خبرهای روز

داغ ترین اخبار ایران و جهان

خبرهای روز

داغ ترین اخبار ایران و جهان

روایتی از اشراف امنیتی سازمان اطلاعات سپاه/ کالابرگ نه! شاید بسته معیشتی

شعار گفتمانی "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" هرگز ناقض اصل استقلال کشور و یا روابط دیپلماتیک و راهبردی نیست. بلکه این شعار گرامی به معنای نفی شرق‌زدگی و غرب‌زدگی است.

کالابرگ ماه رمضان به بسته معیشتی تبدیل شد!

کالابرگ نه! شاید بسته معیشتی

 

سیدحمید پورمحمدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه در مصاحبه با ایلنا درباره ارائه کالابرگ الکترونیکی تا ماه مبارک رمضان پیرو تاکید رئیس مجلس گفت: بودجه سال آینده از یک فروردین لازم‌الاجرا می‌شود و بعد از ابلاغ هر چه قانون‌گذار تصمیم گرفته و تصویب کرده باشد اجرا می‌شود اما در سال جاری ان‌شاالله برای دهه فجر یک بسته معیشتی داده می‌شود.[۱]

 

*سخنان مبهم پورمحمدی در حالی است که میدری، وزیر کار اخیرا وعده داده بود که تا ماه مبارک رمضان کالابرگ الکترونیکی به دهک‌های پایین ارائه خواهد شد. او در عین حال اشاره داشت که اگر مبلغ ۱۵ همت؛ بودجه در نظر گرفته شده برای قانون کالابرگ (تا قبل از ماه مبارک) افزایش یابد آنگاه می‌توان کالابرگ را به سایر قشرها نیز اعطا کرد.[۲]

لازم به اشاره است که رئیس مجلس از مدتی قبل ضمن تأکید بر ارائه کالابرگ تا آغاز ماه مبارک رمضان همچنین تصریح داشته که مواردی از لوازم خانگی هم باید تحت پوشش این کالابرگ باشد و مردم نباید بیش از اضافه شدن درآمد سالیانه‌شان هزینه تلاطم‌های تورمی را بپردازند.[۳]

در این میان البته تأکیداتی نیز وجود دارد مبنی بر اینکه لمس دستاوردهای قانون خوب کالابرگ منوط به فراگیری و پوشش‌یابی آن برای اکثریت دهک‌های جامعه (اقلا ۷ دهک) است و اجرای مرحمتی و محدود این طرح موجب می‌شود کلیت اقتصاد ایران از مواهب خوب آن محروم بماند.

صحبت‌های رئیس سازمان برنامه و بودجه مبنی بر اینکه کالابرگ ماه رمضان تبدیل به بسته معیشتی شده؛‌ بر ابهامات این فضا افزوده است.

دقت شود که در این زمینه تجربه تلخ اجرای ناقص قانون کالابرگ در زمان قبلی نیز وجود دارد که چگونه هیچ اقبالی را در میان مردم برنیانگیخت و گرهی را از معیشت جامعه وا نکرد.

 

***

 

فهم ناقص از شعار "نه شرقی، نه غربی"

 

حسن هانی‌زاده، کارشناس روابط بین‌الملل به تازگی در بخشی از یک مصاحبه با خبرگزاری ایلنا اظهار کرده است:

"یکی از شعارهای کلیدی و محوری جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، شعار «نه شرقی نه غربی» است. ایجاد توازن بین شرق و غرب و اتخاذ سیاست مستقل ایران بدون تکیه بر کمک‌ قدرت‌های شرقی و غربی، بخشی از مولفه‌های مهم جمهوری اسلامی ایران است. ایران تنها کشوری است که بت فوروارد توانسته بدون تکیه بر قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، با تکیه بر امکانات بومی خود، استقلال ملی و اسلامی خود را حفظ کند. به همین دلیل، جمهوری اسلامی ایران علیرغم رابطه‌ای که با برخی کشورها مانند روسیه و چین دارد، تمایل دارد که همچنان شعار «نه شرقی نه غربی» را حفظ کند و بتواند با حفظ استقلال خود به عنوان یک قدرت سوم در تعاملات بین‌المللی مطرح شود."[۴]

 

*گوینده محترم این اظهارات گویا معنای شعار گفتمانی "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" را به درستی فهم نکرده است که مدعی شده ایران علیرغم رابطه با روسیه و چین اما تمایل دارد استقلال خود را حفظ کند!

در واقع فرد گوینده متوجه نیست که رابطه داشتن با فلان کشور و بهمان حاکمیت ناقض استقلال و شعار اصولی "نه شرقی، نه غربی..." نیست.

بلکه این شعار گفتمانی به معنای نفی وابستگی و ضدیت با غرب‌زدگی و شرق‌زدگی است. چه اینکه نه امام راحل بعنوان بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی و نه هیچیک از پیشروان نهضت انقلاب اسلامی نمی‌گفتند که به دلیل شعار نه شرقی، نه غربی؛ نباید با هیچ کشوری در غرب و شرق جهان در ارتباط باشیم.

به سخن دیگر اینکه ایران اسلامی می‌تواند با همه کشورهای مشروع جهان ارتباط داشته باشد و در عین حال غرب‌زده و شرق‌زده هم نباشد. و این همان اصل شعار "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" است.

یعنی این شعار گرامی و ترجمانی؛‌ با روابط اصولی یا راهبردی ایران با هیچ کشوری دیگری در تضاد نیست و حفظ استقلال کشور هم مغایر این ارتباطات نیست.

پس این سخن صحیح نیست که "ایران ضمن ارتباط با شرق قصد حفظ استقلال خود را هم دارد" زیرا این گزاره‌ها ناقض یکدیگر نیستند.

دقت شود که داشتن تصور غلط از یک شعار؛ موجب قربانی شدن فرصت‌ها و دستاوردهای بسیاری می‌شود.

 

***

 

روایتی از اشراف امنیتی سازمان اطلاعات سپاه

 

سردار حمید بزم‌شاهی، دبیر اشراف فرماندهی کل سپاه و دبیر جشنواره مالک اشتر سپاه پاسداران طی سخنانی در نشست خبری با رسانه‌ها به مناسبت برگزاری چهاردهمین جشنواره مالک اشتر به کارنامه و عملکرد سازمان اطلاعات سپاه اشاره کرده و گفته است:‌ در بخش اطلاعات سپاه که یکی از بخش‌های حساس و تاثیرگذار بر امنیت کشور است، علاوه‌بر اینکه با گروهک‌ها مسلح تروریستی درون و برون‌مرز برخورد می‌شود و شبکه‌های جاسوسی نیز دستگیر می‌شوند، برخورد با عناصر گروهک‌های تکفیری نیز در دستور کار سازمان اطلاعات سپاه است و با بیش از ۲۰۰ نفر از آنان برخورد و تعیین تکلیف انجام شده است. در سال ۱۴۰۲ نیز حداقل ۳ گروه و تیم تروریستی تحت ضربه قرار گرفتند و پیش از اقدام دستگیر شدند.

به گزارش ایسنا، او می‌افزاید: همچنین استعلام امنیتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان در یک سامانه منسجم از سوی سازمان اطلاعات سپاه به‌خوبی و با دقت انجام شد.[۵]

 

*آشنایی مردم و جوانان با عملکرد و کارنامه سربازان گمنام امام زمان یک ضرورت اجتماعی، انقلابی و تمدنی است.

عملی که باید در پیوست اقدامات امنیتی انجام شود تا جامعه متوجه نعم خویش باشد و بر گرداگرد آنها حصار گفتمانی بسازد.

البته دقت شود که بیان این عملکرد و اشاره به آن دارای اسلوب خاصی است که آگاهان مسئله بدان واقف‌اند. لکن قبل از اسلوب‌دانی؛ بحث الزام اطلاع‌رسانی در قبال این مسئله است که باید در ذهن خواص، نیروهای محترم امنیتی و مردم نهادینه شود.

الزام گمنامی و لزوم بیان دستاوردها؛ نقطه عطفی ظریفی است که در فعالیت‌های امنیتی کلان باید به آن توجه شود.

بدیهیست هنگامی که نهاد امین جامعه (مثل نهادهای امنیتی) روایت درست را به جامعه منتقل نکند؛ آنگاه در همین زمینه روایتی ساخته خواهد شد که مطابق واقعیت نیست!

واکنش یک عضو حزب کارگزاران از حملات سازمان‌یافته به مسئولان نظام/ اصلاح‌طلبان رادیکال: با ترامپ درباره موشک‌ها قمار کنید!

انبوهی از اطلاعات نشان‌دهنده این است که جریانی مشکوک در داخل و حلقه جنگ‌طلبان خارجی به اجماعی رسیده‌اند که هدف نهایی آن پروژه تخریب اقلیم و اتمسفر ایران است!

در این ویژه‌نامه، نگاهی به آخرین مواضع جناح‌های سیاسی و تحولات مهم داخلی، خارجی، اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور انداخته می‌شود که مخاطبان بامطالعه آن به رهیافت‌های مهم، نکات و تأملات از سیر وقایع اثرگذار دست خواهند یافت، در این بخش با ما همراه باشید.

*********

افزایش حملات سازمان یافته به نهادهای مختلف کشور این‌بار به قوه قضائیه رسیده و اژه‌ای در مرکز آن است. روزنامه‌های کارگزاران در یادداشتی به قلم محمد عطریانفر تحلیل خاصی از ماجرا داشته و نوشته است:

آن‌طور که در حق دولت جفا می‌شود، نسبت به دستگاه قضایی کمتر هجمه صورت می‌گیرد. فکر می‌کنم این مساله بیشتر از آنکه ناشی از فهم حمله‌کنندگان باشد، ناشی از ترس آنهاست. به این معنا که تندروی بیش از حد، ممکن است دستگاه قضایی را تحت ‌تاثیر قرار دهد. اما به هر حال هر دستگاهی که درحال خدمت به این کشور است باید در یک حاشیه امن قرار بگیرد تا به دور از هیاهوها، ناهنجاری‌ها و رفتارهای تند، بتواند تکالیفش را در حق مردم ایفا کند.

در بخش دیگری از این یادداشت آمده است:

اگر امروز نسبت به آقای اژه‌ای این جفا را می‌کنند که امری ناجوانمردانه و غیرپذیرفته است و اگر هم یک روز علیه دولت یا یکی از دستگاه‌ها چنین حملاتی را دارند، توصیه این است که به هر حال هر کسی که می‌تواند روی این افراد موثر واقع شود، از منظر رویکردهای اجتماعی و سیاسی به این افراد تذکری بدهد. این افراد را باید به این باور رساند که فرصت‌ها را برای انجام تکالیف و مسئولیت‌های اجرایی مقامات و دستگاه‌های اجرایی تیره‌وتار نکنند.

 

انبوهی از اطلاعات نشان‌دهنده این است که جریانی مشکوک در داخل و حلقه جنگ‌طلبان خارجی به اجماعی رسیده‌اند که هدف نهایی آن پروژه تخریب اقلیم و اتمسفر ایران به امید براندازی سخت است. راه‌حل عبور از این وضعیت ایجاد وحدت رویه در برابر نفوذ داخلی و دشمن خارجی است.

مذاکره با آمریکا سوژه داغ در میان رسانه] ای اصلاح‌طلب است و بازار جالبی دارد، تا جای که برخی اصلاح‌طلبان معتقدند تا دیر نشده باید با ترامپ گفتگو کرد؛ روزنامه اعتماد دراین‌باره نوشته است:

طرف ایرانی نیز خواسته‌های مشخصی دارد که باید لغو همه تحریم‌ها، اعم از اولیه و ثانویه، در راس آن باشد. ویژگی ترامپ این است که ذهنی ساده و بسیط دارد و همه امور را ساده بت فوروارد می‌بیند و می‌خواهد. با توجه به پیچیدگی امور، به هر حال متنی تفصیلی لازم خواهد بود که همین برجام ۹۴ می‌تواند همچنان مبنای خوبی برای متن جدید باشد.

در بخش دیگری از این گزارش آمده است:

از نظر محتوا به نظر می‌رسد که برنامه هسته‌ای ایران در مرکز توجه قرار خواهد داشت و ممکن است مسائل منطقه‌ای و موشکی برای او دیگر اهمیت چندانی نداشته باشد، چراکه احتمالا طرف‌های غربی و نیز اسراییل تصور می‌کنند که با ادعای تضعیف حماس و حزب‌الله و سقوط دولت بشار اسد در سوریه و دشوار شدن دسترسی ایران، مسائل منطقه‌ای دیگر اهمیت سابق را ندارد.

 

تنها از ذهنی ساده بر می‌آید که مذاکرات از نگاه آمریکا را محدود به هسته‌ای دیده و آن را کانالیزه کند، تجربه به ما نشان داده است که ترامپ و تیم امنیتی او در درک موضعات چند جانبه هستند نه یک بعدی!

اخبار نشان می‌دهد که تیم ترامپ در حال اعتبار بخشی به مسائل نظامی است تا برای امتیازگیری پای میز مذاکره دست بازتری داشته باشد.

در حالی که دستگاه دیپلماسی درباره ترامپ اعتقاد به ابهام در فضا دارند، چراغ سبز اصلاح‌طلبان و ساده سازی این جعبه سیاه چیزی جز قمار دوباره روی یک میز قدیمی نیست.

آنها با اشک می‌جنگیدند

حکمت‌هایی در مراسم تشییع پیکر سید حسن‌نصرالله وجود داشت که مدت‌ها باید گفته شود.
به گزارش مشرق، سعید آجورلو مدیر مسوول روزنامه صبح نو طی یادداشتی درباره یک روز تاریخی و یک جمع دوست‌داشتنی در ورزشگاه بیروت نوشت: حکمت‌هایی در مراسم تشییع پیکر سید حسن‌نصرالله وجود داشت که مدت‌ها باید گفته شود.

غم بود اما پایان نبود

۱: معمولا مراسم تشییع پیکر مراسم حزن، اندوه و عزاداری است. تا بوده هم همین بوده. غم هر قدر بزرگ‌تر هم باشد، این اندوه بیشتر و بیشتر می‌شود و برای فرد عزادار جز ناامیدی و استیصال چیزی نمی‌ماند. در تاریخ این‌گونه بوده. غم، اساسا جان و روح انسان را می‌گیرد و راه تسلیم را پیش رویش می‌گذارد. انسان غمگین و حزین در شرایط معمول منفعل و تسلیم است؛ اما در مراسم تشییع پیکر سید حسن نصرالله این‌گونه نبود. هم حزن، اندوه و حسرت بود هم قدرت و امید. مردم عزادار سید حسن و سید هاشم، اندوهگین بودند؛ اما تسلیم و ناامید نبودند. در فراغ شهید نصرالله اشک می‌ریختند، داغ داشتند؛ اما نه از جنس داغ‌هایی که انفعال می‌سازد. این دقیقا همان میراث تشیع است. مگر می‌شود که اشک ریخت، شیون کشید؛ اما قدرتمند بود؟ بله، می‌شود. چون عاشورا جز این نبود. سنت عاشورا یعنی چون زینب (س) اندوهگین، حزین و داغدار باشی؛ اما دشمن هنوز از تو بترسد و ترس یزید درست بود، چون عاشورا تمام نشد، چون سنت عاشورایی از غم، شکوه و حماسه می‌سازد و طبیعی است که یاران اباعبدالله پس از بیش از یک هزاره همچنان از غم، قدرت بسازند. شیعه در طول تاریخ کم از این داغ‌ها ندیده؛ اما نایستاده، چون فقط با اسلحه نمی‌جنگد، با قلب و ذهن و وجودش هم می‌جنگد و برای همین در غم هم در حال مقاومت است. در تقیه، مصالحه و جنگ همچنان در حال مقاومت است. از راه و مسیر خارج نمی‌شود، حتی اگر ضربه سنگین باشد که بود. ضربه سید حسن سنگین و طاقت‌فرسا بود؛ اما دیروز در ورزشگاه بیروت اثری از پایان نبود. غم و اشک بود؛ اما پایان نبود.

سه لحظه بی‌نظیر

۲: مراسم تشییع سه لحظه ناب داشت؛ اول لحظه ورود پیکر دوبت فوروارد شهید به ورزشگاه. لحظه شروع آخرین دیدار و چه لحظه سختی. اشک بود و شیون. چنانکه صدای گریه بر ورزشگاه حاکم مطلق شد و ادامه داشت و لبیک به جناب سید حسن و صفی‌الدین. اشک تبدیل به شعار و لبیک شد و مگر غیر از این است مسلک شیعه. مگر حضرت زینب (س) فقط اشک می‌ریخت. هرگز، هم عزادار بود و هم با کلمه می‌جنگید. اینجا هم مردم با اشک می‌جنگیدند و چه جنگ ترسناکی است این جنگ برای اسرائیل و اتفاقا ترس درستی هم هست که در لحظه دوم مهم تشییع پیکر نشانه‌های ترس خود را بروز دادند. با چند جنگنده که اف ۳۵ همراهشان بود. واقعا اگر این جنگنده‌ها نمی‌آمدند، مراسم تشییع یک چیز کم داشت. آنجا خیال همه راحت شد که بله، اسرائیل همچنان از این اشک‌ها می‌ترسد. یعنی از این جمعیت ترسیده است. از این لبیک‌ها ترسیده است. از شهید نصرالله می‌ترسد و جنگنده‌ها جواب گرفتند. چند دقیقه شعار علیه اشغالگر و چه شعارهای قدرتمندی و چه مردم شجاعی. شعارهایی که پشتوانه قدرت نظامی است و سازنده امنیت. ترکیب اسلحه و ایمان همان چیزی است که اسرائیل را بیشتر می‌ترساند. همان قدرتی که اجازه تصرف لبنان را نه در جنگ سی‌وسه روزه داد نه در جنگ اخیر و لحظه سوم، لحظه گشتن پیکرها اطراف استادیوم بود. دوباره اشک و آه و هر چند وقت یک‌بار لبیک و شعار مرگ بر اسرائیل. همه با هم. پس خبری از پایان نیست.

همه با هم صاحب عزاییم

۳: شیعیان لبنان مظلوم و مقتدرند. امام و آقا را از عمق وجودشان دوست دارند و به مسافران ایرانی می‌گویند سلام ما را به آقا برسانید؛ همان‌هایی که روی سینه‌شان عکس امام نصب کرده‌اند. خودشان را جزئی از ایران می‌دانند و به حمایت ایرانی‌ها دلگرم. ایرانی‌ها هم بودند که بگویند شما تنها نیستید. شما افتخار جهان اسلام و تشیع هستید. ما نه در غم سید حسن عزیز فقط شریک غم که مثل شما صاحب عزاییم. ما همه با هم صاحب عزاییم. آن جمع دوست‌داشتنی ورزشگاه بیروت، تاریخ را ساختند، انسان را امیدوار کردند، از مظلومیت و اندوهشان، شور و ایمان متجلی کردند و آینده را خریدند. از این روزها در تاریخ شیعیان کم نیست. روزهایی که همه با اشک فریاد می‌زنند. اسرائیل با این روز چه می‌خواهد کند. روزهایی که در ایام جنگ تحمیلی فراوان دیده شد. روزهایی که ایران تنها بود؛ اما خدا را داشت و با قدرت مسجد و منبر بر عراق پیروز شد. اسرائیل با ۵ اسفندها چه می‌خواهد کند؟

حماسه نصرالله

پیکرهای سید مقاومت ، شهید سید حسن نصرالله و یار دیرین او شهید سید هاشم صفی الدین بر روی دستان جمعیتی بی شمار و پرخروش در لبنان، سرزمین سروها تشییع شد.


به گزارش مشرق، محمد مهدی ایمانی پور رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی طی یادداشتی در روزنامه رسالت نوشت: پیکرهای سید مقاومت ، شهید سید حسن نصرالله و یار دیرین او شهید سید هاشم صفی الدین بر روی دستان جمعیتی بی شمار و پرخروش در لبنان، سرزمین سروها تشییع شد. سکوت توام با هراس سیاستمداران و رسانه های صهیونیستی و غربی از برگزاری این مراسم ، حکایت از عمق تاثیرگذاری آن بر کلان روندها و گفتمان مقاومت در منطقه و جهان دارد. در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:

نخست اینکه روندهای گفتمانی، تمدنی و فرهنگی در طول تاریخ دارای “نقاط عطف”بوده اند. به این معنا که یک حادثه، خیزش یا مراسم فارغ از شکل ظاهری آن، یک پیام پررنگ فرازمانی و فرامکانی را به مخاطبان خاص و عام ارائه می کند. چنین قاعده ای در خصوص تشییع پیکر رهبران شهید مقاومت در بیروت نیز صادق است. بی دلیل نیست که دستگاه های تبلیغاتی و امنیتی دشمن طی هفته های منتهی به برگزاری مراسم تشییع، از هیچ گونه اقدامی در ممانعت از شکل گیری این خیزش پرمعنا و تاریخ ساز ممانعت ننموده و حتی در روایتگری های رسانه ای خود تلاش مذبوحانه ای را در سانسور یا تقلیل آن به یک مراسم ساده صورت دادند. با این حال شدت زلزله گفتمانی -مردمی اخیر به اندازه ایست که لرزه نگارهای مستقر در اتاق های فکر و عملیات دشمن قدرت محاسبه و پیشگیری از آن را ندارد. این زلزله گفتمانی، دارای پس لرزه هایی است که ارزش و عیار آنها از خود پدیده اصلی کمتر نخواهد بود. بنابراین، حماسه ای که امروز در بیروت شاهد آن خواهیم بود، تاریخ ساز بوده و روز ۲۳ فوریه ۲۰۲۵ میلادی را به نقطه ثقل و مبنای تبلور قدرت نرم مقاومت در سرتاسر دنیا مبدل می سازد.

نکته دوم، معطوف به قدرت نرم مقاومت و جایگاه آن در عرصه بین المللی بت فوروارد جهاد تبیین است. اخیرا رهبر معظم و حکیم انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از مردم آذربایجان شرقی،به نکته اساسی و مهمی در این خصوص اشاره فرمودند: « مسئله امروز ما تهدید سخت‌افزاری دشمن نیست بلکه تهدید نرم‌افرازی است. معنای تهدید نرم‌افزاری دستکاری افکار عمومی، ایجاد اختلاف و ایجاد تردید در محکمات انقلاب اسلامی و ضرورت پایداری در مقابل دشمن است.»

اصلی ترین مصداق محکمات انقلاب اسلامی، منظومه مقاومت و ابعاد گفتمانی -تمدنی آن است. جبهه مقاومت در طول سالها و دهه های پس از اشغال فلسطین توسط رژیم نامشروع و منحوس صهیونیستی، بارها قدرت سخت خود را به رخ دشمنان کشیده است. انعقاد آتش بس اخیر در لبنان و غزه، خروجی و محصول این مقاومت تمام عیار میدانی و خالصانه در برابر دشمنان آمریکایی و صهیونیستی در منطقه بوده است. اما تا زمانی که قدرت نرم مقاومت تبلور تام و مطلق در عرصه بین المللی پیدا نکند، شرط کافی برای پیروزی بر جبهه باطل محقق نخواهد شد. این روزها بیروت همان میعادگاه و بستری است که قدرت نرم مقاومت در فرامتن و بستر آن ظهور و بروز پیدا کرد و جبهه حق را به سوی تکمیل پیروزی خود بر دشمن رهنمون می سازد.

نکته سوم، به نقش حماسه اخیر در شکل گیری تمدن نوین اسلامی مربوط می شود. وفق آنچه رهبر معظم انقلاب اسلامی تاکید فرموده اند، “محوریت قوانین قرآن”، “ایمان”، “علم”، “اخلاق”، “مجاهدت مداوم “و “حکومت مردمی”، از شاخصه‌های مهم تمدن نوین اسلامی محسوب می شود. در مراسم تشییع رهبران شهید مقاومت در بیروت، همه این اجزا و مولفه ها به نحوی نمود پیدا خواهد کرد:جایی که نه تنها گفتمان سازش با دشمن صهیونیستی در سایه تاسی به گفتمان مقاومت به چالش کشیده می شود، بلکه فراتر از آن شاهد چینش ملموس اضلاع گذار به تمدن نوین اسلامی در کنار یکدیگر خواهیم بود. قطعا مسئولیت بزرگ امت واحد اسلامی پس از پایان مراسم تشییع به گونه ای جدی تر و حتی متفاوت تر از گذشته آغاز خواهد شد.ان شاءالله .

درگام دوم انقلاب اسلامی ، باید از داشته ها، دستاوردها و یافته های حکمرانی انقلابی در ایران در مسیر نیل به این هدف مقدس و غایی بهره جست. در این میان، باید گلوگاه ها و نقاط اتصال تمدنی ، ابعاد تئوریک و عملیاتی نظم تمدنی جدید در جهان اسلام و در نهایت، ابزارها و روش های نیل به این نقطه مشخص شود. گام هایی در این خصوص برداشته شده که موثر بوده و اکنون می توانیم به وضوح اعلام کنیم که از یک ایده انتزاعی یا مدل تئوریک مطلق سخن نمی گوییم .با این حال هنوز باید گام های بلندتر ، ملموس تر و عملیاتی تری در این خصوص برداشته شود.

ماموریت قالیباف در لبنان

پیوند میان ایران و مردم لبنان تاکنون فراتر از تعاملات دیپلماتیک دولت‌ها بوده و زین پس هم چنین خواهد بود. اما ایران تلاش می‌کند مسیر دیپلماتیک هم باز بماند و ماموریت قالیباف بخشی از این تلاش بود.


به گزارش مشرق، کبری آسوپار طی یادداشتی با عنوان "ماموریت قالیباف در لبنان" نوشت: قالیباف برای دومین بار در روزهای پر خطر منطقه راهی لبنان شد. از نگاه راقم این سطور چنین سفرهایی از وظایف یک مقام سیاسی است و نباید بیش از آنچه باید، بزرگ‌نمایی شود، اما همین هم نباید باعث ‌شود که شأن و جایگاه سیاسی چنین سفری و چنین حضوری را تبیین نکنیم. توجه کنیم که این سفر، سفر قالیباف نیست؛ سفر رئیس مجلس شورای اسلامی ایران به لبنان و حضور نماینده جمهوری اسلامی ایران در مراسم تاریخی تشییع سید مقاومت است.

قالیباف در سفر این بار به بیروت خلبان هواپیما نبود، اما در رأس هیئتی عازم لبنان شد که به لحاظ ترکیب کم ‌نظیر و شاید حتی بی نظیر بود، شاید به این دلیل که این بار برای اتفاقی بی نظیر هم مقاماتی از ایران راهی لبنان می‌شدند، برای وداع با سید حسن نصرالله. از فعالان رسانه‌ای تا نمایندگان رهبری، از نمایندگان مجلس تا فرماندهان نظامی، از مداح تا خانواده شهدا، از عضو مجمع تشخیص تا نمایندگان دستگاه قضایی و ... در این پرواز خاص حضور داشتند.

برای بدرقه پیکر سید مقاومت، باید هیئتی عالی‌رتبه از ایران در بیروت حضور پیدا می‌کرد. این «باید» صرف نظر از سابقه تعامل میان ایران و شخص سید حسن نصرالله که خود دلیل محکمی برای حضور بود، دو جهت اصلی داشت:

اول آنکه حزب‌الله هم‌پیمان وفادار ایران است و جمهوری اسلامی هم نشان داده که در روزهای سخت دوستانش را تنها نمی‌گذارد و در کنار آنها می‌ایستد. حضور عالی رتبه ایران در تشییع دبیر کل حزب‌الله بخشی از این «تنها نگذاشتن دوستان» بود. فقط هم نه برای اینکه خود حزب‌الله بداند که در کنارش هستیم. از قضا برخلاف جوسازی مسموم برخی ساده لوحان سیاسی در داخل که ایران را متهم به کم گذاشتن برای مقاومت می‌کنند، خود اهل مقاومت، از لبنانی‌ها و فلسطینی‌ها و سوری‌ها تا عراقی‌ها و یمنی‌ها به نقش ایران در محور مقاومت واقف هستند. لذا حضور ایران نه فقط برای دلگرمی لبنانی‌ها، بلکه پیامی به همه جهان است که ایران هیچگاه دوستان وفادار خود را تنها نمی‌گذارد.

دوم آنکه برخی پی راندن ایران از لبنان هستند. هم راندن از خود لبنان و هم قطع مسیر تعامل با محور مقاومت. بخشی از این پیگیری با ترورهای مقامات ایران در لبنان از سوی صهیونیست‌ها انجام شد بت فوروارد و بخشی دیگر را هم اکنون و پس از ترور سید، این ایرانی‌دوست‌ترین خارجی، از طریق فشار سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی بر دولت لبنان در تلاش هستند تا انجام دهند. هم از این رو، مسیر پروازهای ایرانی به بیروت بسته شد و هم از این رو مواضعی از برخی مقامات لبنانی، پس از فقدان سید دیده می‌شود که توجیهی ندارد. ایران طبعاً نباید بگذارد این تلاش‌ و پیگیری‌ها به موفقیت برسد.

لذا ایران یک ماموریت مهم تعریف کرد و آن هم حضور در تشییع سید حسن نصرالله در بیروت بود. برای انجام این ماموریت تاریخی هم محمدباقر قالیباف و در واقع رئیس مجلس شورای اسلامی انتخاب شد. گرچه روشن است سایر مقامات عالی‌رتبه ایران هم آمادگی انجام آن را داشتند. حضور قالیباف در لبنان را باید از جهت انجام این ماموریت تاریخی برای ایران، برای لبنان و برای محور مقاومت در جایگاه حقوقی او ببینیم.

ماموریت قالیباف اما فقط حضور در تشییع سید نبود؛ بخشی مهمی از کار او دیدارهای دیپلماتیکش بود؛ با رئیس‌جمهور، با رئیس‌مجلس و با نخست‌وزیر لبنان. مقاماتی که در لبنان هر کدام سهم جریان و گروه و مذهبی خاص هستند و مواضع یکسان سیاسی هم ندارند. نماینده ایران باید با آنها می‌نشست و صحبت می‌کرد. در خلال همین صحبت‌ها بود که کنایه رئیس جمهور لبنان به ایران و البته پاسخ نماینده ایران به او خبرساز شد.

دفتر ریاست جمهوری لبنان پس از دیدار رئیس جمهوری لبنان با قالیباف توییتی منتشر کرد و نوشت: «جوزف عون در دیدار با هیات ایرانی گفته: لبنان از جنگ‌های دیگران در سرزمین خود خسته شده است.»

در پاسخ به این طعنه، قالیباف مجبور شد به او یادآوری کند که: «تمامیت ارضی و آرامشی که در لبنان حاکم شده از ثمرات مقاومت است. تجاوزهای رژیم اشغالگر و سخنان ترامپ نشانگر دخالت آن‌ها در امور کشورها است. حزب الله همیشه در کنار مردم و ارتش برای استقلال و امنیت لبنان بوده است. ما حزب‌الله را بخشی از قدرت و امنیت ملی لبنان می‌دانیم. شما به عنوان فرمانده کل (سابق) ارتش لبنان به درستی واقفید که حزب‌الله تا چه میزان در امنیت لبنان در مقابله با داعش و تجاوزات اسرائیل موثر بوده است.»

پیوند میان ایران و مردم لبنان تاکنون فراتر از تعاملات دیپلماتیک دولت‌ها بوده و زین پس هم چنین خواهد بود. اما ایران تلاش می‌کند مسیر دیپلماتیک هم باز بماند و ماموریت قالیباف در لبنان بخشی از این تلاش بود.