر» خواند.
افزایش حملات سازمان یافته به نهادهای مختلف کشور اینبار به قوه قضائیه رسیده و اژهای در مرکز آن است.
سرویس سیاست مشرق- در میان انبوهی از گزارشها و تیترهای خبری، در یک بسته کامل با نام «ویژههای مشرق» شما را در جریان مسائل مهم و اثرگذار از نگاه روزنامههای کشور قرار میدهیم.
در این ویژهنامه، نگاهی به آخرین مواضع جناحهای سیاسی و تحولات مهم داخلی، خارجی، اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور انداخته میشود که مخاطبان بامطالعه آن به رهیافتهای مهم، نکات و تأملات از سیر وقایع اثرگذار دست خواهند یافت، در این بخش با ما همراه باشید.

افزایش حملات سازمان یافته به نهادهای مختلف کشور اینبار به قوه قضائیه رسیده و اژهای در مرکز آن است. روزنامههای اصلاحطلب تحلیل خاصی از ماجرا دارند، روزنامه ایران دراینباره نوشته است:
حملات اخیر به قاضیالقضات سه دلیل دارد: قطع شدن منابع مالی از نهادهای عمومی، صدور قریبالوقوع احکام پرونده چای دبش و سوم، فشار برای تغییر رویکرد نسبت به وفاق. قصه، قصه همباندیهای همتبار است؛ همباندیهایی با تبار خونی یا با تبار سیاسی. وقتی یک همباندی خونی یک مدیریت پولساز در نهاد غیردولتی را از دست میدهد، فرصت تأمین مالی برای فعالیتهای سیاسی هم از دست میرود. لذا همباندی دیگر که شغلی سیاسی دارد، ساکت نمیماند. قصه همباندیهای سیاسی هم هست.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است:

قرار است در پرونده چای دبش دو وزیر سابق به زندان محکوم شوند. همتباران سیاسی نمیتوانند حقیقت وجود فساد در جریان مدعی فسادستیزی را تاب بیاورند. وقتی این قصهها، با این واقعیت همزمان میشود که سران قوا در مسیر وفاق هستند، سیستم ذهنی همباندیهای همتبار -تبار خونی یا سیاسی- بههم میریزد. خروجی این بههمریختگی ذهنی، حملات بیمحابا به قاضیالقضات و رئیس قوه مقننه است.
روزنامه آرمانملی دیگر روزنامه اصلاحطلب نیر در تحلیلی مینویسد:
حملات تندروها این روزها دیگر از دولت فراتر رفته و فراقوهای شده است و در کنار دولت سران قوا را نیز مورد تخریب قرار میدهند. امری بسیار خطرناک که نشان میدهد گویا جریانی با برنامهریزی از پیش تعیین شده به این مساله ورود کرده است. نگاهی به عملکردهای تندروها در چند وقت اخیر این مهم را بیش از پیش عیان میکند. تخریب پزشکیان و دولت که عادی و همواره در دستور کار است، قالیباف رئیس مجلس نیز هر از چندی از سوی جریان تندرو به اتهامتات مختلف مورد هجمه قرار میگیرد. اما اینکه تندروها بخواهند سویه تخریبها و هجمههای خود سوی دستگاه قضا و رئیس قوه قضائیه ببرند امری بسیار قابل تامل است.
تصمیم رییسجمهوری آمریکا برای متوقف کردن تمامی کمکهای خارجی موجی از نگرانی را در میان فعالان ایرانی(ضدانقلاب) برانگیخته است. آنها بیم دارند که این اقدام، برنامههای مرتبط با ایران را تحت تاثیر قرار دهد. روزنامه هممیهن در سرمقاله خود نوشته است:
نمیشود به طور قطعی گفت که این اقدام چراغ سبز ترامپ به ایران است یا نه. چراکه دستور اجرایی ترامپ حول محور یک سیاست بزرگ است و اختصاص به ایران ندارد. اما به طور مشخص، بخشی ازبت فوروارد فشارها را کاهش داد؛ فشارهایی که اتفاقاً منشأ بخشی از اختلافات عمیق طی سالهای گذشته میان ایران و آمریکا بوده است.
این روزنامه اصلاحطلب آورده است:
از سوی دیگر، در جریان چهل و هشتمین نشست بررسی دورهای جهانی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو، نماینده آمریکا برای اولین بار از انتقاد از کارنامه حقوق بشری جمهوری اسلامی خودداری کرد. سوابق نشان میدهد آمریکا از سال ۲۰۱۰ (یک سال پس از آغاز برنامه تامین مالی اپوزیسیون) همواره در این نشست علیه ایران موضعگیری کرده است. باید صبر کرد و دید که مسیر تعامل میان دو کشور به کدام سمت خواهد رفت.
گفته شده است در پی قطع کمکها، بسیاری از این خدمات ناچار به توقف فعالیتهای خود خواهند شد، چند فعال ضد انقلاب دیگر در گفتوگو با شبکه تروریستی اینترنشنال تاکید کردند اگر پروژههای مرتبط با آنها در ایران طی ماه آینده از فرمان ترامپ معاف نشوند، یا بهطور کامل از بین خواهند رفت یا بهشدت محدود خواهند شد.
حاجقاسم چند ماه قبل از شهادتش در پاسخ به یکی از نامههای محمد ضیف، او را «برادری عزیز»، «شهید زنده» و «مقاومی شجاع» نامید و برای او نوشت: دفاع از فلسطین افتخاری برای ما محسوب میشود.

به گزارش مشرق، مهدی بختیاری کارشناس مسائل نظامی و دفاعی طی یادداشتی در روزنامه وطن امروز نوشت: «حُطَّ السّیف قِبال السّیف إحنا رجال محمد ضیف»؛ این یکی از پرتکرارترین شعارهای مردم فلسطین بویژه در غزه طی چند ماه اخیر است. معنای جمله این است: «شمشیر در برابر شمشیر، ما مردان محمد ضیف هستیم». «محمد ضیف» که بود که این همه جوان فلسطینی زیر بمبارانها و آتش سنگین اسرائیل در غزه طی ۱۶ ماه، خودشان را شاگردان و نیروهای او میدانستند؟
«محمد دیاب مصری (ابوخالد)» چند سال در صدر لیست ترور گروههای اسرائیلی از جمله شاباک (مسؤول امنیت قومی رژیم اشغالگر) قرار داشت. محمد سال ۱۹۶۵ در اردوگاه پناهندگان فلسطینی در خانیونس (جنوب غزه) متولد شد و - به گفته یکی از مسؤولان حماس - از آنجا که هیچگاه در یک مکان آرام نمیگرفت، به ضیف (میهمان) شهرت یافت. خانوادهاش اهل «عسقلان» بودند و خود او در نوجوانی جذب اخوانالمسلمین شد و همزمان با تحصیل در دانشگاه اسلامی غزه، در فعالیتهای مبارزاتی نیز شرکت میکرد و در آغاز انتفاضه اول به صفوف جنبش حماس پیوست. ضیف از جمله افراد وابسته به حماس بود که سال ۱۹۸۹ دستگیر و به چند ماه زندان محکوم شد. سال ۱۹۹۳ پس از شهادت «عماد عقل»، ضیف فرماندهی شاخه نظامی حماس در غزه را بر عهده گرفت و اندکی بعد، با نظارت فرماندهاش (شهید یحیی عیاش) عملیاتهای بزرگی را در کرانه باختری نیز هدایت کرد.
* صدرنشین لیست ترور
در مقطع فرماندهی شهید یحیی عیاش (مهندس اول) بر گردانهای عزالدین قسام، ضیف از جمله شاگردان خاص او بود و آموزشهای مهم نظامی؛ از طراحی عملیات تا ساخت بمب را نزد او آموخت بت فوروارد و وقتی عیاش سال ۱۹۹۶ به شهادت رسید، این ضیف بود که سلسله عملیاتهایی را برای انتقام خون فرمانده خود طراحی کرد و طی چند ماه، بیش از ۶۰ کشته روی دست صهیونیستها گذاشت.
با نقشآفرینی او در حماس - بویژه سال ۱۹۹۷ که اسرائیل او را به دست داشتن در هلاکت چند نظامی خود متهم کرد - در صدر لیست ترور نشست. سال ۲۰۰۲ پس از اینکه جنگندههای اسرائیل با پرتاب یک بمب یک تنی در محله پرجمعیت «الدرج» (یکی از محلات غزه) «صلاح شحاده» فرمانده وقت گردانهای عزالدین قسام را به شهادت رساندند، فرماندهی شاخه نظامی حماس بر عهده ضیف قرار گرفت. ارتقای توان نظامی حماس بویژه در حوزه موشکی در دوران فرماندهی ضیف و البته نقشآفرینی موثر معاونش شهید «عدنان الغول» (پدر موشکی فلسطین) عملی شد.
به گفته یکی از نزدیکانش، محمد ضیف از هیچ وسیله فنی و تکنیکی جدید استفاده نمیکرد و فعالیتش کاملاً محرمانه بود. تا پیش از شهادت، از او فقط ۳-۲ عکس وجود داشت که لااقل مربوط به ۳۰ سال پیش است و جز موارد بسیار اندک در رسانهها ظاهر نمیشد. با این حال ابوخالد ۵ بار هدف ترور قرار گرفت و گفته میشود در جریان این ترورها به یک چشم و یک پای وی آسیب جدی رسید. ضیف یک بار هم جولای ۱۹۹۸ از کمین نیروهای گردان ۵۰ «ناخال» ارتش اسرائیل گریخت. اما نخستین عملیات جدی صهیونیستها برای حذف ضیف ۲۲ آگوست ۲۰۰۱ انجام شد؛ زمانی که وی به همراه برخی دیگر از فرماندهان حماس از جمله عدنان الغول و صلاح شحاده در یک ساختمان حضور داشتند.
۲۶ سپتامبر ۲۰۰۲، بالگرد آپاچی اسرائیل ۲ موشک هلفایر به خودروی ضیف در محله «شیخ رضوان» غزه شلیک کرد اما پس از چند ساعت که سیستم امنیتی اسرائیل اطلاعات متناقضی درباره سرنوشت او دریافت کرد، مشخص شد ابوخالد زنده مانده اما بشدت مجروح شده است. یک سال بعد، باز هم صهیونیستها موشکی به یک ساختمان شلیک کردند که محل جلسه ضیف و برخی سران حماس نظیر شهیدان «اسماعیل هنیه»، «عدنان الغول» و «شیخ احمد یاسین» در طبقه پایین آن بود اما آسیبی به آنها نرسید. ۱۲ جولای ۲۰۰۶ بر اثر حمله جنگندههای اسرائیلی به خانهای که ضیف در آن اقامت داشت، بار دیگر بشدت مجروح شد به طوری که «آوی دیختر» رئیس سابق شاباک گفت: «محمد ضیف دیگر کار نمیکند و از کار افتاده و فلج است». ضیف اما باز هم پس از طی مراحل درمان به غزه برگشت.
۲۲ ژوئیه ۲۰۱۴ این بار ارتش اسرائیل منزل خود ضیف را هدف موشک قرار داد که علاوه بر مجروحیت وی و شهادت همسر و ۲ فرزندش (ساره ۳ ساله و علی ۷ ماهه) منجر شد.
* شهید زنده
«ابوخالد» یک بار سال ۱۹۸۹ وقتی ۲۴ ساله بود، به همراه برخی دیگر از نیروهای حماس دستگیر شد اما اندکی بعد او را رها کردند و نمیدانستند جوانی که هیچ نکته مشکوکی در پروندهاش ندارد، ۳۵ سال بعد به بزرگترین دشمن اشغالگران تبدیل خواهد شد و عملیاتی مانند «توفان الاقصی» را به همراه مجاهد بینظیر شهید «یحیی سنوار» طراحی و اجرا خواهد کرد که ارکان امنیت در ساختار رژیم صهیونیستی را منهدم میکند.
محمد ضیف مهمترین فرمانده فلسطینی تحت تعقیب جوخههای ترور ارتش رژیم بود که ارتباط زیادی با فرماندهان جبهه مقاومت بویژه سردار شهید سپهبد حاجقاسم سلیمانی داشت.
حاجقاسم چند ماه قبل از شهادتش در پاسخ به یکی از نامههای محمد ضیف، او را «برادری عزیز»، «شهید زنده» و «مقاومی شجاع» نامید و برای او نوشت: «دفاع از فلسطین افتخاری برای ما محسوب میشود و از این وظیفه در مقابل متاع دنیا چشمپوشی نخواهیم کرد. دوستان فلسطین دوستان ما هستند و دشمنان فلسطین دشمنان ما و این سیاست ما بوده و خواهد بود. دفاع از فلسطین مصداق دفاع از اسلام است و هر که ندای شما را بشنود و توجهی نکند، مسلمان نیست. فجر پیروزی به یاری پروردگار نزدیک خواهد بود. امیدواریم خداوند به ما توفیق حضور در کنار شما را بدهد و ما را به آرزویمان؛ شهادت در راه فلسطین برساند.»
* توفان ۷ اکتبر
ضیف اگرچه در طول چند دهه توانست بخوبی گردانهای قسام را فرماندهی کند و خودش نیز طراح عملیاتهای موشکی، اسیرگیری و حفر تونل در نوار غزه بود اما شاهکارش را ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به نمایش گذاشت و با طراحی و اجرای عملیات توفان الاقصی، بزرگترین ضربه امنیتی- اطلاعاتی تاریخ نکبتبار صهیونیستها را به آنها وارد کرد.
در نخستین ساعات روز شنبه ۱۵ مهر عملیات بزرگ توفان الاقصی با پیام صوتی محمد ضیف آغاز شد؛ فرمانی که در آن گفت: «حالا وقت جارو کردن اشغالگران است».
ابوخالد در همان روزهای اول جنگ، پیامی مهم صادر کرد و سران کشورهای عربی و اسلامی را به چالش کشید و به آنها یادآور شد هیچ کاری برای فلسطین نکردهاند و از همه مجاهدان، رزمندگان و آزادگان جهان خواست با هر چه دارند، بیرون بیایند و با اشغالگران بجنگند، چرا که «باید صهیونیستها را از فلسطین جارو کرد».
* میهمان خدا
۱۳ جولای ۲۰۲۴ - ۲۳ تیر ۱۴۰۳، جنگندههای ارتش اسرائیل ۵ بمب یک تنی را روی محله «المواصی» ریختند و اعلام کردند این بمباران سنگین برای زدن محمد ضیف انجام شده است.
همان موقع میشد حدس زد ضیف در آن عملیات به شهادت رسیده است اما حماس چند ماه بعد ـ پریروز ـ خبر شهادت فرمانده شاخه نظامی خود را تایید کرد. پس از آن بمباران بیسابقه، از قول یکی از روزنامهنگاران اسرائیلی نقل شد «اگر ضیف از این انفجار بزرگ هم جان به در برده باشد، دیگر هرگز نخواهد مُرد» اما درستتر آن بود که بگوید محمد ضیف حتی اگر شهید هم شده باشد، هرگز در ذهن و قلب مبارزان فلسطینی نخواهد مُرد، همان طور که «یحیی سنوار» نمُرد، همان طور که فرماندهان دیگر نمُردند و هر کدام به صدها نفر مثل خود تبدیل شدند.