بیانات رهبر انقلاب یادآور واقعهای بود که برخی سعی کردند آن را از یادها برده و دوباره فضای سیاسی کشور را شرطی کنند!
در این ویژهنامه، نگاهی به آخرین مواضع جناحهای سیاسی و تحولات مهم داخلی، خارجی، اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور انداخته میشود که مخاطبان بامطالعه آن به رهیافتهای مهم، نکات و تأملات از سیر وقایع اثرگذار دست خواهند یافت، در این بخش با ما همراه باشید.
*********
سخنان رهبر معظم انقلاب درباره تجربه تلخ مذاکره با آمریکا یک یادآوری از وقایعی بود که ۸ سال کشور را معطل توافقی کرد که عاقبت از بین رفت.
بیانات آقا مورد توجه رسانههای اصلاحطلب قرار گرفته است، اما در آینده باید دید که آیا این پیام به همه اصلاحطلبان رادیکال رسیده است یا نه! روزنامه ایران درباره شرافتمندانه نبودن مذاکره با ترامپ نوشته است:
تعبیر رهبر معظم انقلاب مبنی بر اینکه در شرایط فعلی مذاکره با آمریکا شرافتمندانه نیست، کاملاً درست است، زیرا نوع برخورد آمریکاییها به گونهای است که میخواهند امور مدنظر خود را به ایران تحمیل کنند. به تعبیری رساتر، آمریکاییها میخواهند خواستهها و زیادهخواهیهای خودشان را از طریق مذاکره محقق کنند. بنابراین زمانی که نمیخواهند یا قادر نیستند از طریق نظامی به نتیجه دلخواه برسند، تهدیدهایی را نسبت به دیگر کشورها از جمله ایران مطرح میکنند و در فضای تهدید، بحث مذاکره را پیش میکشند.
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است:
بنابراین واضح است که آمریکاییها بهراستی دنبال مذاکره سازنده نیستند، بلکه صرفاً دنبال آن هستند تا اهداف خود را در فضای مذاکره مبتنی بر تهدید دنبال کنند. به همین دلیل به باور من شرافتمندانه نیست که در فضای تهدید، مذاکره را آغاز کنیم، بویژه اینکه آنان بودند که ابتدا مذاکره را لغو کردند و زیر میز زدند.
روزنامه آرمان امروز با وجود صراحت بیانات رهبر انقلاب باز هم خط مذاکره با ترامپ را پیش برده و مینویسد:
شرایط سیاسی و امنیتی امروز ایران، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند تصمیمگیریهای دقیق، مدبرانه و حسابشده است. دولت دکتر پزشکیان که با حمایت مردمی که در انتخابات به آن رأی دادهاند، مسیربت فوروارد دیپلماسی فعال و تعامل با کشورهای مختلف جهان را در پیش گرفته است. سیاست خارجی دولت بر چهار اصل عزت، مصلحت، حکمت و اقتدار استوار است که همان چارچوبهایی است که رهبری برای تعاملات بینالمللی ترسیم کردهاند. در این میان، دولت توانسته با عقلانیت و تدبیر، نیروهای تأثیرگذار مختلف را حول مسائل کلان کشور جمع کند و در مسیر مدیریت بحرانهای سیاسی و اقتصادی گامهای ملموسی بردارد. پروژه وفاق ملی، بهویژه در عرصه داخلی، بهعنوان یکی از راهبردهای دولت برای کاهش تنشها و مدیریت اختلافات مطرح شد و هر چند در مسیر خود با موانع بسیاری مواجه شده است اما نتایج مثبتی در پی داشته است. این مسیر، البته هنوز در مراحل اولیه است و برای تکمیل آن، تلاشهای بیشتری نیاز است.
درباره سخنان رهبر انقلاب و مواضع جریان رادیکال و همسو با غرب بیان چند نکته ضروری است:
سخنان رهبر انقلاب یادآور واقعهای بود که برخی سعی کردند آن را از یادها ببرند و با ایجاد قاعده شرطیسازی همه چیز (آب خوردن و ازدواج و اشتغال جوانان) را مانند دولتهای یازدهم و دوازدهم منوط به توافق با آمریکا کنند، این در شرایطی است که فردی که حالا در کاخ سفید قرار گرفته است، عنوان کرده بود که برجام را پاره میکند و عاقبت بدون هیچ مجازاتی از برجام به طور یکجانبه خارج شد.
در همان دوران بود که دولت وقت در ایران در حالی که تا پیش از این آمریکا را «کدخدا» و اروپا را «آقا اجازه» میخواند به سمت قاره سبز چرخش کرد. از همین زمان دور دیگری از معطلسازی ایران آغاز شد و اروپاییها با وجود قول ایجاد کانالهای مالی و زنده نگه داشتن برجام به تعهدات و قولهای خود عمل نکردند و فقط حرفهایی از ایجاد کانالهایی چون «اینستکس» زده شد.
عد از این دوره بازهم آمریکا رنگ دموکراتیک به خود گرفت و «جو بایدن» رییسجمهور آمریکا شد اما وی به جای اینکه به توافق برجام که در دوره هم حزبی خود یعنی «باراک اوباما» ایجاد شده بود، بازگردد سعی کرد از میراث تحریمی ترامپ و از نقطه بسیار عقبتری مذاکرات را شروع کند.
به نظر میرسد یک جناح سیاسی سعی دارد همه این تجربیات تلخ ایران در بیش از ۸ سال مذاکره با آمریکا بر سر برجام و توافق رفع تحریمها را از یاد ببرد. ترامپ در یادداشتی که برای «فشار حداکثری علیه ایران» نوشته شده و امضاء کرده است، خواهان آن شده که ایران از امنیت خود خصوصا موشکهای بالستیک صرف نظر کند!
رهبرانقلاب درباره مخالفت با مذاکره لحن قاطعی داشتند؛ روشن و شفاف و صریح با یک استدلال بسیار ساده؛ دلیل مخالفت: تجربه!
سرویس سیاست مشرق- در میان انبوهی از گزارشها و تیترهای خبری، در یک بسته کامل با نام «ویژههای مشرق» شما را در جریان مسائل مهم و اثرگذار از نگاه روزنامههای کشور قرار میدهیم.

با وجود بیانات صریح رهبر انقلاب درباره آمریکا و پیامدهای گفتگو با غرب همچنان رسانههای اصلاحطلب تفسیرهایی از خود دارند که قابل تامل است.
روزنامه هممیهن در گزارش اصلی خود به نقل از حمیدرضا جلائیپور از ادامه خط مذاکره توسط چپها پرده برداشته و نوشته است:
یک حرف ساده دلسوزان کشور این است: ما در دیپلماسی چه چیزی از ترکیه، عربستان، امارات و قطر کمتر داریم که مردم ایران به این وضعیت بد معیشتی دچار شوند؟ حاکمیت این مشکل را با عامل خباثت آمریکا و اسرائیل توضیح میدهد؛ ولی این توضیح برای این دلسوزان یکبُعدی است و اقناعکننده نیست. شایسته است دیپلماسی علنی و غیرعلنی در کنار دفاع امنیتی از کشور در تخفیف بحرانهای کشور نقش کلیدی ایفا کند. تلاش «دیپلماتیک» و پیگیر حاکمیت و دولت برای رفع تحریمها عنصری مفید برای رویارویی با بحرانهای آینده کشور است.
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است:
کثیری از نیروهای موثر جامعه به کفایت دیپلماسی حاکمیت در مقایسه با کشورهای همسایه باور ندارند و این به نفع توان ملی کشور نیست. این مشکل با حمله به دولت پزشکیان حل نمیشود. این مشکل شایسته است در سطح عالی نظام و با تصمیمات صریح در شورایعالی امنیتملی سامان یابد.

روزنامه شرق نیز در گزارشی از تداوم دیپلماسی فعال از سوی دولت پس از بیانات رهبر انقلاب پرده برداشته و مینویسد:
با ایجاد فضای تازه شاهد برخی اتفاقات نیز هستیم که نشان میدهد برخی جریانها به دنبال مصادره شرایط جدید کشور هستند. همچنان که بخشی از ویدئوی سخنان محمدجواد ظریف، معاون راهبردی رئیسجمهوری که در مراسم روز خبرنگار بیان شده، دوباره در رسانهها بازنشر شده است. ظریف درباره مذکره با آمریکا گفته است «روی کلمه به کلمه برجام مذاکره شد، ولی ترامپ یکباره یک چیزی را امضا میکند و میگوید همه آن باطل است. با این آدم اصلا میشود مذاکره کرد؟» او افزوده است «آیا این جز یک نمایش تبلیغاتی است؟ اگر دنبال مذاکره هستید، ایران هیچوقت نگفته که مخالف مذاکرهایم. ما ثابت کردیم که طرفدار مذاکره هستیم، اما شما نشان دهید که مذاکره با شما ارزش وقت آدم را دارد».
درباره تفسریهای متعدد از بیانات رهبر انقلاب از جانب اصلاحطلبان بیان چند نکته ضروری است:
اول آنکه رهبرانقلاب درباره مخالفت با مذاکره لحن قاطعی داشتند؛ روشن و شفاف و صریح با یک استدلال بسیار ساده؛ دلیل مخالفت: تجربه. همچنین این مخالفت یک منطق بااهمیت دارد؛ همان دلیلی که یکبار بهخاطر آن در مذاکره با آمریکا همراهی کردند.
نکته بعدی نیز قابل بحث است: آمریکا سقف مذاکره را از قبل تعیین کرده در واقع نتیجه از قبل مشخص است، این سقف قابل تفسیر برای ادامه مذاکره نیست!
و در نهایت آنکه عضی ممکن است بگویند آن ترامپ با این ترامپ تفاوت میکند و این زمانه اقتضاء دیگری دارد. عملکرد دوره دوم ترامپ، به این موضوع پاسخ داده است. ترامپ در همین بت فوروارد یک هفته اخیر از سیاستهای آتی خود راجع به ایران پردهبرداری نمود. او یک یادداشت اجرائی منتشر کرد که استحکام و جنبه لزومالاجرا بودن آن از «فرمان اجرائی رئیسجمهور» مهمتر است؛ چرا که برخلاف فرمان اجرائی، یادداشت اجرائی رئیسجمهور آمریکا، نه نیازمند موافقت کنگره، نه نیازمند استناد به یکی از مصوبات کنگره و یا اصلی از اصول قانون اساسی و نه حتی نیاز به ثبت دارد.
منوچهر متکی، وزیر خارجه اسبق کشورمان در اشاره به بیدستاوردی برجام برای ایران تأکید کرد که مذاکرهکنندگان میبایست از مردم عذرخواهی کنند و به آنها بگویند ما اشتباه کردیم.
متکی: مذاکرهکنندگان برجام باید از مردم عذرخواهی کنند
منوچهر متکی، وزیر اسبق امور خارجه و دیپلمات اصولگرا به تازگی طی سخنانی که مشرق آنها را منتشر کرد، در اشاره به برجام گفته است:
"ما بعد از برجام علیرغم یک مقدار کارهای نمایشی که غربیها صورت دادند؛ ۱ دلار جابهجایی مالی نداشتیم که بتوانیم پولی فرستیم یا پولی برای ایران بیاید. یعنی جلوی مبادله پولی ما با دنیا را گرفتند. برجام بنا بود این را حل کند و تحریمها را رفع کند اما نکرد. و به نظر من مذاکرهکنندگان میبایست از مردم عذرخواهی بکنند. -آنها باید بگویند- که ما اشتباه کردیم. ما فکر کردیم اینها چیزی که میگویند را درست میگویند و پای حرفشان هستند. "
او در ادامه به خاطرهای در همین زمینه اشاره میکند و میگوید: من بعنوان یک همکار سابق پرسیدم اگر فردا آمریکا به تعهد خودش عمل نکند –چه میشود؟ اما آنها- گفتند نمیشود. آبروی آمریکا میرود. –ولی- این سادهانگاریست. ما ضمانت دادیم اما ضمانت نگرفتیم. [۱]
*مطالبه آقای متکی برای عذرخواهی مذاکرهکنندگان دولت روحانی یک مطالبه معقول و لازمه حکمرانی پیشرفته است.
به هر حال کسانی در دولتهای یازدهم و دوازدهم از بام تا شام بر طبل مذاکره کوبیدند، همه امور کشور را به آن گره زدند و البته وعدههای فراوانی هم دادند. ولی هیچکدام از وعدههای آنان محقق نشد.
اکنون آیا نباید منتظر عذرخواهی این جماعت بود؟
لازم به اشاره است که در یک حکمرانی پیشرفته و در منظومه فکری ولایت فقیه؛ مذاکره معقول و معامله بده بستان بخاطر منافع مردم هرگز حرام نیست. لکن آنچه در این مسیر حرام تلقی میشود؛ سادهلوحی، توافق یکطرفه و تضمین دادن بدون ضمانت طرف مقابل است.
عذرخواهی اصحاب برجام در قبال اشتباهشان میتواند هموارکننده مسیر تحقق منافع مردم در همه چارچوبهای عقلانی اعم از مقاومت یا مذاکره یا غیره باشد.
***
تقاضای آمریکایی کروبی از دولت پزشکیان
شرق گزارش داد: مهدی کروبی، یکی از محصوران فتنه ۸۸ که در زمان آزادیاش به بیان حرفهای شاذ در سیاست مشهور بود به تازگی در جریان ملاقات با محمدرضا عارف گفته است:
"بهعنوان یک انقلابی که از ابتدا با امام خمینی بودم و از سال۴۲ بارها رنج زندان و تبعید را تجربه کردم، از دولت مصرانه میخواهم ضمن حفظ عزت و شرف کشور، رابطه سیاسی را با آمریکا عادی کند و مسائل و مشکلات را با دولت جدید آمریکا حل و فصل کند."[۲]
*البته از کسی که هنوز بر اشتباه بزرگ خود در فتنه سال ۸۸ اصرار دارد و اهل عذرخواهی و توبه علنی نیست نباید انتظار داشت که اهل تحلیل صحیح نیز باشد و صحنه سیاست و دیپلماسی را به درستی درک کند. لکن از بابت تبیین مسئله باید اشاره کرد که با یک دشمن مسلم مثل آمریکا نمیتوان رابطه عادی داشت!
همچنین است که دشمنی آمریکا با ایران یک دشمنی مدلل و علّی نیست. بلکه یک دشمنی ذاتی و جوهری است. به این معنی که استکبار آمریکایی با ذات اسلام ناب و انقلاب مستضعفین دچار مشکل است و به هر قیمتی در پی دگردیسی یا براندازی آن است.
این نحو دشمنی هم با حل و فصل رفع نمیشود. در واقع مشکل یا پروندهای در میان نیست که اگر حل شود؛ این دشمنی هم تمام شود. (مگر در حالتی دور از ذهن که آمریکا دست از خوی استکباری خود برای همیشه بردارد)
و کروبی و امثال او البته متوجه این معانی نیستند.
با دشمنی مثل آمریکا صرفا میتوان در شرایط خاص و بر اساس منافع ملی به یک معامله بدهبستان اندیشید. معاملهای که البته پیششرطها و ضمانتهای زیادی هم برای تحقق نیاز دارد.
در این باره البته تجربه تلخ برجام نیز برای همه در دسترس و قابل مطالعه است.
درباره خبر مذکور همچنین باید اشاره کرد که اقدام عجیب عارف در ملاقات با یک محصور فتنه ۸۸ نیز با هیچ منطقی قابل پذیرش نیست.
باید هشدار داد که اشتباهات آقای عارف که البته کم هم نیستند وبال دولت و شخص آقای پزشکیان خواهد شد.
قدرت نظامی ایران به روایت "ظریف"
محمدجواد ظریف، وزیر خارجه اسبق کشورمان به تازگی طی سخنانی در محل معاونت راهبردی رییس جمهور با اشاره به قدرت نظامی و امنیتساز ایران در مواجهه با دشمنان خارجی با تأکید بر اینکه اگر موشکهای ما در وعده صادق ۱ و ۲ به مراکز جمعیتی و سربازان اسرائیلی برخورد می کرد آنوقت قدرت واقعی ما نمایان میشد، گفت: اما تصمیم ایران این نبود و آنها (اسرائیلیها) در حال پخش کردن این روایت هستند که قدرت آفندی و پدآفندی کشورمان تضعیف شده است.
او همچنین تصریح میکند: جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب با یک بت فوروارد خطر بین المللی مواجه شد چرا که آمریکاییها میخواستند ایران را ساقط کنند و کودتای نوژه و سپس حمله عراق به کشورمان را هم تجربه کردیم. ما با عامل خودباوری که از زمان امام راحل در دل مردم و کشور ریشه کرد و در دوران رهبری مقام معظم رهبری هم ادامه دارد به همراه دو عامل دیگر -یعنی- پشتیبانی مردم و نیروهای مسلح توانستیم بر سختیها فائق آمده و به نقطه امن امروز برسیم.
وزیر خارجه اسبق کشورمان میافزاید: ایران امروز بعد از ۲۲۰ سال به موقعیتی رسیده که نه آمریکا و نه اسرائیل یا هیچ کشور دیگری نمیتواند به این فکر کند که به کشورمان حمله کنند و قسر در بروند؛ همانگونه که رهبری فرمودهاند دوران بزن درو تمام شده است.[۳]
*سخنان آقای ظریف که در هنگامه تهدیدات ترامپ مطرح شده بسیار مغتنم هستند و نشان میدهد که در ذهن دولتمردان یک نگاه صحیح نسبت به قدرت دفاعی ایران و امنیتساز بودن هژمونی ایران شکل گرفته است.
اغتنام این سخنان از آنروست که شکلگیری بنیادهای تحلیلی صحیح در ذهن مسئولان میتواند در جلوگیری از بروز "محاسبه غلط" و مثلا مذاکره غلط مؤثر باشد.
کما اینکه به یاد داریم همین چند سال قبل چطور در ذهن یکی از مسئولان محاسبهی غلطی درباره قدرت دفاعی ایران وجود داشت و هزینههایی هم برای کشور ایجاد شد.
معالوصف امروز و به فضل الهی از آن اغلاط ذهنی عبور کردهایم و اکنون وقت بسط و تثبیت و نهادینهسازی این باورها در ذهن همگان است.
خدمات و دستاوردهای انقلاب اسلامی سال ۵۷ هنگامی در ذهن مردم، نسلهای نو و نسلهای آینده نهادینه میشود که قبلا در ذهن مسئولان و خواص کشور نهادینه شده باشد.
در مسئله جرم "گرانی بیقاعده" متأسفانه به جای رؤیت اقتدار دولت و برخوردهای بازدارنده با گرانفروشان؛ شاهد پاسکاری مسئولان ذیربط به یکدیگر هستیم.
سرویس سیاست مشرق - «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابهلای اخبار و اتفاقات کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیلها و پیشینههایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم میگذاریم. هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

کار هست، نیروی کار نیست!
سید مالک حسینی، معاون اشتغال وزارت کار درباره وضعیت اشتغال کشور گفته است: با اطلاع عرض می کنم به سبب عوامل متعددی مانند تورم های بالا و عدم کفایت دستمزدها در برخی مشاغل در جاهایی از کشور تقاضای کارمان از نیروی کارمان بیشتر است به تعبیر دیگر، تقاضا از سوی کارفرما هست ولی نیرو نیست.
به گزارش مشرق، او میافزاید: تحولات در بازار کار به ویژه فضای کار سکویی(پلتفرمی) و تغییر نگرش نسلی به اولویت درآمد بر اصل کار ، از علل عدم تمایل به تصدی برخی مشاغل از سوی جوانان است.
حسینی تصریح میکند: زمانی نفس کار کردن ارزش بود. به ویژه اینکه این کار در بخش تولید باشد. اما وقتی طی دو دهه اخیر شاهد تداوم تورم های بالا در طول زمانی چند ساله هستیم و درآمدهای ناشی از کار به سبک سابق کفاف یک زندگی آبرومندانه را به سختی می دهد، لذا از سویی مردم میبینند که برخی با زحمات کمتر و به یکباره به ثروت می رسند، این موضوعات در طول زمان فرهنگ کار و فعالیت اقتصادی را دچار تغییر کرده است و این تغییر به ضرر اقتصاد ما به ویژه در بخش تولید خواهد بود.
این مقام مسئول گفته است: افزایش هزینههای تولید و عدم امکان پرداخت حقوق رقابتی باعث شده که نیروی کار بهسمت مشاغل دیگر برود. این شرایط بهشدت به کسبوکارها آسیب زده است.[1]
*از چند سال قبل نشانههای معضل کمبود نیروی کار در حال آشکار شدن بود لکن عزم چشمگیری برای آیندهنگری پیرامون رفع این معضل دیده نشد.
شاید برای مخاطبان محترم جالب باشد که ما در این زمینه گزارشهای متعددی را با مفهوم "لزوم واردات نیروی کار" هم منتشر کردیم تا اقتصاد کشور به معضل کمبود کارگر برخورد نکند.[2]
در بحث دلیل این مشکل نیز ضمن احترام به مسئول مذکور و مواردی که مطرح کرده لکن مباحثی مثل تورم هرگز دلیل کمبود نیروی کار نیست.
باید شجاعت داشت و صراحتا گفت که علت کمبود نیروی کار در ایران؛ معضل "بیکاری شیک" است.
به این معنی که عمده کارجویان به دلیل برخورداری از سطحی از معیشت و به این دلیل که با اجبارهای اجتماعی مثل مالیات بالا یا هزینههای درمان کلان یا تأمین سوخت و غذای گران مواجه نیستند؛ مایل به پذیرش هر کاری نیستند فلذا بین بیکاری یا پذیرفتن مشاغل غیر پشت میزی؛ گزینه نخست را انتخاب میکنند.
و در نتیجه مشاغل کارگری و مشاغلی که نیاز به نیروی کار میدانی دارد با معضل کمبود مواجه میشود.
دقت شود که در حالت فعلی هم نرخ بیکاری ایران تکرقمی و در نُرم استاندارد جهانی است. به این معنی که ما مشکل بیکاری نداریم ولی مشکل بیکاری شیک و کمبود کارگر داریم.
در بحث پایین بودن حقوق کارگری نسبت به سایر حقوقها و اینکه این مسئله انگیزه حضور در مشاغل کارگری را کم میکند نیز باید توضیح داد که این مقوله به کمبود قوانین و نبود پیوستهای فرهنگی بر میگردد نه به پایین بودن حقوق کارگری.
یعنی هنگامی که در جامعه ما هیچ قانون بازدارندهای برای ثروتهای بت فوروارد بادآورده پلتفرمی وجود ندارد و مثلا یک بلاگر عجیب و غریب بیاستعداد به راحتی میتواند پول زیادی به جیب بزند و مالیات خاصی هم ندهد؛ آنگاه طبعا یک جوان جویای کار که از یک سطح معیشتی نیز برخوردار است و محتاج نان شب نیست؛ بین کارگری و شغل کاذب بلاگری به سمت دومی میل میکند.
این در حالی است که یک مسئول دانا باید برای آن بلاگر محدودیتهایی قرار دهد تا فرهنگ اشتغال واقعی در جامعه آسیب نبیند. (اقدامی که طی سالهای گذشته صورت نگرفته و فرهنگ کار ضربه خورده است!)
در پیوست فرهنگی نیز سالهاست که توقعاتی در جامعه پمپاژ میشود که هرکس با هر درآمدی باید بتواند به اندازه و دقیقا همسطح دیگران از امکانات برخوردار باشد!
این در حالی است که چنین معنایی نه معقول است و نه ممکن.
بلکه عدالت حکمرانی هنگامی جاری میشود که همه بتوانند از امکانات و تفریحات بهرهمند باشند اما در سطح درآمدی خودشان.
لذا وقتی این توقع ایجاد میشود که همه سطوح درآمدی بدون طی کردن مدارج ثروت و رنج کشیدن در مسیر تولید درآمد اقتصادی باید از بالاترین سطح امکانات و تفریحات و... برخوردار باشند؛ آنگاه است که میبینیم کارگری تبدیل به عار میشود چون حقوقش کم است، برای پذیرش درآمد پایین هیچ انگیزه یا اجباری وجود ندارد، شغلهای پشت میزی تبدیل به آمال همه میشود و در نهایت هم اقتصاد کشور با معضل کمبود نیروی کار برخورد میکند.
در اینجا بایستی اذعان کرد که اگرچه تا سالهای مدیدی راه رفع این معضل چیزی جز "واردات نیروی کار" همراه با رعایت پیوستهای قانونی و امنیتی و فرهنگی این مسئله نیست لکن مسئولان ذیربط هم نباید و نمیتوانند نسبت به تنظیم بایستههای اشتغال در ایران بیمبالاتی کنند.
روابط و قوانین اشتغال و درآمد باید بهگونهای تنظیم شود که اولا هیچ شغل کاذب و غیر ضروری نتواند به ثروت بادآورده برسد و ثانیا اولویت همگانی بر ایجاد احترام و تسهیلات برای مشاغل با حقوق پایین باشد.
اگرچه در یک اقتصاد پیشرفته فرد جویای کار با انتخابهای مختلفی مواجه است لکن حاکمیت هم باید با سیاستگذاری درست به این انتخابها جهت و سمت و سو بدهد.
***
"منطق برجام"؛ منطقی که محقق نشد!
مجید تختروانچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه با تأکید بر اینکه این موضوع که "گفته میشود برجام مرده است، جمله مناسب و جالبی نیست" گفته است: واقعیت این است که زمان تعدادی از مفاد برجام گذشته است. مثلا پنج سال بعد از برجام، تحریمهای تسلیحاتی از بین رفته و دیگر معنا ندارد که در مورد این موضوع صحبت کنیم. یا در سال هشتم برجام، تحریمهای موشکی و پهپاد از بین رفتهاند. طبیعی است که معنایی ندارد در مورد آنها صحبت شود.
به گزارش جماران، او میافزاید: در واقع یک سری سالها و سررسیدها که در برجام قید شده، از نظر تاریخی، زمان آنها گذشته، ولی ما معتقدیم منطق حاکم بر برجام زنده است و طرفهای مذاکراتی ما هم این را قبول دارند.
تختروانچی تصریح میکند: منطق مذاکراتی برجام مبتنی بر این است که اعتمادسازی از سوی ایران در ارتباط با فعالیتهای هستهایاش انجام شود و طرف مقابل نیز اقدام به رفع تحریمها کند. این اعتماد سازی در این چارچوب است که ما یک سری محدودیتها را در حوزه برنامه هستهایمان برای یک مدت زمان مشخص بپذیریم و طرفهای مقابل نیز تحریمها را رفع کنند. همانطور که اشاره شد ما و اروپاییها در مورد اینکه منطق برجام باید در مذکرات حاکم باشد، اشتراکنظر داریم.[3]
*گشایش بحث خوبی در سخنان تخت روانچی به چشم میخورد. و آن اینکه بر اساس منطق برجام نزد برجامیون؛ ایران باید اعتمادسازی کند و اروپا و آمریکا هم تحریمها را لغو کنند.
ما و افکار عمومی در جریان بخش اول یعنی اعتمادسازی ایران هستیم. نصب دوربینهای 24 ساعته آژانس، بازدیدهای دورهای، ماجرای رآکتور اراک و...
لکن ما و مردم در جریان بخش دیگر این ماجرا یعنی لغو تحریمها نیستیم!
یعنی نه تنها اثری احساس نمیشود بلکه حتی خبری هم از لغو تحریم نیست و به جای آن خبر تحریمهای بیشتر و اعترافات تلخ برجامیون از قبیل "دستاورد تقریبا هیچ برجام"، "دیوانگی بودن مذاکره با آمریکا" و "نمیتوانیم حتی یک حساب در انگلیس باز کنیم" موجود است.
اکنون و طبق صراحتی که در سخنانی تختروانچی پیرامون منطق برجام وجود دارد؛ منطق برجام زیر سؤال است و محقق نشده. لذا به نظر میرسد که حامیان برجام و مذاکره اکنون باید برای این مخدوش شدن منطق برجام، توضیحات اقناعی مناسبی را ارائه کنند.
دقت شود که در پیامد این خدشه افتادن بر منطق برجام اما چیزی که در عمل اتفاق افتاده؛ تمنّای بیشتر برجامیون برای مذاکره است!
***
"بغلی بگیر"؛ پاسکاری نهادهای متولی گرانی با یکدیگر!
علی احسان ظفری، رئیس هیات مدیره اتحادیه فرآوردههای لبنی کشور در واکنش به تایید افزایش قیمت لبنیات توسط بازرسی اتاق اصناف ایران اظهار داشت: هرگونه افزایش قیمت لبنیات ممنوع است و افزایش قیمتهایی که توسط برخی از برندها صورت گرفته غیر قانونی است و باید با آنها برخورد صورت گیرد.
وی افزود: مردم در صورت مشاهده گران فروشی لبنیات یا هرگونه تخلف در بازار آن را به شماره ۱۲۴ و سازمان تعزیرات حکومتی اعلام کنند تا با متخلفان برخورد صورت گیرد.
به گزارش مشرق، رئیس هیات مدیره اتحادیه فرآوردههای لبنی کشور ادامه داد: در صورتی که هر گونه مواد اولیه تولید و بسته بندی از جمله پت گران شده است، به معنی آن نیست که صنایع لبنی به صورت خود سرانه اقدام به گران فروشی محصولات خود کنند.
نیکمنش معاون بازرسی و نظارت اتاق اصناف ایران پیشتر گفته بود که قیمت انواع محصولات لبنی در یک تا دو ماه اخیر افزایش داشته است و گزارشهای آن به طور هفتگی در اختیار سازمان حمایت قرار گرفته است.[4]
*اینکه معاون بازرسی اتاق اصناف درباره قیمت لبنیات یک حرف میزند و عضو هیئت مدیره اتحادیه لبنی حرف دیگر؛ ناشی از نبود اقتدار دولت در بازار مایحتاج مردم است که به سایر مسئولان نیز تسرّی پیدا میکند.
جالب است که آقای ظفری در حالی از این میگوید که مردم گزارش گرانفروشی را به سازمان تعزیرات بدهند که گویا نمیداند سخنگوی سازمان تعزیرات هم به خیل کثیر شاکیان جرم گرانفروشی پیوسته و اخیرا در مصاحبهای به انتقاد از قیمت گزاف بلیطهای هواپیما و نان به نرخ روزخوری برخی شرکتهای مسافربری هوایی پرداخته است![5]
مردم باید بدانند که هرکدام از این 3 مسئول به تنهایی میتوانست عمود خیمه گرانفروشها را بر زمین بزند و با یک موضع عاشورایی قلب گرانفروشی را هدف بگیرد.
ضمن اینکه مقام قضایی هم میتواند چنین کاری بکند. (همانند کاری که دادستان وقت تهران در سال 97 کرد و تنها در یک روز و با دستگیری چند گرانفروش بازار مرغ؛ قیمت گوشت مرغ را تا روزی که بر مصدر کار بود تثبیت کرد)
معالوصف درباره 3 مسئول صنفی و اجرایی صدر مطلب در سازمانهای تعزیرات، اتحادیه لبنی و اتاق اصناف باید گفت که از اینان عملکرد بایسته در مبارزه با گرانی نمیبینیم چون آنها هم از عملکرد بایسته دولت در نظارت بر بازار و قیمتها مطمئن نیستند.
در واقع متولی اصلی این ماجرا یعنی دولت که باید جلوی گرانی را بگیرد در صحنه نیست و بازار عملا به پدیده بیدولتی مبتلی شده. در نتیجه مسئولان ردههای پایینتر نیز به جای مواجه شدن با خیل عظیم گرانفروشها؛ ترجیح میدهند عملکرد خود را با دولتی تنظیم کنند که متأسفانه مقام بالادستی است و عزمی هم برای نظارت ندارد.
و علت وقوع جرم "گرانی بیقاعده" به همین تلخی است که روایت شد!
برخی اخبار درباره لغو نشست ضدانقلاب حکایت از آن دارد که اختلافات و رقابتهای درونی یکی از عوامل لغو نشست رضا ربع پهلوی بوده است.
سرویس سیاست مشرق- هفدهم بهمن، رضا پهلوی در توییتی نوشت که به کنفرانس امنیتی مونیخ دعوت شده بود، اما مداخله وزارت خارجه آلمان، مانع از حضور او شده و این دعوت پس گرفته شده است.

ساعتی پس از این ماجرا سخنگوی وزارت خارجه آلمان در واکنش به این توئیت، تاکید کرد که کنفرانس امنیتی مونیخ بهطور مستقل درباره دعوتنامههای خود تصمیمگیری میکند و وزارت خارجه دخالتی نکرده است. پس از بیانیه وزارت خارجه آلمان، رسانههای معاند تلاش کردند با ارتباطگیری با دفتر مطبوعاتی کنفرانس مونیخ، علت این رفتار با پهلوی را جویا شوند که پاسخی درباره پرسشهای خود دریافت نکردند. با این حال رضا پهلوی دو روز بعد، در توئیتر خود مدعی شد که دعوت از او در اجلاس مونیخ پابرجاست.
رسانهها و اکانتهای حامی پهلوی این ماجرا را با سروصدای زیادی در شبکههای اجتماعی بازتاب دادند و مدعی شدند که جلسات به دلیل تهدیدات امنیتی و خطر جانی ربع پهلوی، لغو شده است! غافل از اینکه ساعاتی بعد، رسانههای هلندی نیز اعلام کردند نشستی که قرار بود بیست و پنجم بهمنماه، در پارلمان هلند با حضور پهلوی برگزار شود، «لغو» شده است.
بخش رسانه پارلمان هلند نیز همچون دفتر مطبوعاتی کنفرانس مونیخ پاسخ روشنی نداد و در توضیح این موضوع اعلام کرد، برنامه رضا پهلوی در پارلمان هلند به دلایل مربوط به دستور کار روزانه لغو شده است.
همه این موارد در حالی رخ داده که هفته گذشته نیز مجمع کمبریج در بیانیهای که در وبسایت خود منتشر کرده بود، اعلام کرد سخنرانی بیست و دوم بهمنماه، رضا پهلوی در این مجمع لغو شده است. کمبریج هم در این بیانیه، دلایل امنیتی و خطر جانی ربع پهلوی را علت لغو این نشست اعلام کرده بود؛ اما اشاره موردی به تهدید خاصی نکرد.
بیانیه لغو سخنرانی رضا پهلوی در مجمع کمبریج
سلطنتطلبان ادعاهای متعددی درباره لغو دیدارها مطرح کردهاند و پیامهای رسمی مربوط به لغو جلسه ربع پهلوی را تفسیر به رای کردند؛ آنها بهگونهای روایت کردند که یکی از علتهای لغو دیدار، استقبال فراتر از انتظار از پهلوی بوده و محل برگزاری ظرفیت کافی نداشته است!
برخی هم دلایل امنیتی را بهانه لغو جلسات پهلوی اعلام کردند. بااینحال، این توجیهات نتوانست کاربران را قانع کند و پرسش آنها درباره لغو زنجیرهای این دیدارها را بیپاسخ باقی گذاشت طوری که برخی حامیان پهلوی در شبکههای اجتماعی پرسیدند: «اگر مشکل، مسائل امنیتی یا کمبود ظرفیت بوده، چرا جلسه بهصورت آنلاین برگزار نشده است؟
مشکل امنیتی نیست!
علی همدانی روزنامهنگار سابق بیبیسی فارسی در واکنش به لغو جلسه کمبریج در انگلستان توضیح داد که باوجود ادعای دستگاه رسانهای سلطنتطلبان مبنی بر تهدیدات امنیتی رضا پهلوی، با پلیس کمبریج تماس گرفتم و پرسیدم آیا گزارشی از تهدید امنیتی دریافت کردند، یا به دلیل خطر احتمالی دانشگاه را مجبور به لغو مراسم کردند. پلیس هم با رد همه موارد گفت هیچ نقشی نداشته است!
توئیت علی همدانی، روزنامهنگار سابق بیبیسی فارسی
برخی اخبار درباره لغو نشست ضدانقلاب حکایت از آن دارد که اختلافات و رقابتهای درونی یکی از عوامل لغو نشست رضا ربع پهلوی بوده است. لابی ضدانقلاب چپ و مارکسیستی با احزاب چپگرا اروپایی نقش به سزایی در لغو برنامههای گروهک سلطنتطلب داشته است. چنانچه کارشناس شبکه تروریستی اینترنشنال نیز در گفتگو با این رسانه ضدایرانی، تأکید کرد که مشکل تهدید امنیتی نبوده؛ بلکه بخشی از اپوزیسیون در خارج از کشور عامل اصلی این ماجرا هستند.
چالشهای سلسلهوار اپوزیسیون ثابت میکند که شدت اختلافات بین ضدانقلاب افزایش پیدا کرده و هر کدام به طور جداگانه در نامههایی که به مقامات غربی ارسال میکنند، اعلام میکنند که نمایندگان چپ، نفاق یا پهلوی، نماینده اپوزیسیون ایران به شمار نمیآیند!
البته اپوزیسیون هم اندک اعتبار سابق خود را بین مقامات بیت فورد غربی از دست داد است. دستور اخیر ترامپ برای قطع بودجه مؤسسات ضدایرانی و رفتار اروپاییها با آنها، حکایت از این دارد که غرب دیگر تمایلی به شرطبندی روی اسب بازنده جریان برانداز ندارد. از سال ۱۴۰۱ تاکنون، شناخت غربیها از اپوزیسیون بیشتر شده و برخلاف پائیز دو سال گذشته، شاهد سرمایهگذاری صددرصدی آنها روی این افراد سرسپرده نخواهیم بود. این رویکرد بلافاصله پس از حوادث مهسا امینی به چشم خورد و شبکههای تروریستی ضدایرانی در کشورهای غربی با محدودیتها و تعطیلیهای گستردهای روبهرو شدند.
در این رابطه بیشتر بخوانید:
پشت پرده قطع کمکهای مالی به همجنسبازان، تجزیهطلبان و تروریستها+ اسناد
تعطیلی زنجیرهای رسانههای فارسیزبان صهیونیستها
چالشهایی که اپوزیسیون در سه سال اخیر پشت سر گذاشته، ماهیت مصرفی آنها برای دولتهای غربی را به نمایش گذاشته است. عرصهای که این دولتها برای سازمان تروریستی منافقین طی سالهای اخیر مهیا کرده بودند، پس از آشوبهای ۱۴۰۱، به طور پیوسته تنگ شد و میدان عملیاتی خود را در کشورهای مختلف از دست دادند.
پلیس آلبانی تابستان ۱۴۰۲ دومرتبه به مقر منافقین حمله کرد. ابتدا در خرداد ۱۴۰۲، پلیس آلبانی با هزار نیرو به کمپ اشرف ۳ در تیرانا حمله کرد و در جریان این حادثه، یکی از اعضای این گروهک تروریستی را معدوم کرد و نزدیک به ۱۰۰ نفر از ساکنین کمپ تیرانا معروف به اشرف ۳ نیز زخمی شدند. در این حمله، پلیس آلبانی به بهانه مبارزه با جرایم سایبری و نقض توافقهای سال ۲۰۱۴، وارد کمپ اشرف ۳ شد. سازمان مجاهدین خلق اعلام کرد که در این عملیات، تجهیزات الکترونیکی و پهپادهایی کشف و ضبط شده است. پلیس آلبانی تأکید کرد که این عملیات بر اساس حکم دادگاه عالی مبارزه با تروریسم انجام شده است.
پس از آن در مردادماه همان سال نیز پلیس آلبانی با تأکید بر حکم دادگاه عالی مبارزه با تروریسم، به بهانه مبارزه با جرایم سایبری و نقض توافقهای سال ۲۰۱۴، وارد کمپ اشرف ۳ شد. منافقین بعدها اعلام کردند که در این عملیات، تجهیزات الکترونیکی و پهپادهایی کشف و ضبط شده است.
در این رابطه بیشتر بخوانید:
چرا پلیس آلبانی عملیات پاکسازی لانه منافقین را آغاز کرده است؟
پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حسابهای تشکیلاتی در اشرف ۳
اوایل بهمن ۱۴۰۳ هم دولت کانادا در اقدامی قابلتوجه، فعالیت گروهک تروریستی منافقین را دچار محدودیتهای سخت کرد؛ تا جایی که ازاینپس هرگونه برگزاری تجمع با تصاویر سران این تشکیلات تروریستی ممنوع اعلام شده است و اعضای این گروهک دیگر حق تبلیغ سران سازمان در شبکههای اجتماعی را نخواهند داشت. برخی برآوردها بیانگر این است که دولت کانادا به دلیل فعالیتهای غیرقانونی، چون پولشویی، توزیع قاچاق و تأسیس دفاتر مالی غیرقانونی، این گروهک را دچار محدودیت کرده است.
از طرفی دولت فرانسه نیز قصد دارد قرارگاه اور یا قرارگاه صبا را از این سازمان پس بگیرد. دولت فرانسه در سالهای آغازین ورود منافقین به این کشور، تصمیم گرفت یک مقر سیاسی - نظامی در حاشیه پایتخت خود برای این سازمان تدارک ببیند. این محل قرارگاهی بود توسط پلیس فرانسه محافظت کامل میشد، حتی به این سازمان تروریستی اجازه داده شد که حاشیه دیوار آن با سیمخاردار و دوربین مداربسته پوشش داده شود و عناصر منافقین هم مجوز گرفته بودند تا در خیابانهای اطراف گشتزنی کرده و با تجهیزات کامل، مانند یک سفارتخانه، از آن محافظت کنند.
اخیراً هم سازمان تروریستی منافقین با چالش جدید روبهرو شده و دو شرکت مشهور ماهوارهای به علت نمایش اقدامات خشونتطلبانه و نقض مکرر کنوانسیونهای بینالمللی در سیمای فرقه رجوی، هشدارهای جدی به این فرقه دادند. تاحدیکه این موضوع، در نشستهای محرمانه فرقه موردبحث قرار گرفته و مطرح شده که هشدارهای جدی از سوی دو شرکت پخشکننده برنامههای «سیمای آزادی» به این فرقه ارسال شده است. این هشدارهای مهم به دلیل نقضهای مکرر کنوانسیونهای بینالمللی پخش ماهواره و قوانین آفکام (سازمان تنظیمکننده مقررات رسانهای) در محتوای برنامهها بهویژه ترویج آموزشهای تروریستی و نمایش اقدامات خشونتآمیز و خرابکارانه، صورت گرفته است.